+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 20:5  توسط mazaher110  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر ۱۳۸۹ساعت 20:58  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
این فایل را کم پلر باز کنید

http://www.2shared.com/file/11081442/3e80a90f/2__baz_khaniye_tafakkorate_roh.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 2:28  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
این فایل  را با کم پلیر باز کنید 

http://www.2shared.com/file/11081322/6d95180c/1__baz_khaniye_tafakkorate_roh.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 2:20  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
  1. موضوع: جنايتهاى رژيم اشغالگر قدس در لبنان- سستى و فتور سران دولتهاى اسلامى.
  2. مناسبت: روز جهانى قدس.
  3. موضوع: بسط توحيد و شناخت عالم، هدف بعثت انبيا- استقامت و پايدارى ملت ايران.
  4. مناسبت: عيد سعيد فطر.
  5. بسط توحيد و ارائه حقايق عالم، هدف بعثت انبيا.
  6. نزول قرآن پس از رسيدن پيامبر به حقيقت قرآن.
  7. قرآن سرّى است بين حق و ولىّ اللَّه اعظم كه رسول خداست
  8. ادعيه ائمه (ع) راهگشاى انسان به مدارج الهيه.
  9. راهپيمايى روز قدس، ضربه به ابرقدرتها.
  10. اتكاى ملت ايران به قدرت عظيم الهى.
  11. بيدارى ملتهاى مستضعف جهان.
  12. سخنرانى [در جمع اعضاى هيأت دولت در آستانه هفته دولت (فاجعه كشتار حجاج)].
  13. ما هيچ هستيم و همه چيز خداست.
  14. مشكلات دولت اسلامى.
  15. كشتار حجاج، توطئه‏اى از پيش طراحى شده.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۸ساعت 17:22  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
  1. موضوع: ترسيمى از چهره نظام اسلامى ايران.
  2. مناسبت: عيد سعيد فطر.
  3. بيان ويژگيهاى انقلاب اسلامى.
  4. مردمى بودن نيروهاى نظامى و انتظامى.
  5. ارائه الگوى مردمى بودن نظام در صدور انقلاب.
  6. روحانيت وابسته در خدمت ابرقدرتها.
  7. ايجاد تفرقه با تأويل گفتار.
  8. موضوع: بيدار باش به مسلمين جهان براى قيام عليه استكبار و صهيونيسم.
  9. مناسبت: روز جهانى قدس.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۸ساعت 17:13  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

خلاصه‌اي از پيام امام (ره)

روز قدس، جهانى است، و روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است، روز مقابله ملتهائى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير آمريكا بودند، روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند، روزى است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۸ساعت 16:54  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید  

آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است 

 باید چنگ و دندان همۀ ابر قدرتها ، خصوصاً آمریکا را شکست 

آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند

ما آمریکا را زیر پا میگذاریم

سیاست ما ، سیاست آشتی ناپذیر با آمریکاست

سلاحهای آمریکا قادر به مقابله با اسلام نخواهد بود

کینه ما نسبت به آمریکا مقدس است

ما حتی برای یک لحظه با آمریکا کنار نخواهیم آمد

ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه ، بر سر آمریکا فرود آمده است

دولت آمریکا مفهوم شهادت را نمی فهمد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 1:25  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

چکیده: روز یازدهم دی ماه 1367 هجری شمسی، حضرت امام خمینی بنیانگذار پیام مهم و تاریخی خود را خطاب به گورباچف صدر هیأت رئیسه شوروی سابق صادر کردند. نامه تاریخی امام (ره) در شرایطی خطاب به رهبر شوروی سابق نگاشته شده بود که تحلیلگران سیاسی نظاره گر تجید نظر طلبی و آغاز تحولات دنیای کمونیسم بوده ولی قادر به اظهار نظر در این باره نبودند. رهبرکبیر انقلاب اسلامی نه تنها اظهار نظر صریح درباره تحولات جهان کمونیست کرد بلکه فرمود: از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد...

در اولین روز سال 1989 میلادی ـ 11 دی 1367 ـ نامه معروف و تاریخی امام‌خمینی خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رئیس‌جمهور شوروی در زمینه مرگ كمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتكاء به غرب انتشار یافت.
این نامه در شرائطی منتشر شد كه اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان یك مجموعه برقرار بود، جنگ سرد خاتمه نیافته بود، دیوار برلین به عنوان نماد جدائی شرق و غرب، فرو نریخته بود و حاكمیت كمونیسم بر قانون اساسی شوروی و بر مقدرات مردم در جمهوری های این كشور، هنوز برقرار بود. با این حال امام خمینی در نامه عبرت‌آموز خویش به گورباچف از صدای شكسته شدن استخوانهای ماركسیسم سخن به میان آورد و وی را از روی آوردن به غرب برای حل مشكلات اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی برحذر داشت.

متن نامه امام‌خمینی به این شرح است:(1)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم


جناب آقای گورباچف! صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا كه پس از روی كار آمدن شما چنین احساس می‌شود كه جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته‌اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه‌ بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاكم بر جهان گردد، لازم دیدم نكاتی را یادآور شوم. هر چند ممكن است حیطه تفكر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در كنار آن حل پاره‌ای از مشكلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مكتبی كه سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فكر می‌كنید، اولین مسأله‌ای كه مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است كه در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه، كه تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیكر مردم كشور شوروی وارد كرده است، تجدیدنظر نمایید؛ و بدانید كه برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممكن است از شیوه‌های ناصحیح و عملكرد غلط قدرتمندان پیشین كمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های كور اقتصادی سوسیالیسم و كمونیسم را با پناه بردن به كانون سرمایه‌داری غرب حل كنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نكرده‌اید، كه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شكل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.
جناب آقای گورباچف

باید به حقیقت رو آورد. مشكل اصلی كشور شما مسئله مالكیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بن‌بست كشیده و یا خواهند كشید. مشكل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.
جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است كه از این پس كمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا كه مكتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، كه اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.
حضرت آقای گورباچف، ممكن است شما اثباتاً در بعضی جهات به ماركسیسم پشت نكرده‌ باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنید؛ ولی خود می‌دانید كه ثبوتاً این‌گونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به كمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیكر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام كمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم كه در شكستن دیوارهای خیالات ماركسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا كنید كه آخرین لایه‌های پوسیده هفتاد سال كژی جهان كمونیسم را از چهره تاریخ و كشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما كه دلشان برای وطن و مردمشان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی كشورشان را برای اثبات موفقیت كمونیسم، كه صدای شكستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف كنند.
آقای گورباچف وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ «الله‌اكبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی‌ مرتبت ـ صلی‌الله علیه و آله و سلم ـ به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار دیگر به دو جهان‌بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان‌بینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را كه ماده ندارد موجود نمی‌دانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یكسره افسانه می‌دانند. در حالی كه معیار شناخت در جهان‌بینی الهی اعم از «حس و عقل» می‌باشد، و چیزی كه معقول باشد داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی كه ماده ندارد، می‌تواند موجود باشد. و همان‌طور كه موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متكی است.
قرآن مجید اساس تفكر مادی را نقد می‌كند، و به آنان كه بر این پندارند كه خدا نیست و گرنه دیده می‌شد. لن‌ نومن‌لك حتی نری‌الله جهره(2) می‌فرماید: لاتدركه الابصار و هو یدرك الابصار و هو اللطیف‌الخبیر.(3)
از قرآن عزیز و كریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، كه از نظر شما اول بحث است، اصولاً میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفة اسلامی، بیندازم. فقط به یكی ـ دو مثال ساده و فطری و وجدانی كه سیاسیون هم می‌توانند از آن بهره‌ای ببرند بسنده می‌كنم. این از بدیهیات است كه ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یك مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی كه به عیان می‌بینیم كه انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می‌داند كجاست؛ در محیطش چه می‌گذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی‌میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر كمالی را به طور مطلق می‌خواهد. و شما خوب می‌دانید كه انسان می‌خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی كه ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می‌خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق كنید، می‌توانید دستور دهید كه صاحبان این‌گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی(4) و بوعلی‌سینا(5) ـ رحمت‌الله علیهما ـ در حكمت مشاء مراجعه كنند، تا روشن شود كه قانون علیت و معلولیت كه هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراك معانی كلی و نیز قوانین كلی كه هرگونه استدلال بر آن تكیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به كتابهای سهروردی(6) ـ رحمت‌الله علیه ـ در حكمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح كنند كه جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف كه منزه از حس می‌باشد نیازمند است؛ و ادراك شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حكمت متعالیه صدرالمتألهین(7) ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین و‌الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد كه: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد.
دیگر شما را خسته نمی‌كنم و از كتب عرفا و بخصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌(8) نام نمی‌برم؛ كه اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد.
جناب آقای گورباچف

اكنون بعد از ذكر این مسائل و مقدمات، از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص كنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، كه به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است كه می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشكلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممكن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریك می‌دانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید كه دیگر این‌گونه فكر نمی‌كنید كه مذهب مخدر جامعه است.(9)
راستی مذهبی كه ایران را در مقابل ابرقدرتها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی كه طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی كه وسیله شود تا سرمایه‌های مادی و معنوی كشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد كشد كه دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلكه مذهبی است كه مردم ما آن را «مذهب امریكایی» می‌نامند.
در خاتمه صریحاً اعلام می‌كنم كه جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید. و در هر صورت، كشور ما همچون گذشته به حسن‌ همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد.
والسلام‌ علی‌من‌اتبع الهدی.
11/10/67
روح‌الله الموسوی‌الخمینی


پاسخ گورباچف به پیام امام‌خمینی:

پیام امام‌خمینی در 13 دی 1367 توسط هیأت منتخب ایشان مركب از آیت‌الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده‌چی‌ دباغ، در مسكو به گورباچف تحویل گردید.(10) گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تسلیم امام‌خمینی كرد. گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود كه ابعاد معنوی پیام امام را درك نكرده است. زیرا صرفاً تلاش كرده بود تا از یكسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادیهای سیاسی در شوروی را تشریح كند و از سوی دیگر دستاوردهای اقتصادی كمونیسم را از 1917 به بعد توصیف نماید.
«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امام‌خمینی رساند. در این دیدار كه آقایان علی‌اكبر ولایتی وزیر امورخارجه، محمدجواد لاریجانی، و علیرضا نوبری حیرانی سفیر وقت ایران در مسكو حضور داشتند، وزیر خارجه شوروی ابتدا پیام كتبی میخائیل گورباچف را به امام‌خمینی تسلیم كرد و سپس اظهار داشت:(11)
از حضرت امام بسیار متشكرم از این فرصتی كه برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیة میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام كنم. سعی خواهم كرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم. ابتدا می‌خواستم عرض كنم كه خود واقعیات تبادل پیام‌‌ها بین رهبران كشور ما یك پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است كه شرایطی پیش آمده است تا روابط فیمابین دو كشور ما وارد یك مرحله كیفی جدیدی شود برای همكاریها در تمامی زمینه‌ها.
آقای گورباچف در پیام خود اشاره می‌كنند كه پیام جنابعالی خطاب به دبیركل كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیأت رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه كردند. شكی نیست كه ما در موارد عمده‌ای اتفاق نظرداریم اما مواردی هست كه ما اختلاف نظر داریم، اما این مهم نیست.
پیام شما ملاحظات عمیق راجع به سرنوشت بشریت دارد. آقای گورباچف عقیده دارند كه ما در مهمترین مورد اتفاق نظر داریم یعنی انسانها باید یاور یكدیگر باشند تا بشریت فناپذیری به خود بگیرد. چنانچه انسان‌ها متحد نشوند خطر فاجعه برای بشریت وجود دارد، چون امكانات بالقوه برای به وجود آوردن چنین فاجعه توسط خود انسانها ایجاد شده است.
آقای گورباچف معتقد است كه مبارزه در راه نیل به یك دنیای عاری از سلاح هسته‌ای و آزاد از زور وظیفه تمامی ملتهاست. و اما راجع به سیاست خارجی اتحاد شوروی، هدف ما تعمیم رجحان ارزشهای مشترك برای تمامی ملتها و برتری این ارزشها بر تمامی منافع دیگر چه طبقه‌ای و چه ملی است.
آقای گورباچف به شما می‌نویسد كه حرفهای امام راجع به حسن نیت رهبری ایران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواری با اتحاد شوروی با واكنش خوب از طرف رهبران شوروی مواجه شده است. ما دارای یك مرز بسیار طولانی هستیم همچنین دارای سنن دیرینة مناسبات و روابط فرهنگی بین دو ملت هستیم. ما اساس خوبی داریم برای استمرار مناسبات بر پایه جدید. یعنی بر پایه اصول احترام متقابل، تساوی حقوق و عدم مداخله در امور داخلی یكدیگر.
آقای گورباچف می‌نویسد كه در سیاست بین‌المللی، ما پیرو یك اصل اساسی هستیم یعنی اصل احترام به آزادی انتخاب برای هر انسان و هر ملت. نتیجتاً كشور ما و تمامی ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن‌ استقبال كرده است. استبداد شاهنشاهی در ایران مردم خود را استثمار كرده و از روش های واقعاً بربریت استفاده می‌كرده و شرافت و آبروی ملت خود را پایمال كرده برای جلب رضایت نیروهای خارجی. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی كرده و می‌كنیم.
ْآقای گورباچف در پیام خود می‌نویسند كه ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال 1917 بود. در رهگذر ما، هم مشكلات بزرگی بود و هم موفقیت‌های چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده كه ما با این اشتباهات خود را اصلاح می‌كنیم و آن را محكوم می‌كنیم. علی‌رغم تمامی مشكلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع كنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. می‌خواستم به استحضارتان برسانم كه مسئلة آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بین‌المللی كنونی نیز هست. ما برای خود سئوالی داریم چرا كه باید راه برای ادامة رهگذر پیدا كنیم: آیا این راه ما راه كهنه و دگماتیك است یا راه جدید و انقلابی؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در كشورمان انقلاب داریم؟ اما یك انقلاب مسالمت‌آمیز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما می‌خواستیم كه حضرت امام بدانند كه در كشور ما روند تجدید و بازسازی ادامه دارد. بازسازی اقتصادی و سیاسی، تجدید ارزیابی‌های ما و طرز تفكر ما و تجدید نظریاتی كه ما قبلاً داشتیم.
آقای گورباچف اشاره می‌كند كه تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فكر می‌كنیم می‌شود گفت كه ما در آستانة یك نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. توافق‌های بسیار مهم به امضا رسیده است یك كلاس از سلاحهای هسته‌ای از بین می‌رود.
دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همین‌طور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولت‌ها، اما این هدیة امپریالیستها نیست، این ارادة ملتهاست و ارادة زمان است. چارة دیگری وجود ندارد، مسابقة تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعة بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان می‌رسند.
ما از خاتمه جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال می‌كنیم، برای همكاری با شما جهت استحكام صلح در خاورمیانه و نزدیك و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیج‌فارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی كشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناك است و باید آن را به اتمام رساند.
ما می‌خواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشه افغانستان نیز با شما همكاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم كه مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.
شواردنادزه افزود: یك نكتة دیگر از پیام آقای گورباچف اینكه: ایشان اظهار آمادگی می‌كنند برای گسترش همكاریهای اقتصادی و همكاری در زمینه‌هایی كه ما قبلاً همكاریهای خوبی داشته بودیم. ما برای برقراری و ادامة تماسها بین انسانها، نمایندگان محافل اجتماعی و روحانیون نیز آمادگی داریم. آنها از این دعوت جنابعالی استفاده خواهند كرد.
در پایان، فرستادة ویژة رهبر شوروی گفت: این بود محتوای اصلی پیام آقای گوباچف. ایشان بهترین آرزوها و سلام خود را به جنابعالی می‌رسانند و خواهان طول عمر جنابعالی به نفع و سعادت ایران هستند.

در خاتمه امام خمینی فرمودند:

«ان‌شاء الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید كه من می‌خواستم جلوی شما یك فضای بزرگتر باز كنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ كه دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.»

[حضرت امام از خروج نیروهای شوروی از افغانستان استقبال كردند، و بر حسن همجواری و توسعه مناسبات قوی در ابعاد مختلف در مقابله با شیطنت‌های غرب و خروج نیروهای بیگانه از خلیج‌فارس تأكید و آرزو كردند تا مردم شوروی و ایران همیشه در صلح و آرامش زندگی كنند.]

تأملی در پیام امام خمینی:

نامه تاریخی حضرت امام كه از اسناد مهم سیاسی قرن محسوب می‌شود، بویژه به دلیل اثبات مفاد آن از جمله فروپاشی كمونیسم، خسارات شوروی به خاطر اتكاء به غرب، و متوقف شدن روند واگذاری منابع اقتصادی متحدین شوروی به این كشور بسیار درخور اهمیت است.
امام خمینی در این پیام تلاش كردند تا به گورباچف چند نكته را تفهیم كنند:
1. برخلاف تصور ماركس و لنین، اسلام و ارزش‌های دینی، پدیده‌هایی ماندگار و روح‌بخش ملت‌ها هستند.
2. كمونیسم و مكاتب مادی وهم و خیالند و ناپایدار و فروپاشیدنی هستند.
3. غرب تكیه‌گاه قابل اعتمادی برای حل مشكلات روسیه نیست.
با این همه، گورباچف هشدار امام خمینی را جدی نگرفت و در نتیجه عواقب ناشی از این بی‌توجهی همانگونه كه در پیام امام خمینی پیش‌بینی شده بود، تحقق یافت یعنی از یك‌سو به گورباچف ثابت شد كه پناه بردن به كانون سرمایه‌داری غرب دردی از روسیه را دوا نمی‌كند(12) و از جانب دیگر «دیگران» به میدان آمدند و به بهانه جبران اشتباهات وی، او را به حاشیه راندند. (13)
در سالگرد رحلت امام خمینی در 1378 گورباچف طی مصاحبه‌ای با خبرنگار واحد مركزی خبر در مسكو از اینكه به هشدارهای آن روز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بی‌اعتنائی كرده بود، اظهار تأسف نمود. وی در این مصاحبه اظهار داشت.(14)
«مخاطب پیام آیت‌الله خمینی از نظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود». وی افزود «زمانی كه من این پیام را دریافت كردم احساس كردم كه شخصی كه این پیام را نوشته بود متفكر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط كردم كه او كسی است كه برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درك كنم»
گورباچف سپس با تشریح نابسامانی های اقتصادی و سیاسی روسیه، تصریح كرد «اگر ما پیشگویی های آیت‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم.»
گورباچف در مصاحبه خود با خبرنگار واحد مركزی خبری به روابط روسیه با غرب اشاره كرده و تصریح نمود كه «اقتصاد روسیه از همان ابتدا در حال ریزش و سقوط بود و ما در واقع نمی‌توانستیم همگام با غرب عمل كنیم... ما از جنگ سرد صرفنظر كرده و شروع به برقراری روابط با كشورها نمودیم. اما غربی‌ها در این نبرد، پیروز شدند....»
خطای گورباچف این بود كه روند حركتی را كه در شوروی به‌عنوان «اصلاحات» شناخته شده بود، با خواست و اراده غرب همراه و هماهنگ كرد. در نتیجه هر روز استقلال و اقتدار كشورش را در برابر غرب به‌طور ناخواسته تضعیف نمود و در عوض پایگاهها و نقاط اتكاء فعالیت غرب از داخل شوروی را تقویت نمود. گروههایی كه هیچ اعتقادی به تمامیت ارضی و حاكمیت ملی شوروی نداشتند مثل قارچ روئیدند و با متینگ‌ها و گردهمایی‌های تحریك‌كننده و آشوب‌طلبانه در لیتوانی، استوانی، اوكراین، تاتارستان، گرجستان و نقاط دیگر بر طبل قومیت‌خواهی و ملی‌گرایی و خودمختاری طلبی كوبیدند و هر روز بیش از روز قبل، امنیت ملی شوروی را از درون و با حمایت بیرونی مورد تهدید قرار دادند.


پانوشت‌ها:

1ـ به نقل از صحیفه امام، ج 21، ص 220
2ـ بخشی از آیة 55 سورة بقره: قوم حضرت موسی به ایشان گفت: «ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینكه خدا را آشكارا ببینیم.»
3ـ سورة انعام آیة 103: «او[خدا] را هیچ چشمی درك نمی‌كند و او بینندگان را درك می‌كند، و او نامرئی و آگاه است.»
4ـ ابونصر فارابی (فوت 339 هـ ق) از بزرگترین فیلسوفان ایرانی است. او زبان عربی و فلسفه را در بغداد فرار گرفت و كتابهای ارسطو را مطالعه كرد. پس از آن به حلب و دمشق رفت و به تألیف پرداخت. فارابی به سبب شرحی كه برآثار ارسطو نوشته است به «المعلم الثانی» مشهور شده است و مقام او را بعد از ارسطو قرار داده‌اند. فارابی در همة علوم عهد خود استاد و صاحب تألیف است.
5ـ شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا (فوت 428 هـ ق) پزشك و فیلسوف و نویسندة ایرانی كه مقام وزارت داشت از بزرگترین حكیمان و عالمان جهان به شمار می‌آید. سینا آثار متعددی دارد و در حدود 240 كتاب و رساله از او نام می‌برند كه بسیاری از آنها به زبانهای مختلف ترجمه شده است. از معروفترین آثار او، كتاب شفا، قانون، اشارات، نجات و دانشنامة علایی است. ابوعلی‌سینا در علوم حكمت و فلسفه و طب و ریاضی استادی داشت.
6ـ شیخ شهاب‌الدین سهروردی (مقتول به سال 587 هـ ق) از بزرگترین فیلسوفان ایران است. در شهر«سهرورد» متولد شد و نزد شیخ مجدالدین جبلی استاد فخر رازی حكمت و فقه آموخت و در فنون فلسفه استاد گشت. چون در بعضی موارد نظر سهروردی با عقاید قدما اختلاف داشت و اصطلاحات دین زرتشت را به كار می‌برد، او را به الحاد متهم كردند و همین امر باعث شد كه علمای حلب، صلاح‌الدین ایوبی، فرمانروای مصر و شام را به قتل او وادار سازند. شهاب‌الدین سهروردی فیلسوفی عارف و صاحب 49 كتاب و رساله است.
7ـ صدرالدین محمدبن‌ابراهیم شیرازی معروف به ملاصدرا (فوت 1050 هـ ق) از فیلسوفان و حكیمان قرن یازدهم در شیراز متولد شد و پس از مرگ پدر به اصفهان سفر كرد و نزد میرداماد و شیخ بهایی به تحصیل پرداخت. پس از آن چند بار به زیارت مكه رفت. ملاصدرا افكار فلسفی دقیق داشت و تألیفاتش در حكمت، مرجع و مأخذ اهل علم بوده است. مهمترین آثار او به زبان عربی است. ملاصدرا را می‌توان از افتخارهای عصر صفویه به شمار آورد.
8ـ محی‌الدین بن عربی یكی از بزرگترین حكما و فلاسفة اسلامی است كه آثار او به‌عنوان مأخذ و منبع، مورد استفادة فلاسفه و حكمای بعد از او قرار گرفته است.
9ـ لنین، پایه‌گذار كمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی، دین را افیون جامعه می‌دانست كه بعداً این نظریه حتی از سوی خود كمونیستها نیز باطل اعلام گردید.
10ـ آیت‌الله جوادی آملی پس از بازگشت از این سفر شرح مبسوطی بر پیام امام خمینی به گورباچف نوشت كه با عنوان «آوای توحید» از سوی مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی به چاپ رسید.
11ـ به نقل از صحیفه امام، ج 21، ص 298
12ـ از یك سال قبل از انتشار پیام امام خمینی كه گورباچف دكترین خود موسوم به گلاسنوست ـ توسعه سیاسی ـ و پرسترویكا ـ توسعه اقتصادی ـ را انتشار داد تا 30 آذر 1370 كه اتحاد جماهیر شوروی عملاً فرو پاشید، صفحات مطبوعات جهان مملو از گلایه‌ها و انتقادات گورباچف و دیگر مقامات دولتی مسكو از دولت‌های غربی به خاطر خلف وعده آنان در اعطای كمك به شوروی بوده است. در طی این مدت تخریب دیوار برلین ـ آبان 1368ـ اعلام رسمی پایان جنگ سرد از سوی سخنگوی كرملین ـ آذر 1368ـ اعلام لغو حاكمیت كمونیسم بر قانون اساسی شوروی ـ بهمن 1368 ـ هضم شدن آلمان شرقی در آلمان غربی در قالب وحدت دو كشور ـ مهر 1369 ـ پیروزی یلتسین در انتخابات روسیه و حمایت غرب از وی ـ تیر 1370 ـ كودتای هدفمند علیه گورباچف و شاخص‌تر شدن یلتسین در جامعه شوروی ـ مرداد 1370 ـ و سرانجام تأسیس جامعه كشورهای مشترك‌المنافع به‌عنوان جانشین شوروی كه به منزله پایان رهبری گورباچف بود ـ آذر 1370 ـ مهم‌ترین رویدادهای مقطع مورد نظر در شوروی محسوب می‌شد. این رویدادها عموماً از تضعیف تدریجی شوروی و حذف مرحله به مرحله گورباچف حكایت می‌كرد.
13ـ یلتسین در آذر 1370 «جامعه كشورهای مستقل مشترك‌المنافع» را جایگزین اتحاد جماهیر شوروی كرد و به عمر این اتحاد و رهبری گورباچف خاتمه داد و گورباچف بعدها به این نقشه برنامه‌ریزی شده كه از حمایت غرب برخوردار بود اعتراف كرد.
14ـ روزنامه جمهوری اسلامی، 11/3/1378

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 1:19  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
نخست وزير دولت مردمي فلسطين در پيامي به ملت ايران با تاكيد بر اينكه امام راحل ارزش جهاد براي قدس و فلسطين را اعتلا بخشيدند، تاكيد كرد كه با وجود محاصره، ملت فلسطين همچنان صبور و بردبار و هميشه در صحنه است و از قدس شريف دست نخواهد كشيد.
به گزارش فارس، متن پيام اسماعيل هنيه نخست وزير دولت مردمي فلسطين كه پيش از خطبه هاي نمازجمعه ديروز تهران قرائت شد به اين شرح است:
از بيت المقدس و اكناف آن، از سرزمين مبارك فلسطين، از ديار سلحشوري و جهاد، درود و سلام ملت مسلمان فلسطين و درود و تحيت هزاران شهيد و جانباز و اسير فلسطيني را تقديم مي دارم.
از اين كه اين فرصت را فراهم آورديد تا در اين روز خجسته كه ملت فلسطين همدوش با برادران ايماني خود در ايران و ساير كشورها حضور پرشور خويش را به منصه ظهور مي رسانند، كمال تشكر و قدرداني را داشته باشيم.
به راستي كه چه روز با عظمتي است و چه تاريخ سرفرازانه اي است، روز هفتم آگوست 1979، روزي كه امام راحل خميني كبير(ره) جمعه آخر ماه مبارك رمضان را روز قدس ناميدند و مسلمانان پهنه گيتي را به گراميداشت اين يادمان فرا خواندند.
اين دعوت امام خميني(ره) بيان كننده آن است كه قدس و فلسطين تا چه اندازه در قلب اين امام عظيم الشأن زنده و حاضر بود و به دنبال آن چه اندازه در دل ميليون ها عاشق دلداده قدس و مشتاقان نصرت آن جاي گرفت.
حقيقتاً حضرت امام خميني رحمت الله عليه، اين ابرمرد تاريخ، ارزش جهاد براي قدس و فلسطين را اعتلا بخشيدند و اين خود حمايت از جايگاه ويژه قدس و فلسطين در انديشه حضرت امام داشت.
ايشان بودند كه فرمودند: «قدس متعلق به مسلمانان است و بايد به آن بازگردانده شود.» و بسيج امت اسلام براي آزادي قدس را بر همگان تكليف دانستند.
هنوز دعاي خميني كبير كه از خداوند منان مسئلت مي كردند توفيق سفر به قدس شريف و اقامه نماز در آن را پيدا كنند، در گوشمان طنين انداز است، فرصت را مغتنم شمرده و از خداي بزرگ مي خواهيم كه با فراهم آوردن اين فرصت براي رهبر معظم انقلاب اسلامي، رئيس جمهور، رئيس مجلس و ديگر مسئولان جمهوري اسلامي ايران براي اقامه نماز در قدس آزاد شده و رها از لوث دشمن اسرائيلي، اين آرزوي قلبي حضرت امام(ره) را تحقق ببخشد.
مستحضريد كه ميليون ها تن در سراسر اين كره خاكي به فراخوان امام راحل براي گراميداشت و زنده نگاه داشتن روز قدس لبيك گفته و شاهديم كه جمعه آخر ماه مبارك رمضان صحنه و عرصه راهپيمايي ها و گردهمايي ها و حضور باشكوهي است كه در حمايت از قدس شعار سر مي دهند و آزادي اش را از خداوند منان مسئلت مي نمايند.
بي شك اين صحنه ها نمود عملي اتحاد اسلامي است كه همواره مورد تاكيد امام خميني(ره) بود.
خاطر شريفتان را مستحضر مي دارد كه برادران و خواهران مسلمان شما در فلسطين به ويژه در نوار غزه در معرض آماج زشت ترين و پليدترين ظلم و ستم و بيدادگري دشمن قرار دارند و با محاصره اي دست و پنجه نرم مي كنند كه بشر نظير آن را به خود نديده است.
آمريكاي سردمدار شرارت و ستم و استبداد در جهان و دست پرورده آن يعني دشمن صهيونيستي و ايادي آنان با كمال خونسردي و آرام آرام دست به كشتار ملت ما زده اند.
هر ساعتي كه سپري مي شود، تعدادي از هموطنان ما جان مي بازند و بر شمار بيماران افزوده مي شود، دشمنان از ورود موادغذايي و دارو ممانعت مي كنند مگر آنچه را كه براي منافع خويش مناسب مي بينند، اجازه ورود مي دهند. ادامه محاصره عامل افزايش مرگ و مير فلسطينيان به ويژه در ميان بيماران شده است.
بسياري از خانواده هاي پرجمعيت، محترم و اصيل فلسطيني و بسياري از فرزندان شهدا و جانبازان و اسرا منبع درآمدي ندارند و اين همه محاصره به خاطر راي ملت شريف فلسطين به انتخاب اين دولت است و اين انتخاب بار امانت مسئوليت را بر دوش دولت منتخب نهاده است.
پس همانگونه كه براي قدس روزي اختصاص داديد، نيز زماني از شبانه روز را براي دعا و طلب نصرت باريكه غزه (غزه عزت آفرين) اختصاص دهيد.باشد كه قطره اشكي پاك موجب تسلاي خاطر يتيمي شود و عزم و پايداري را در ما تحكيم بخشد.
به زعم اين همه محاصره و محنت و تنگنا، اما ملت ما همچنان صبور و بردبار و هميشه در صحنه است و از سرزمين و قدس و از حق بازگشت به سرزمين و ديار خويش دست نخواهد كشيد.
اينجانب به اين مناسبت بزرگ برترين تقديرها و سپاس هاي خود را محضر حضرت آيت الله خامنه اي (حفظه الله) رهبر معظم انقلاب اسلامي كه به حق راه امام راحل را پيمودند و به موضوع قدس اهتمام ويژه اي دارند و بر گراميداشت آن تاكيد مي ورزند و قدس را در دل هر مسلماني جاي داده اند، تقديم مي كنم.
من از جوار بيت المقدس و پيرامون آن خاضعانه از درگاه ايزد منان مسئلت دارم كه رهبر معظم انقلاب اسلامي و مسئولان جمهوري اسلامي را از هر گزندي مصون كند.
سخن آخر را با جمله اي از بيانات حضرت آيت الله خامنه اي (حفظه الله) به پايان مي برم كه فرمودند: «دير يا زود فلسطين به آغوش فلسطينيان بازخواهد گشت.»
رهبر معظم انقلاب اسلامي با اين ديدگاه، تاكيد فرمودند بر استمرار راه امام(ره)؛ آنگاه كه فرمودند «اگر به اسلام و مقدسات اسلامي تعرض شود يا تهديدي از دشمنان متوجه آنها شود، هيچ مسلماني نمي تواند در مقام نظاره گر و تماشاچي باشد.»
در پايان، ضمن تشكر و قدرداني از مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري و رئيس و اعضاي مجلس شوراي اسلامي و آحاد ملت شريف ايران از باريتعالي مسئلت دارم كه همه ما در آينده اي نزديك روز قدس را در قدس و از درون صحن مسجد الاقصي گرامي بداريم.
والسلام عليكم
و رحمه الله و بركاته
برادر شما اسماعيل هنيه نخست وزير دولت مردمي فلسطين- غزه
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 1:12  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
در ٢٧ تيرماه ١۳٦٧ و در يك اقدام نفس گير و ناگهاني جمهوري اسلامي ايران قطعنامه ۵۹٨ سازمان ملل متحد را پذيرفت تا حسن نيت خود را در هشت سال دفاع مقدس ثابت نمايد و دشمن متجاوز را در چهارچوب قوانين بين المللي به تمكين وادارد.

قرارداد معروف ١۹٧۵ كه به مرزهاي معين دو كشور تاكيد مي كرد از جمله بديهي ترين مواردي بود كه جمهوري اسلامي ايران، رژيم عراق را به پايبندي نسبت به آن  فرا مي خواند. سيرت تجاوز كار دشمن عليرغم پذيرش قطعنامه ۵۹٨ از سوي جمهوري اسلامي ايران باز هم بروز و ظهور يافت. باز هم قواي مسلح عراق با بهره گيري از مزدوران خود فروخته استكبار، مرزهاي كشور اسلامي ما را در نورديدند و هجومي ديگر را به شهرها و روستاهاي ايران آغاز كردند. يکي از دلايل واهي رژيم بعث عراق براي تجاوز به حريم نظام جمهوري اسلامي ايران، اختلاف بر سر مرزهايي است که در قرارداد 1975 الجزاير تعيين شده بود. پس از گذشت هشت سال از جنگ نابرابر که تمام موجوديت رژيم عراق در خطر قرار گرفت، آمريکا و ديگر متحدان و ياوران رژيم بعث عملاً وارد جنگ گرديدند . حضرت امام خميني (ره)، با در نظر گرفتن مصالح عالي نظام اسلامي و با درک توطئه گسترده آمريکا و غرب براي سرکوب انقلاب اسلامي و مردم مسلمان و انقلابي ايران، پس از مشورت با فرماندهان عالي نظام و مسئولان مملکتي، قطعنامه 598 شوراي امنيت را پذيرفتند. شوراي امنيت در اين قطعنامه دو کشور ايران و عراق را به برقراري آتش بس و صلح دعوت کرده بود.

 

جمهوري اسلامي ايران به دليل ويژگي هاي مثبت برخي از مفاد اين قطعنامه به ويژه، بندهاي مربوط به معرفي متجاوز و پرداخت غرامت جنگي، موافقت خود را با پذيرش آن اعلام کرد. اما با وجود پذيرش قطعنامه 598 توسط جمهوري اسلامي ايران، رژيم عراق که خود نيز آن قطعنامه را پذيرفته بود، تا زمان برقراري آتش بس رسمي در مرداد ماه سال 1367 ش (اوت 1988م) به تهاجمات خود عليه جمهوري اسلامي ايران ادامه داد و خوي تجاوزگريِ خود را بار ديگر آشکار ساخت. پس از پذيرش قطعنامه 598 از طرف ايران، آتش بس ميان طرفين از تاريخ 29 مرداد 1367 برقرار شد. شوراي امنيت در تاريخ 18 مرداد 67، قطعنامه 619 را تصويب کرد که به موجب آن گروه ناظران نظامي ايران و عراق و سازمان ملل که از حدود چهارصد نفر از 25 مليّت مختلف تشکيل شده بود، در دو کشور مستقر شدند.

  

 همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند:

"كساني كه در جبهه هاي سياسي مسئول دفاع از انقلاب و نظام اسلامي بودند، فضاي سرد سياسي و توطئه هاي گوناگون دشمنان اسلام در عرصه بين المللي را بيش از ديگران احساس كردند. آنان با فداكاريهاي خود در كنار ارتش، سپاه، بسيج و آحاد ملت ما، دشمن را مبهدوت ساختند و من اين پيروزي بزرگ سياسي و بين المللي را به دست اندركاران پيگيري قطعنامه 598 كه تلاش قابل تحسيني را به انجام رساندند، تبريك مي گويم."

 

 و اما موضوع قطعنامه ۵۹٨:

شوراي امنيت پس از مشورتهاي فراوان و با توافقات اصولي به عمل آمده در 29 تيرماه 1367 (20 ژوئيه 1987 ميلادي) در جلسه شماره 2750 خود طرح قطعنامه اي را كه قبلاً در خصوص كلمه به كلمه آن توافق شده بود به اتفاق آرا به تصويب رساند. طرح قطعنامه را اعضاي دائم شورا تهيه كرده بودند و نظريات اعضاي غيردائم نيز تا حدودي لحاظ شده بود.

 

متن قطعنامه ۵۹٨:

شوراي امنيت، با تأييد مجدد قطعنامه 582 خود به سال1986 ميلادي ، با ابراز نگراني عميق از اين كه علي رغم در خواستهايش براي آتش بس، منازعه بين ايران و عراق به شدت سابق با تلفات شديد انساني و تخريب مادي ادامه دارد، با ابراز تأسف از آغاز و ادامه منازعه، همچنين با ابراز تأسف از بمباران مراكز صرفاً مسكوني غيرنظامي، حملات به كشتيراني بي طرف يا هواپيماهاي كشوري، نقض قوانين بين المللي انسان دوستانه و ديگر قوانين ناظر بر درگيري مسلحانه، بويژه كاربرد سلاحهاي شيميايي برخلاف الزامات پروتكل 1925 ژنو، با ابراز نگراني عميق نسبت به احتمال تشديد و گسترش بيشتر منازعه، مصمم گرديد به تمامي اقدامات نظامي بين ايران و عراق خاتمه بخشد، معتقد شد كه مي بايد يك راه حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار بين ايران و عراق به دست آيد.

با يادآوري مفاد منشور ملل متحد، به ويژه تعهد همه دُوَل عضو به حل اختلافات بين المللي خود از راه هاي مسالمت آميز به نحوي كه صلح و امنيت بين المللي و عدالت به مخاطره نيفتد، با حكم به اين كه در منازعه ما بين ايران و عراق زمينه صلح حاصل شده است، با اقدام براساس مواد 39 و 40 منشور ملل متحد:

1ـ خواستار آن است كه به عنوان يك قدم اوليه جهت حل و فصل (مناقشه) از راه مذاكره، ايران و عراق يك آتش بس فوري را رعايت كرده، به تمامي عمليات نظامي در زمين، دريا و هوا خاتمه داده و تمامي نيروهاي خود را بدون درنگ به مرزهاي شناخته شده بين المللي بازگردانند.

2ـ از دبيركل درخواست مي كند كه يك تيم ناظر ملل متحد را براي بررسي، تأييد و نظارت بر آتش بس و عقب نشيني نيروها اعزام نمايد و همچنين از دبيركل درخواست مي نمايد با مشورت طرفين درگير، تدابير لازم را اتخاذ نموده، گزارش آن را به شوراي امنيت ارائه نمايد.

3ـ مصرانه مي خواهد اسراي جنگي آزاد شده و پس از قطع مخاصمات فعال كنوني، براساس كنوانسيون سوم ژنو 12 اوت 1949، بدون تأخير به كشور خود بازگردانده شوند.

4ـ از ايران و عراق مي خواهد با دبيركل در اجراي اين قطعنامه و در تلاشهاي ميانجيگرانه براي حصول يك راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف در خصوص تمام موضوعات موجود، منطبق با اصول مندرج در منشور ملل متحد، همكاري نمايند.

5ـ از تمامي كشورهاي ديگر مي خواهد كه حداكثر خويشتنداري را مبذول دارند و از هرگونه اقدامي كه مي تواند منجر به تشديد و گسترش بيشتر منازعه گردد احتراز كنند و بدين ترتيب اجراي قطعنامه حاضر را تسهيل نمايند.

6ـ از دبيركل درخواست مي نمايد كه با مشورت با ايران و عراق، مسأله تفويض اختيار به يك هيأت بي طرف براي تحقيق راجع به مسئوليت منازعه را بررسي نموده و در اسرع وقت به شوراي امنيت گزارش دهد.

7ـ ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نياز به تلاشهاي بازسازي با كمكهاي مناسب بين المللي پس از خاتمه درگيري تصديق مي گردد و در اين خصوص از دبيركل درخواست مي كند كه هيأت كارشناسان را براي مطالعه موضوع بازسازي و گزارش به شوراي امنيت تعيين نمايند.

8ـ همچنين از دبيركل درخواست مي كند كه با مشورت با ايران و عراق و ديگر كشورهاي منطقه، راههاي افزايش امنيت و ثبات منطقه را مورد مدافه قرار دهد.

9ـ از دبيركل درخواست مي كند كه شوراي امنيت را در مورد اجراي اين قطعنامه مطلع نمايد.

10ـ مصمم است براي بررسي اقدامات بيشتر جهت رعايت و اجراي اين قطعنامه در صورت ضرورت جلسات ديگري مجدداً تشكيل دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 1:10  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليک ايها الامام الشهدا، السلام عليکم ايها الشهدا، طبتم و طابت الارض التي فيها دفنتم و يا ليتنا کنّا معکم فنفوز فوزا عظيما

اي كاش با شما بوديم و احرام بسته در كنار حرم امن، همانجا كه كسي حق كشتن پشه‌اي را نيز ندارد، در كنار كعبه و حرم امن، به دست اشقي الاشقيا به شهادت مي‌رسيديم.

           

دست و بازوي تك تك شما عزيزاني كه بزرگواري كرديد و امروز به اين مراسم سالگرد که بعد از دو دهه‌اي که از اين فاجعه خونين می گذرد، به گلزارشان تشريف آورديد، می بوسم و خير مقدم عرض مي‌كنم.

اما دوستان! جا دارد كه این پرسش را مطرح کنیم که چرا بعد از گذشت 2 دهه از اين داستان، ما از شعارها و تفكرات اصلي خودمان دور شده ایم؟ امروز در اثر غفلت و نفوذ دشمن، حرفها و فكرمان عوض شده و هنوز در شرايطي كه خودمان حضور داريم و با گذشت دو دهه از اين قضیه مي بينيم كه سؤالات بسیاری براي نسل جديد ايجاد مي شود، مانند اینکه واقعاً براي چه رفته بوديم و برای چه در سرزمين كشور ديگري تظاهرات كرديم؟ نسل امروز نمی داند که ما بايد تاوان انقلاب اسلامی و تفکر روح الله(ره) را پس مي داديم ولی امروز متأسفانه عده اي به دنبال اين هستند كه هر ساله، ‌به هر قيمت كه هست، به حج بروند و آنقدر تقيه كنيم كه در وراي آن، اصل مطلب را هم فراموش كنيم و آنقدر دم از مصلحت بزنيم كه اصل داستاني را كه به خاطر آن صدها كشته داديم، فراموش كنيم.

جالب تر آنكه مي دانيد پيام 5 ذي الحجه 67 حضرت روح الله كه براي شما خوانده شد، پيامي است كه درون آن پذيرش قطعنامه هم هست. اي كاش حوصله شما اجازه مي داد‌ و من صحبت نمي كردم و يك بار ديگر پيام فراموش شده حضرت روح الله(ره) را در اينجا بازخواني مي كرديم. پيامي كه نه در سالگرد قطعنامه از رسانه ها و رادیو مي شنويد و نه از تلويزيون مي بينيد. در سالگرد كشتار خونين شهداي حج هم كه در نوع خودش یک عمليات تمام عیار نظامی علیه حجاج بود و اگر وقت كنيم امشب بخشي از اين قصه را باز می كنيم، همینطور. اين مانوري كه شما امروز بزرگواري كرديد، تشريف آورديد به عنوان جنبش و حركت روح اللهی كه نماينده هايش امروز شما هستيد، قطعاً در تاريخ ثبت خواهد شد.

اما دوستان! امسال مشخصاً اين جلسه را گرفتيم، به خاطر اينكه طي يكي دو سال گذشته شيطنت وهابي ها به هيچ وجه نه تنها فروكش نكرده بلكه ازسال گذشته تا هم اكنون، اين توطئه ها پيوسته ادامه دارد. از كشت و كشتار خونين در عراق تا توطئه افغانستان و پاکستان. بعد از واقعه 11سپتامبر، سعودي ها و وهابي گري حرکت جدیدی را مشخصاً در خاورمیانه شروع کرد که یکی از کثیف ترین آنها به شهادت رساندن شهيد بزرگوار عماد مغنيه حاج رضوان بود. كما اينكه هيأت سوري بررسی این ترور، وقتي خواست گزارش بدهد، از افراد سعودي اسم آورد و تا همين الآن كه ما خدمت شما هستيم، فتنه هايي كه در مرز خودمان در سيستان و بلوچستان و خط جنوبي ما در قشم و سواحل خليج فارس رخ می دهد، باز فتنه هايی است با پول هايي كه اینها خرج مي كنند. فكر نكنيم اگر كه ما حتي در جريانات سياسي آغوش باز كرديم و سعودی ها را برادرخطاب کردیم و در آغوش کشیدیم، آنها از مواضع اصلي خودشان دست برمي دارند.

در پاسخ به این شبهه كه چرا دولت كاري نكرده است و ما چرا بايد يك گام جلوتر باشيم، همه عزيزان بايد توجه داشته باشند كسي اجازه ندارد شما را محكوم نكند و بگويد که شما جلوتر از تفكرات دولت حركت مي كنيد. عزيزان! ‌دولت بايد كار خودش را انجام بدهد و شما هم كار خودتان را. حال كه نظام تعامل را پذیرفته و بر اين اساس، روند سياسي را پيش مي بريم اما خون را كه نبايد فراموش كرد. به تعبيرحضرت روح الله، بغض و كينه انقلابي را كه نبايد فراموش كنيم. اين را بايد پيوسته حزب الله به عنوان يك انرژي متراكم در خود نگه دارد. اين پيام براي خانواده هاي حزب الله است، براي كساني كه سردرگمند. اين انرژي متراكم را بايد براي روزي كه بايد فرياد بزنیم و ماشه بچكانیم، نگه داشت. حرفهاي خودمان را توي اين بازار مسگري يادمان نرود و فراموش نكنيم.

اما دوستان، همه نوجوانان، پسر و دختر خودم كه امروز با تعجب به فيلم سيد مرتضي آويني نگاه مي كرديد كه خدايا مگر چنين كشتاري اتفاق افتاد. 500 كشته در كنار حرم امن، همانجايي كه حق نداري مويت را بكني، تا خوني از بدن خودت خارج شود. چگونه چنين كشتاري صورت گرفت، آن هم به دست چه كساني و به فرمان چه كساني؟ براي تو هم جالب توجه بود که اينگونه مادران و خواهران ما را مي كشند؟ ناراحت شدي عزيزم! نه! فيلم را جاي ديگر ندیده بودی؟ قرار نيست تاريخ ما را دو مرتبه ببرند توي مدارس و در دانشگاه ها بازخواني كنند. بايد با سماجت بيايي دنبالش و پيدا كني ببيني چه شد و داستان از چه قرار بود؟

             

اما دوستان! پس از انقلاب اسلامي شاهد شکل گیری يك جبهه واحد شامل كشورهاي غربي و كشورهاي مرتجع عرب هستیم. اين صف بندي در كشورهاي غربي با محوريت امریکا و در كشورهاي اسلامي با محوريت وهابيت كه پايگاهشان در عربستان سعودي است، اتفاق افتاد. در كل 2 جريان به مقابله با تفكر امام و انقلاب برخواستند، يك جريان، جريان "سكولار" بود و جريان دیگر "وهابيت". اگرچه در بين اين دو تفكر تفاوت فاحشي وجود دارد. ولي اين دو در دشمني با تشيّع انقلابی متحد شدند و مثل دو لبه قیچی عمل کردند. البته دليلش روشن بود، بايد از رشد فلسفه سياسي ديني شما كه مبتني بر مكتب تشيّع انقلابی بود، جلوگيري مي كردند. به همين منظور، در سال 1359، "كنفرانس طائف" برگزار شد. در کنفرانس طائف، چند تصميم اساسي گرفته شد. (خوب توجه كنيد در خصوص اين مقوله شهيد بزرگوار حاج ابراهيم همت یک سخنرانی مفصل دارد، خواهش مي كنم بعداً نوار را بگيريد وگوش کنید) دركنفرانس طائف تصميم گرفته شد تا فتنه و غائله کردستان را به سمت جنگ مذهبی شیعه و سنی بکشانند.

بعد از اين تصمیم، مشخصاً "سپاه رزگاري" در كردستان شكل گرفت. (خيلي خوشحال هستم كه فرمانده خودم حاج منصور كوچك محسني را هم در جمع خودمان مي بينيم. از فرماندهان نامي سپاه اسلام و دوستان قديمي و به نام، خاطرشان هست. اين 2 سال جنگ در کردستان فراموش شده، اين 2 سالي كه خدمت اين عزيزان شاگردي مي كرديم مال اين مقطع است) در كنفرانس طائف، سعودي ها تصميم گرفتند كه شما را در يك درگيري فرقه اي بياندازند و بخشي از زمينتان را جدا كنند (اهدافشان نگرفت) نهايتاً منجر شد به شروع جنگ تحميلي. بعد تصميم گرفتند كه صدام را به جان شما بياندازند. 3 يا 4 سال بعد از اين كنفرانس، یک سال پس از عمليات والفجر 4، كنفرانس" شيعه شناسي" در" دانشگاه تل آويو" برگزار شد به نام " تشیع، مقاومت و انقلاب". در آنجا بيش از 300 نفر كارشناس خبره و قدر اسلام شناس و شیعه شناس یهودی مثل برنارد لوئیس (استاد ساموئل هانتینگتون و مشاور بوش در جهان اسلام)، مارتین کرامر، شائول بخاش، مایکل فیشر، زلمای خلیل زاد و... را آوردند تا حركت انقلاب اسلامي شما را بررسي كنند و برای زدن آن، راهکاری پیدا کنند. صحبتم را خلاصه مي كنم. در آخر رسيدند به اينكه اين خميرمايه و بافت اين تفكر انقلابي- اسلامي شما، از 2 محور نشأت مي گيرد. محور اصلي نگاه شما، نگاه "سرخي" است كه شيعيان به صحراي كربلا و قيام حسيني(ع) دارند و محور دومي كه شما در آن ريشه داريد و از آن انرژي مي گيريد، اينكه اگر حتي كشته شويد و در این مقطع، حركتتان به نتيجه نرسد، اعتقاد دارید كسي خواهد آمد كه او عدالت را در زمين محقق خواهد كرد. یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جورا.

پس تصمیم گرفتند تا اين 2 محور اعتقادی شما را بزنند. در كنفرانس تل آويو تصميم گرفته شد در مقابل اين 2 پايه، هر آنچه مي توانند سرمايه گذاري كنند. در راهكارها، بيشترين چيزي كه جواب داد و تست زده بودند، اين بود كه طرف حساب شما اروپايي ها وامریکایی ها نمي توانند باشند يعني كاندوليزا رايس روي آن ناو هواپيمابر نمي تواند كار شما را تمام كند. بايد از جنس خودتان، از كتاب و مدل خودتان آدم بتراشند و به جانتان بيندازند تا بتوانند جلوي اين موج را بگيرند. مثل شکار عقاب که با تیری که به پر خود عقاب مجهز است. از اینجا بود که جریان "القاعده"به عنوان نسخه بدلی تشیع انقلابی و تفکر روح الله از دل تفکر منحط و ارتجاعی وهابیت بیرون کشیده می شود.

اما در خصوص نقش سعودی درجنگ ايران و عراق بايد عرض كنم، اولين چك سفيد امضا به عنوان هزینه جنگ را فهد به صدام داد و به او گفت: "سرباز از تو و پول از ما، شر شیعیان و خمینی را از سر ما کوتاه کن". بعد از اينكه جنگ تمام شد، يكي از حاميان جنگ عراق با ايران، عربستان سعودي بود و سرجمع اينها 55 ميليارد دلار هزينه كردند كه بيش از 30- 40 ميليارد دلارش وام بدون بهره بود و مابقي هم به عنوان هديه (به تعبير لبناني ها و عراقي ها بلش، مفت) به صدام دادند. بعد از اتمام جنگ، سعودي ها نامه نوشتند به صدام كه اين 30 ميلياردي كه داده بوديم را نمي خواهي برگرداني؟ صدام در جواب، نامه اي با فحش هاي زشت جواب داد كه يادتان رفت زماني كه من را ترغيب مي كرديد و مي گفتيد (المال لنا و العيال لك) پول از ما و سرباز از شما؟ پس بگير كه آمديم!

اين بگير که آمديم، نتیجه اش شد حمله به كويت كه 6 ساعته سقوط كرد و بعد هم رفتند به سمت عربستان. البته فيلم امریکايي بود اما برنامه ریزی و سناريو به تعبير من، اگر نبود "نورمن شوارتسکف"، صدام مي توانست تا خود رياض يك تخته گازش را بگيرد و بيايد. چون آن‌ها جگر جنگيدن در مقابل حداقل سربازهاي صدام را كه تا دندان مسلح كرده بودند، نداشتند. اما تا آخر جنگ آمدند پاي كار. وقتش نيست اينجا بگويم چه مقاطعي چه چيزهايی را پاي كار آوردند. اما "واینبرگر" وزیر جنگ دولت ریگان خوب مي گويد. امروزه بسياري از اين كتابها كه تازه ترجمه مي شود، زيباست. مي گويد كه طی جلسه ای که در یک ویلا در سواحل مدیترانه ای جنوب فرانسه که متعلق به آل سعود بود با شاهزاده "سلطان بن عبدالعزیز" سعودي قرار بر اين شد كه پايگاه در اختيار ما بگذارند و ما از آنجا، آواكس هايمان را به پرواز در بياوريم و البته به طور تلویحی به تصمیم کشتار حجاج در این جلسه هم اشاره می کند.

           

این جلسه مهم درست 55 روز قبل از فاجعه کشتار حجاج برگزار می شود. همه كساني كه به دروغ به ما مي گويند، فقط با عراقی ها جنگ كرديد، اين يك دروغ بزرگ است. آواكس ها 24 ساعته، دائماً پرواز مي كردند، خطوط جبهه را كنترل مي كردند و موقعيت لحظه به لحظه نيروهاي ايراني را گزارش مي دادند، اين بزرگترين كمكي بود كه مي توانستند به صدام بکنند. يعني پول و سرباز يك طرف و اطلاعات از طرف ديگر. خوب همه مي فهمند اين يعني چه؟ رئیس وقت استخبارات عراق "وفيق السامرايي" هم اشاره كرده كه ما هر هفته در سفارت امریکا در عراق، بسته هايي را به ما حاوی اطلاعات و عكس هاي هوایی مي دادند كه مي توانستيم به خاطر وضوح بالاي آن عكس ها، تعداد جعبه هاي مهمات را كه پشت تريلي حمل مي شد، شمارش كنيم.

پسر و دخترم! توجه كن كه اگر در عملياتي شكست خوردي، يك علت براي آن وجود دارد و آن هم خيانت سعودي ها و امریکايي ها است و تعامل با يكديگر و اطلاعات دادن به دشمن شما. يعني همین يك دليل كفايت مي كرد كه در هيچ عملياتي شما پيروزي كسب نكنيد. اين يعني اينكه اگر اين تكه استخوان های شهدا توانستند يك جايي را بشكافند و 3 كيلومتر عمق موانع فكه را درنوردند، كاري كردند شق القمر. اگر توانستند در والفجر 8 با وجود اين همه موانع زميني و اطلاعاتي، خودشان را به كرانه آن طرف برسانند، ‌شق القمر كردند، چيزي كه هنوز كه هنوز است، امریکايي ها انگشت به دهان ماندند كه ما چگونه از كرانه عبور كرديم.

اين جمله را چند روز پيش در يك جايي دو مرتبه شنيدم (المال لنا و العيال لك) شاهزاده "بندربن سلطان بن عبدالعزیز" ملعون که دبیر شورای امنیت ملی سعودی است، در سفر به "تل آویو" به اسرائیلی ها می گوید بابا پول از ما، سرباز از شما، ما را از شر اين حزب الله، اين سيدحسن نصرالله خلاص كنيد. ما پول مي دهيم اما اين خواب راحت را از ما نگيريد و كار را تمام كنيد. اين قصه همچنان ادامه دارد.

حالا شكل گيري وهابيت را مقداري توضيح مي دهم. اكثر دوستان خاطرات مستر "همفر" را خوانده اند، يك جاسوس انگليسي که حدود 200 و اندي سال پيش از سوی وزارت مستعمرات انگلیس در خاورمیانه مأمور می شود. او محمد بن عبدالوهاب را كه سر سلسله و سرتفكر وهابيت است، كشف مي كند. مي بيند كه اين آدم جسوري نسبت به دين اسلام و اهل بدعتگذاری در دین است. همفر خودش يك جاسوس است كه در عثمانی و عراق کارکرده و تحصیلات حوزوی داشته و به زبانهای عربی، ترکی و فارسی تسلط یافته است. همفر، محمدبن عبدالوهاب را پيدا مي كند، بعد مي گويد بعد از يك مدت سرمايه گذاري روي عبدالوهاب اين همان چهره گمشده ماست. بعد از يك مدت مي بيند اين فقط به درد جناح فكري يك حركت مي خورد، اما توان اقتصادي و بينش سياسي ندارد. بايد برود آنجا يك چهره ديگري پيدا كند. لذا پس از کلی جستجو در نجد، عربستان "محمد بن سعود" را پيدا مي كند كه سركرده و سرسلسله آل سعود است (آل سعود مشکوک به تبار یهودی هستند و در این رابطه، کتاب هایی هم در جهان عرب نوشته شده است) از ممزوج كردن محمد بن عبدالوهاب و آل سعود كه به قول علامه كاشف الغطاء جفت اين ها يهودي زاده هستند، هركسي كه هم از كتاب نويس ها و آدم هاي قدر آمده و ماجرا را باز كرده، سربه نيست شده كه ريشه آنها برمي گردد، به جايي كه مي بينيد كه چه اتفاقاتي دارد، رخ مي دهد.

تا امروز در اين جريان اينگونه تقسيم كار شده است كه مفتي هاي اعظم سعودی كه به "آل شيخ" معروفند، از نسل محمد بن عبدالوهاب هستند (رهبری مذهبی) و قدرت و رهبری سياسي ازنسل محمد بن سعود است. اينها طي اين 200سال، جنايت هايي كه مي كنند، تاريخ نوشته، يعني تاريخ اگر براي ما بازخواني شود، خيلي جالب است كه چندين بار به بارگاه حضرت اباعبدالله الحسين(ع) حمله كرده و تخريب و جنايت كرده اند، هتك حرمت به قرآن كرده اند، در خود طائف، پشت بندش تخريب زادگاه پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) را انجام داده اند. بعد به قبرستان ابوطالب، جُندة المعلّي حمله مي كنند. غارت اشيا داخل حرم مطهر پيامبر(ص) و منع زيارت قبور مي كنند، تعرض به كاروان هاي زيارتي، منع زيارت خانه خدا، كشتار زنان و كودكان و بي گناه و زائران حرم حسيني(ع)، تخريب قبر حضرت حمزه(ع) و شهداي احد و قبر حضرت ام البنين و بارگاه ائمه بقيع(ع) و مزارحضرت عباس عموي پيامبر(ع) كه همه داراي يك بقعه با جلال و جبروت بودند. حتی هجمه به گنبد خضراي نبوي مي كنند ولي از ترس مسلمانان كه خوف داشتند اين كار را نكردند، مجدداً بارها و بارها به كربلاي معلي حمله كردند تا در نهايت حمله خونين مكه در 6 ذي الحجه سال 1366 و تا همين الآن اتفاقاتي كه در دنيا مي افتد.

          

خیانت دیگر اینکه با حمايت مالي و تسليحاتي و اطلاعاتي كه بيشترش از سوي عربستان سعودي است و همچنين بازكردن پاي امریکايي ها به خليج فارس، جهت امنيت براي اسكورت نفتكشها، باز دوباره فعاليت هايي هست كه سعودي ها پاي امریکايي ها را در خليج فارس باز مي كنند و اين از شيطنت هاي بزرگي است كه تا الآن كه در خدمت شما هستيم، گريبان همه مسلمانان منطقه را گرفته است،‌ خيلي جالب است بدانيد بهانه این کشتار توسط سعودی ها این بود که "ایرانی ها مي خواستند كعبه را بدزدند یا نابود کنند"! اين در صورتي بود كه ما هر سال در اين چند سال بعد از انقلاب تا سال 66 در ایام حج، حرف براي گفتن داشتيم؛ ‌لذا آنها اينجا احساس خطر شديد كردند. خوب مي دانستند كه مي توانند جلوي شما را در والفجر مقدماتي با 3 كيلومتر موانع سد كنند. اما هر ساله اين خط در يك جا پيوستگي ندارد. در حج، مسلمانان جهان با برخورد اين آزادمنشي شما و حال و هواي شما، يكدفعه اين تفكر انقلابي دوباره موج مي گيرد و مسلمانان جهان اسلام با تفكرات شما آشنا مي شوند. حج تنها جايي است كه ما مي توانيم پياممان را آزادانه به 3 ميليون مسلمان جهان برسانيم.

اما عمليات کشتار را چه كسي انجام مي دهد؟ مسئول عملیات کشتار، ژنرال "اولريش ويگنر" مؤسس و اولین فرمانده GSG9 (مخفف گارد نهم مرزی و واحد ویژه ضربت آلمان غربی) است. اين شخص یک مسیحی صهیونیست است که فرماندهی نیروهای آلمانی درحادثه المپیک مونیخ 1972 را بر عهده داشت. ویگنر این واحد ویژه را با همکاری و هماهنگی اسرائیلی ها تأسیس کرد. قبل ازعمليات طبس هم در پوشش خبرنگار شبکه ZDF آلمان كل مسير طبس را شناسايي مي كند. اين عمليات را مي پزد و براي "چارلي بکویث" فرمانده عملیات طبس می برد كه اگر نبود عنايات خداوندي در طبس و آنها مضمحل نمي شدند، اين عمليات قطعاً با شناسايي هایی كه انجام داده بودند، رد خور نداشت و مي توانستند گروگان ها را بربايند و جاسوس ها را از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آزاد كنند. اين شخص 5 ماه قبل از کشتار، طی یک قرارداد امنیتی به سعودی منتقل شده و مشغول آموزش يگان های ویژه ای برای کشتار مي شود كه قرار است اين عمليات را انجام دهد و همزمان به عنوان مسئول هماهنگی امنیتی شهر مکه از سوی سعودی منصوب شده و به طراحی عملیات می پردازد. عكسش موجود است. روز درگيري با حجاج، با پاي آزاد کنار هليكوپتر درباز نشسته و از بالا دارد كل اين عمليات را هدايت مي كند. بايد بداني برادر، حتي اگر نبرد احد هم بود كه شكست خوردي، ايراد ندارد كه اين شكست نبود براي ما،‌ بعد از آن پيروزي هاي ديگري به دست آمد كه خون مسير اين پيروزي ها را باز كرد.

دوستان توجه داشته باشيد كه در يكي دو سال گذشته در قصه عراق و كشتاري كه دارد، اتفاق مي افتد، دست سعودي ها در کار است. جناياتي كه در كاظمين اتفاق افتاد و يا پرورش القاعده و جنايات آنها همه زير سر سعودي هاست.

داستان چيست؟ تفكر حضرت روح الله و تفكر شما كه توانست حزب الله را درست كند و بعد از آن توانست انرژي متراكم جهان اسلام را كم كم به شكل ناخودآگاه سازمان بدهد، بايد با يك جريان انحرافي جلوي آن گرفته می شد. يعني بايد جرياني درست می شد كه به عنوان القاعده و بن لادن تا نفس و جريان پرانرژي جوانان در اروپا و عربستان و كشورهاي عربي مي خواهند آن را سازمان دهند، همه را جمع كنند و بعد به تعبير تز انگليسي ها، در مقام ايرلندي ها ماهي هاي درنده را در مقابل ماهي هاي كوچك قرار دهد. ما كه دريا را نمي توانيم بگيريم، ماهي كوچولوها و چريكها را هم نمي توانيم بگيريم، اما براي اين كار مي شد از جنس ماهي،‌ ماهي درنده انداخت به جانشان و تخريب كرد. كاري كه القاعده كرد، تخريب چهره مسلمانان و محبوبيت مسلمان ها و انقلابي گري آنها با خيانت هايشان كه امروزه در تلفن هاي همراه مي توانيد ببينيد كه چگونه سر مي زنند نام خدا را مي برند، آيات جهادي پشتشان است و با تير و با حكمي كه ملا پشمك، ملا شيمبَل و ملاعُمر همينجوري دارند سر مي برند و مشخصاً‌ اين اتفاق مي تواند از رشد و نفوذ اسلام جلوگيري كند و بهانه خوبي داد براي پيشروي امریکايي كه با دروغ هاليوودي 11سپتامبر درست كنند، گازش را بگيرند و پيشروي كنند. حیف که وقت نيست تا مباحثي را كه نوشتم بیان کنم.

اما در اين دو سال گذشته در لبنان يعني فاجعه رفيق حريري و بعد آن گروه 14 مارسي كه ايجاد شد كه ضد حزب الله لبنان بود و پسر حريري را علمدار كردند. اين خبيث ها دارند باز شيطنت مي كنند. در فلسطين همين امروز در جنايات غزه باز شيطنت را ببينيد. هفته گذشته حجاج كرانه غربي را سعودي ها براي رفتن به حج راه دادند ولي جبهه اسماعيل هنيه و حجاجي را كه از غزه راهي بودند، سعودي هاي خائن نپذيرفتند. براي چه؟ براي چه؟ اين چه فتنه اي است كه شما درهرجاي اسلام مي بينيد، دست دارند؟ يا كتاب دارد، يا مبلغ دارد، بيخ گوشتان در سيستان و بلوچستان در قشم، در حال تزريق پول برای ترویج وهابیت است. همين الآن هم در مراسم حج، كيف هر حاجي را كه مي بيني، پرازكتاب و سي دي و نوار می کنند كه حداقل بتواند در ذهن همين دانشجويان يك ذهنيت كور ايجاد كنند و ما تا بخواهيم جواب بدهيم، قافيه را باختيم. من اين را بگويم همانطور كه سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني پيش بيني كرده بود، آخرين نبرد ما به مثابه سپاه عدالت با امریکايي ها نيست، با "اسلام امریکايي" است كه مظهر اصلی اش سعودي ها هستند.

عمليات حج پاتك سعودي ها بود براي اينكه جلوي پيشروي شما را بگيرند. براساس تفكر حضرت روح الله، حج يك مانور بزرگ عملياتي است. خيلي ها مي روند و اصلاً توجه به اين موضوع ندارند. بچه هاي جبهه خوب مي دانند من چه مي گويم. مانور يعني چي؟ براي هر مانور مشترك لازم است كه شما اولاً جذب نيرو داشته باشيد. سخت ترين عمليات،‌ عمليات مشترك است يعني عملياتي كه از مليت هاي مشترك مي آيند و شما بايد يك مركز فرماندهي قوي بزنيد، هندي، پاكستاني، آلماني، افغاني،لبنانی و... اينها وقتي مي خواهند يك عمليات مشترك انجام بدهند، يك ستادی تشكيل مي شود. يك سال بررسي مي كنند. پولهايشان را مي آورند و مي ريزند، طرح و برنامه هاي عمليات را مي ريزند. زمين مانور و اهداف عمليات را مشخص مي كنند و جلو مي برند. در مانور بزرگ حج، همه ساله 3 میليون نفر از مليتهاي مختلف جمع مي شوند. همه توجيه‌اند. اول جذب نيرو كرده‌اند، دوم به حاجي ها آموزش دادند. سوم تجهيزشان كردند كه آقا براي اين عمليات بايد اين وسايل را ببريد. چهارم، بايد با خودت مهمات ببري، چون در آنجا بايد با دشمن بجنگي. پنجم سازماندهي كردن؛ يعني گردان‌بندي و كاروان بندي، يعني علمدار و فرمانده داشتن. معاون فرمانده دارند، پيك و مسئول پشتيباني دارند، مسئول تداركات و مسئول پشتيباني آتش دارند. در سازمان حج، عمليات مانور حج، خودجوش اتفاق مي افتد. خوب توجه كنيد. بعد اينها در يك تاريخي بايد بيايند در سرزمين "عرفات" يعني زمين عرفه. ظهر شرعي همه اين نيروها با يك لباس با نداي "لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمه لك والملك لا شريك لك لبيك" همه با يك شعار تحت يك آهنگ محرم شده اند و هيچ چيزی ندارند الا دو پارچه سفيد. آماده نبرد مي‌آيند،‌ در صحراي عرفه. آنجا دعا و توكل مي‌كنند. نماز مغرب را كه مي‌خوانند، همه آن 3 ميليون نفر راه مي‌افتند. پياده اين مسير 9 كيلومتري "عرفه" تا "منا" را حركت مي كنند. در تاريكي بايد بيايند، مي‌رسند به يك نقطه اي‌ به‌نام "مزدلفه" بايد سکنی كنند. آنجا بايد تا قبل از نماز صبح بمانند تا نماز صبح را خواندند، آفتاب تا تيغش طلوع كرد، بايد به سمت منا حركت كنند. بيايند مستقر شوند، نبايد وقفه ايجاد كنند، بايد سنگ ها و فشنگ ها را از كوله پشتي بردارند و بعد بروند به سمت دشمن هجمه كنند، صبح روز عمليات، اول بايد عقبه را بزنند، (الله اكبر) ياد احمد متوسليان بخير، عشقش اين بود كه عقبه را بزند، در عمليات فتح المبين عقبه را زد كه توانستيم 11هزار اسير بگيريم. جالب است پارسال چنين ايامي خدا توفيق داد و من در حج بودم، پيش خودم مي‌گفتم: خدايا چرا اول عقبه؟ حق نداري با خط دشمن درگير شوي، اول بايد "جمره عقبي" را بزني، برمي گردي مي‌آيي، خون بايد ريخته شود، عمليات و مانور بدون خونريزي معنا ندارد. هركسي بايد قرباني به زمين بزند، همه بايستي هماهنگ در يك روز و يك ساعت در اين 3 روزبايد عمليات مشتركي اتفاق بيفتد. در اين مسيري كه داري، مي روي با همه قوميت ها از سراسر دنيا صحبت مي‌كني؛ از آنها مي پرسي چه خبر؟ "از كجا مي‌آيي" مي‌گويد: "الجزاير"، "بنگلادش"، "فلسطين"، "مصر" و "لبنان" جالب است كه برايتان توضيح مي‌دهند، چه خبر است؟

اين مانور، امروزه بايد بي‌روح باشد. فقط بايد سرمان در لاك خودمان باشد. بايد بدون برائت از مشركين باشد. من نمي‌خواهم بگويم كه چرا بايد اينگونه باشد؟ علماي بزرگ اسلام حضرت آيت‌الله مكارم و آيت‌الله جوادي آملي جواب داده‌اند و نوشته‌اند كه چرا ما به فلسفه برائت از مشركين در حج اعتقاد داريم و حج بي‌برائت، حج نيست.

ان‌شاءالله خداوند قسمت كند با سربازان بسيج جهاني اسلام كه حضرت رو‌ح‌الله فرمود: "خميني اگر يكه و تنها بماند به راه خود كه راه مبارزه با ظلم و كفر و شرك و بت پرستي است، ادامه خواهد داد و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه‌هاي مغضوب ديكتاتور‌ها، خواب راحت را از ديدگان سرسپردگاني كه با ظلم و ستم خويش اصرار مي‌نمايند سلب خواهم كرد."

بچه ها اين بغض و فشنگ را نگه داريد و هدرش ندهيد كه ان‌شاءالله روزي فراخواهد رسيد جزء سربازان آخرالزماني آقا باشیم واگر نه قبل از ايشان براي رساندن آن پيام بزرگ نعره بزنيد كه "نحن هنا موجودين" هستيم و "تا كفر و شرك هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم."

والسلام عليكم و رحمة‌ الله و بركاته

J:\sayi gasemi\matni haj saeid ghasemi\yadvare shohadaye haje khoonin 66 - kabe dar zanjir.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 1:2  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
البته آن کسی که فرکانسش با امامش یکی است نیاز به پیام ندارد زمان جنگ که نه موبایل بود نه اینترنت رهبر پیام می داد حتی قبل از جنگ با  کاست یا نوار  پیام امام را به تمام کشور می رساندندالان در این عصر می خواهیم پیاممون را برسونیم

 

صلی الله علیک یا ابا عبدالله .... وعلی اصحاب الحسین
و علی انصار الحسین طبتم و طابت الارض الذی فیها دفنتم ... فافوز فوزا عظیما
 ای کاش بودیم با شما و با شما در این مقطع تاریخی شهید می شدیم اما فاصله و موانع مانع است اگر چه که به حسب شیعه بودن و پرورش با شیر حسینیان دو رسالت تاریخی را در گوش ما خوانده اند که اگر توانایی داری و شرایط هست حسینی زندگی و مبارزه کن  ان الحیوه عقیده والجهاد.
قبل از ثبت نام در گردان استشهادی باید اول بدانیم چگونه خوب زندگی کنیم و این ها با هم منافات ندارد زندگی بر مبنای تفکری است که مانیفست  و فرمولش مکتوب است که روح الله  احیا گرش در قرن حاضر است. ان الحیاه عقیده و الجهاد یعنی داشتن ایدئولوژی  و هدف و عقیده و مبارزه پیوسته عمل برای رسیدن به آن هدف اما اگر شرایط بود می جنگیم اما اگر نتواتنستیم بجنگیم باید که زینبی باشیم و عمل کنیم و پیام خون و صحنه جهاد را باید گرم  نگه داریم. این یک تکلیف و رسالت کلی برای ما  پس هر کس که دسترسی به صحنه دارد باید در صحنه حضور داشته باشد مگر نه به قول آن بزرگ مرد اگر در شرایطی که شرایط جهاد مهیا شد تو چه  به نماز ایستاده باشی چه به شراب هر دو یکی است.
 باید امام و جبهه را یاری کنیم  و ما برای این تکلیف بدور از احساسات آمده ایم و این حرکت عقلانی و شعوری است باید مواظب باشیم فشنگها را هدر ندهیم شما به تهران آمده اید برای تخزین انرژی نه تخلیه. آن چیزی که این چهار روز اتفاق افتاد ما هی گفتیم برادر انرژی را هدر  نده هدف گرفتن سفارت خانه ها نیست الحمدلله  که بچه های ما با منطق و شعور  و با پوششش رسانه ای در نقطه رهایی حاضر شدند و  انقلاب که نشده ما برویم پایگاه بگیریم بعد هم نباید آبروریزی کرد 3 شبانه روز هی بزنیم  به سفارت مصر آخر هم نتوانیم بگیریم والفجر 1 والفجر 2 ... اگر نمی توانید بگیرید بگویید ما نیم ساعته بیاییم بگیریم کلید تحویلتان بدهیم. زشت است با نیروی  انتظامی در گیر شدید و .. بحمدالله دیروز رهبری پیغام دادند و شما متوجه شدید که حرکت هایتان اشتباه  است و همه فهمیدند که باید به سمت جریانهای اصولی تر رفت.
البته آن کسی که فرکانسش با امامش یکی است نیاز به پیام ندارد زمان جنگ که نه موبایل بود نه اینترنت رهبر پیام می داد حتی قبل از جنگ با  کاست یا نوار  پیام امام را به تمام کشور می رساندندالان در این عصر می خواهیم پیاممون را برسونیم دو سه روز اول که بایکوت بودیم چون همه  میدانستند جریان چیست چه کسانی اینجا را داشتند  خارجی ها چون می دانستند اما داخلی ها  جریانهای تخریبی را بزرگ می کردند هی باغ قلهک را گرفتند  فلان جا فلان شد ..
عزیز دلم برادرم بعد از  30 سال احساسات درست اما این باید در  جهت یک عقیده بزرگ بکار رود  نه اینکه هی ما را دنبال احساسات بکشند اگر قرار است سفارت عربستان را بگیریم  30 سال از آن واقعه گذشت و روح اله گفت : اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی گذریم کلی اتفاق افتاد. این شاهرگها نزد بیرون برای 300 فلسطینی رگمان بیرون می زند. 500  ایرانی که پدر و مادر و برادران ما بودند را کشتند  و همه را قتل عام کردند «وگنر »آلمانی یهودی  فرمانده عملیات بود می دانی یا نه، نه نمی دانی؟
بعد از بیست سال هنوز نمی داند که  کشتار حجی هم اتفاق افتاد  بعد ما بعد از بیست سال مراسم میگیریم در بهشت زهرا در غربت کامل و  بایکوت خبری کامل به عنوان «قبله در زنجیر» و در دانشگاه تهران «قبلتین در زنجیر» بایکوت کامل خبری، برای آنکه می دانند این اصل است و نکند که این جریان دوباره جان بگیرد! نکند دوباره این حج بی خاصیتی که را انداختیم دقیقا در شرایطی که 3 میلیون مسلمان مانور بزرگ عرفه به سمت منا و مکه را دارند و همه متحدالشکل لباس واحد پوشیدند ( از صحبتهای امام است نه من )  پیام سالگرد قطع نامه پیام سالگرد کشتار امروز که اینجا آمدیم برای خواندن این پیام است از هر هزار حزب اللهی 999 نفر این پیام را نخوانده اند . این پیام  به مناسبت سالگرد حج خونین و پذیرش قطعنامه صادر شده است و استراتژی  ما  که اصولا در مورد قدس است در این نامه آمده است وقتی می گوییم فراموش کردیم  حج از نظر ایشان اگر درست بود تا بحال باید قدس آزاد می شد.
مانور تشکل  مجاهدین چیزی است که  داستانش باید در  حج اتفاق بیافتد این حج که از نقش اصلی  خارج شده است باعث شده که مانور  تشکل جبهه مقاومت جهان اسلام باشد شعار هم بدهد لبیک اللهم لبیک... لاشریک لک لبیک  اما چون روح ندارد این سه میلیون  باهم عزم می کنند و در یک کریدور می روند به سمت رمی شیطان که یک عملیات نظامی است  اول باید عقبه را بزنند روز اول خودت باید مهمات ببری  و آنجا باید در میان این همه  سنگ باید به هدف خوردن سنگت را ببینی
 باید خودت را به خط تماس و جبهه بچسبانی  اگر نخورد و احساس کردی نخورده باید دوباره  بزنی و اگر  سنگ کم آوردی حق نداری سنگ های روی  زمین را برداری یا باید بیایی عقب مهمات ببری  یا باید  از رفیقق مهمات بگیری یعنی از کسی که بدانی مهماتش سالم است . بعد دوباره عقبه را میزنی ( رمی جمرات ) بعد می آیی مانور  و بعد هم باید  خون بریزی  که بدون  آن  معنی ندارد البته امروز کوپنی  شده که تلفنی زنگ می زند که ما رمی کردیم برایمان قربانی کنید  به نمایندگی برایتان می زنند.
 و الا باید خودت قربانی کنید  بدون واسطه باید قربانی سالم  و بدون عیب باشد و خدا هر قربانی را قبول نمی کند باید خون بریزی  و زیر دست و پایت جان بدهد بعد از تمام منیت ها می زنی با سر تراشیده  و از دنیا می بری
لذا اگر حج از  جایگاهش خارج نشده بود این اتفاق نمی افتاد  از روحانیت معذرت می خواهم با اینکه عربی می خوانید اما آنجا به تبلیغ عربی نپرداختید  و جواب  وهابیت را ندادید  عربی بلدند بخوانند ، نه اینکه صحبت کنید البته به دانشجو ها هم هستیم زبان تخصصی پاس کرده هنوز بلد نیست انگلیسی صحبت کند پس چگونه می خواهی زینب گونه پیام منتقل  کنی که زبان روز را بلد نیستید باید برادران دیگر کشورها را در حج سراغ گرفت  و ارتباط برقرار کرد حج برای همین است این حج از خاصیت افتاده  در شرایطی که 3 میلیون نفر مانور می دهند اسرائیل هم گازش را گرفته و آدمکشی می کند تا جایی که و هابیون سعودی شعار زده اند  در حج  ( الحج بلاسیاسه )   یعنی  در حج شعار سیاسی نده و  عبادتت را بکن و برو خاصیتی ندارد
ما در تهران برای سالگرد حج خونین مراسم می گیریم  فقط رفقای خودمان می آیند.اگر قرار است احساسات  داشته باشیم باید برای 500 نفر کشته خودمان احساسات داشته باشیم «واگنر »آلمانی  با هلی کوپتر بالا می چرخید و از بالا و پاین همه را به رگبار می بست کجا؟ کنار بلد الامن  جاییکه  تو حق نداری یک مو از بدن خودت بکنی.آنجا مردم را قتل عام کرد بعد امام به ما گفت ما انتقاممان را در وقت مناسب خواهیم گرفت. ( رجوع شود به پیام قطعنامه و حج خونین امام )ما این بغض و کینه را کجا نگه داشته ایم ؟ برای 300 فلسطینی آمدی؟ خوب بعد از چند روز  خونها  سرد می شود و  فراموش می شود و ما به دنبال زندگیمان می رویم   همانطور که ماجرای حج سرد شد این ماجرا هم فراموش می شود فلذا برنامه ما شکست شیشه ها نیست برنامه ما باز خوانی  و رو خوانی تفکر فراموش شده امام است  موفقیت آنجاست اگر بتوانیم از این جریان احساسی به یک موج عقلانی برسیم که چه باید کرد همان سئوالی که امروز همه ما در آن مانده ایم و کلافه ایم .
 بسیاری از نمایندگان مجلس را اینجا آوردیم همه  از احساسات پاک ما تشکر کرده اند!! می گوییم تشکر ما نیازی به تشکر برای احساساتمان نداریم  حاج آقای  وزیر و مسئول چه باید کرد  همه  هم البته صادقانه  آمدند و  می گویند باید ببینیم بالاتر ها چه می گویند سئوال ما این است که شما چه کاره اید برادر؟
 پس این همه از من نپرسید برنامه چیست من هم مثل شما سربازم من هم مثل شما هستم  برنامه  فعلا این است که ما لحاف را فعلا  کنار زدیم  و گفتیم رهبر آماده ایم . همه کسانی که با ایشان بازی می کنند  و در زمان امام بر خی رو حانیون می گفتند  حضرت  روح الله این واجب عینی است یا کفایی است ؟ دوست داشتند  جریان را بازی دهند امام هم جواب نمی داد  میفهمید یک  سری جنگولک باز  این کارها را می کنند.  مثل برخی که می آیند می گویند حاج آقا این جا پرواز داخلی است پس ما چهار روز اشتباهی آمده ایم اینجا ( خنده حضار) فرودگاه مهر آباد داخلی است  فرودگاه امام خارجی است  چرا ؟ چون آنجا پر از خارجی است  برادر عزیز یعنی اگر هواپیما بخواهد از اینجا برود خارج نمی شود؟  گیجی برادر، ما خوب جایی آمده ایم
امروز خدا را شکر روحانیت معظم کارگروه تشکیل دادند بعد از نماز صبح  توجیه نقشه فلسطین برای بچه ها و مسائل دیگر هنوز برخی نمی دانندغزه کجاست می پرسد غزه کجای لبنان است ؟ باید توضیح بدهیم مجید جان دلبندم !! غزه لبنان نیست فلسطین است و فلانجای فلسطین است در خواست اعزام می کند .
تو رگت باید برای این بیرون بزند  حالا می گویم روحانیت ناراحت می شود شبکه رادیو جوان ما دارد صبح تا شب موسیقی همجنسبازان را پخش می کند و آن وضع صحبت کردن زن و مرد  و مجری اش است  چرا آنجا ها  صدایتان در نمی اید بعد ما اینجا صدای سید حسن نصر الله را که موسیقی حزب الله دارد می خواهیم در فرود گاه پخش کنیم هی تذکر می دهند که قطع کنید. اگر راست می گویید بروید جلوی  برنامه های اینچنینی را بگیرید  می گوید چه ربطی دارد ؟ ربط دارد  که امروز همه بلا تکلیفیم  و فراموش کرده ایم و در شرایطی که غزه در محاصره است  تلویزیون 45 دقیقه دارد برنامه پخش می کند  که شب یلدا چگونه هندوانه را قاش کنیم که مثل گل شود . و شب تا صبح بخوریم و صبح آروغش را در فرودگاه بزنیم و سوار هواپیما برویم ترکیه و امارات و کویت 
تو رو بخدا یک مقدار عقلانی باشیم برای خودمان جزیره  فکری جدا نباشیم جامعه رها ست بیا ببین  همین جا فرودگاه تهران راببین اگر تابلوش را برداریم  و بدون خبر ببریمتان آنجا و بگوییم فرودگاه قطر   یا ترکیه است نمی فهمید   ...
آنجا دادت در نمی آید از 120 کیلومتر  جاده تهران- قم بیلبورد های تبلیغاتی  شرکتهای یهودی  آیا یک تابلو ارزشی آنجا هست از تهران تا قم  تابلو تمام شرکتهای صهیونیستی هست  اما یکی صدایش در نمی آید ربط ندارد ؟ ربط دارد  آیا در تمام این راهها یک عکس  از این کشته های فلسطینی و جود دارد ؟ همان موقع نیز امام را بازی می دادند وزیر راه وقت نامه داد به امام  در جلد 20 صحیفه نور که  تابلو شهدای تهران قم باعث حواس پرتی و تصادف و کشته شدن مسافرین می شود امام هم  نوشتند بررسی کنید اگر این گونه هست  اقدامات لازم را انجام دهیدو به حاشیه ها ببرید تابلو ها را  امروز اما می آییم طرف قم انواع بیلبوردها باید سلام بدهیم السلام علیک یا نوکیا ! یا الگانس! یا فلان  اینها اصل  تفکر را خدشه دار کردند که امروز طرف می گوید بروید شخم بزنید  اعتراض کیلویی چند!  رهبرشان یک پیامی داد هیچ کدامشان عمل نمی کنند
 دیروز برخی شهدا پیشواز رفته اند تشییع جنازه نمادین شهدای غزه  تابوت نمادین با کاغذ و چوب درست کردند  و فقط شعار دادند
الموت لفلان! الموت لاسرائیل  بعد هم نخود نخود هر که رود خانه خود  این راهکارها سوخته است  خارجی ها از  ما یاد گرفتند  پرچم آتش بزنند  طرف لنگه کفش پرتاب کرد  اس ام اس می زنن زنده باد یارو لنگه کفش پرتاب کرد 5 سال کشور شون رو اشغال کرده  ب ل تلنک بین الحرمین را شخم می زندنفس کسی اونجا در نیومد امروز طرف لنگه  کفش پرت کرده  چه میکنند.
یارو کاندولیزا رایس از همه شیوخ عرب منطقه مردتره!  شش لول رو  از رو بسته!! رو ناو هو اپیمابر هل من مبارز میگه؟ لنگه کفش کیلو چند! برادر  فکر نون کنید خربزه آب است ما خط شکن جریانی بودیم که روح الله راه انداخته  همه باید بیایند استقبال جریانی که اینها را انداختند ( اشاره به عکس حاج احمد متوسلیا ن )  سید حسن نصر الله، سید عباس موسوی، عماد مغنیه،  همه شاگرد این جریان هستند ببخشید این رو می گم  من متاسفم کار ما به جایی رسیده که پرچم حزب الله را به عنوان الگو بالا میبریم اینها شاگردان ما بوده اند  استاداینها حاج احمد بوده ! تو عملیاتهاشون پرچم سپاه را بالا می بردند   و بچه های لبنان شاگردان متکب روح الله هستند  البته نگویید که حاج سعید گفت پرچم حزب الله را نگیریم نه منظورم شرایط امروز ماست  پرچم را هم  بالا ببر اینها خط مقدم هستند  ما اینقدر انقلابمان را صادر کردیم امروز نیاز به واردات هم داریم  اما دوستان  این جریان و این حرکت فقط احساسات نیست ما باید اینجا را گرم نگه دارم که پیام دارد  اولا  دوستان روحانی ما باید توجه که این موج را توسط دوستان دیگرشان در خارج از کشور  به جایی برسانند ماجرا  را که یک قدم جلو تر برویم  امروز بحمد الله در در کشورهای دیگر  اتفاقات خوبی دارد می افتد اردن  و مصر و ... آنها هم می خواهند کار هایی بکنند اما مخشان واقعا تعطیل است  همه فقط بلدند پرچم آتش بزنند این راهکارها سوخته است  دشمن اینها را می داند حتی تقویت می کند  قبل از اینکه ما  بخواهیم فکری به حال ماجرا کنیم  در اردنی که مسببب این ماجراست ریختند در خیابان ها  اساتید  و  نمایندگان مجلس  حتی مصر،  اما اینها تاثیری ندارد و چیزی را تکان نمی دهد  پس  براستی چه باید کرد  ؟
ما  آمده ایم و حرفهایی زده ایم  حرفهای رهبری این بار جنس دیگری دارد دو بار واژه کافر حربی استفاده کرده است
خون همه ما با این پیام به جوش آمده  و همه فهمیدند که نوع پیام نوع دیگری است  اگر نیست رفقا تحلیل کنند و به ما بگویند که این پیام  فقط کمی داغ بود  و فرقی با دیگر پیامها را نداشت  بیایید ما را قانع کنید  اما حد اقل ترین اتفاقی که افتاد این که همزمان با حمله تانکها به غزه  ما اینجا جمع شدیم و بدور از احساسات  بدنبال راهکار گشتیم  اولین  هدف ما از این تجمع  اینکه در نقطه رهایی باید پشت بازو نشان دهیم ! باید« لجمن» را تشکیل دهیم یعنی لبه جلویی منطقه نبرد  و بیاییم اینجا صف راتشکیل دهیم . طرف زنگ زده حاج آقا هنوز برنامه ادامه داره  ؟ اسم ما رو هم بنویسید ما خونه ایم.
 عین زمان جنگ  که طرف می گفت وقت حمله به من خبر بدید  اگر همه بخواند اینطوری باشند چطور می شه  همه عملیاتها لو می ره  همین اتفاقی  که اینجا افتاده  دشمن هم که نمی شنوه یک سال گذشته فقط طبق آمار رسمی 5 تیم اسرائیلی  در کشور دستگیر شده  اسرائیلی یعنی رفته اسرائیل آموزش دیده  تازه این فقط اخبار روز نامه است  وقتی  می خونی که تا کجا نفوذ کرده  مخت سوت می کشه!!
پس یک اینکه پشت  بازو نشون بدیم که دشمن رهبر پیام داده نخوابیدیم زیر لحاف  و نشنسته ایم شعار بدهیم ای رهبر آزاده...
 من بارها گفتم  این شعار را ما اشتباه می دهیم  چرا که خلافش عمل می کنیم  میگن ما عکس شهدا را می زنیم ولی عکس شهدا عمل می کنیم  باید بگوییم ای رهبر  آماده آزاده ایم آزاده
 یعنی ای رهبر تو آماده باش  ما از هفت دولت آزادیم
دوستانتون در این جمع فکر کردند یکدفعه قاط نزدند بیان اینجا انتخابهای متفاوتی بود  تشکل های دانشجویی  انتخاب کردند از میون بهشت زهرا  بیت رهبری  سفارت عربستان سازمان ملل اردن مصر  انگلیس و...    میدون فلسطین شمع رو شن کنند که صد سال زنده باشن ( خنده حضار )
گز ینه های سوخته  که همه در همه کشور ها انجام میدن  دیدن بسه دیگه این راهکارها  یک قدم بیایم جلوتر  خط رو یک خاکریز بکشیم جلوتر  دوستان همه تصمیم گرفتند من هم یک سرباز از این جمع طلبه و دانشجو که به من هم ربطی ندارد  ما هم به عنوان یک استاد دانشگاه خودمان را قاطی کردیم
  بعضی ها برای شهدای پاستوریزه برنامه می گیرند  فلانی بیا برای ما خاطره بگو سردار جهروتی بیا خاطره بگو اما همین عکسی که اینجا وصل کردید  جمع کسایی که همراه حاج احمد رفتند لبنان  یکیش   جوانی های همین جعفر ( جهروتی ) خودمونه. 
 بیایین تشکل و سازمان منسجم تشکیل بدید این گردانهای عاشورا که تشکیل داده بودید کو ؟ کجاست ؟بسیجی هستی کو پلاکت  عضو گردان رزمی هستی  رسته ات چیه ؟ پیکی؟ آرپیجی زنی چی هستی ؟ روحانی گروهانی  چیکاره ای؟
مگر جنگ بدون سازمان می شه ؟ امام ما همه اومدیم فقط اصلا کسی به اینها فکر نمی کنه نمی دونه کسی .
بسه یک عمر شلوغ بازی اگر سازمان نداری التماس دعا نمی گذاریم شلوغ بشه  می خوای خط دفاعی هم نشون بدی باید سازمان داشته باشی.
 اگر اماده نیستید چرا اعلام امادگی کردید چند هزار گردان  تجهیز داریم  فقط رژه میریم
شوخی که نیست دشمن با کسی شوخی نداره که  گازشو گرفته داره می آد.
برای اینکه می دونن جبهه ما خاصیتی نداره شعاره
 پس اولین پیام ما  اینکه  ما اومدیم اماده ایم دشمن هم داره رصد می کنه این دیوونه ها کی هستن  چفیه و کفنی  میفهمند که اینها ول نکردن  واقعا اومدن خون بدن  جدی هستن.
مسئولین عزیز ما تحت ولایت شما هستیم تکلیف رو مشخص کنید . اگر ما در یک کشور دیگه بودیم  خودمون تصمیم می گرفتیم چون اونجا ولایتی وجود نداره اونجا حزب الله خودش تصمیم میگیره  ولی اینجا خودمون تصمیم  نمی گیریم زودتر اعزاممون کنید کجا ؟ بعضی می خوان برن سوریه بفرمایید هفته ای چهار پرواز هست برید مرز، دارن اما قفله اردن هم همینطور پیام می خواید ببرید اونجا   هر راهکاری که می خواید حتی به این منجر بشه شما باید بهش برسید با  دولت و مسئولین مذاکره کنید  اقا ی ستاد کل در برابر پیام رهبر چه میکنی اگر اشتباهه بگید ما بریم خونه  .به رهبری بگید تا ماهم بریم خونه  بعضی هم می خوان زنو داشته باشن هم بچه رو هم فلسطینو  نمی شه باید یک جا ول بکنیم بیایم تو  خط . اونا فهمیدن  حالا که کرک  و پشم خیلی چیز ها ریخته و تاثیری نداره  همه در حد یک راهپیمایی می خوان عمل کنند این راهکارها سوخت است .
این بدرد اون کشورهایی می خوره که پشت سر شما می خوان بیان .
پس هدف دوم اینکه راهکار تشخیص بدین و از مسئولین بخواین  رسیدن به راهکار ، شعار متفرقه کسی نده .
ما نباید بریم بیت رهبری  سئوال بپرسیم  و این چرندیاتی که ما باید همه جا پشت سر رهبری باشیم .
فکر درست اینه که سرباز 20  کیلومتر جلو فرمانده می ایسته . ما سرباز صفریم ! صفر جلو رقم عدد محسوب میشه رهبر یکه  و ما صفر های جلو و فدایی ایشون . صفر پشت رقم هیچه .
 اما صفر جلو عدد ارزش داره یک میلیون ده میلیون بیست میلیون  همون بیست میلیونی که به آقا روح الله قولشو دادید
آقا گفتن به مسئولین امام گفته بیست میلیون ، اون موقع که مملکت 30 میلیون بود آقا قشنگ گفتند ،گفتند فلان مسئول الان چند میلیونیم  70 میلیون دو برابر   توقع من همون توقع  حضرت روح الله باشه خوبه اگه الان که جمعیت دو برابره  من همون بیست میلیونو بخوام خوبه!!  من خبری به این مضمون دارم آقا  رقم کمتری هم گفتند  و گفتند توقعم این باشه خوبه

ما الان  تکلیفمونو نمی دونیم بچه های شیراز تکلیفشون چیه؟ مشهد چییه ؟  بچه های مشهد رو از فرود گاه ریختن بیرون می دونید؟ یخ زدن از سرما  اما همه تو بایکوت خبری ان . اینها فکر می کنن می خوایم فرودگاه رو بگیریم  خدا رحمت کنه جیگر محمد منتظری رو هم نداریم  ما ادای اونو میخوایم در بیاریم اوایل اشغال  ریخته بود تو فرودگاه  رو باند فرودگاه که بره  بجنگه تازه دولت سکولار بود  اونا پرواز گرفتند و رفتند.البته چون سازمان درستی نبود رفتند سوریه با مشکل روبرو شدن .
انگار  تاریخ آلزایمر گرفته می گن اسم محمد منتظری رو نیار  بابا این شهید هفتاد ودو تنه به این مسائل ربطی نداره کسی تاریخشو نمیدونه  اماما تابیعیم، امروز نظامی مستقره،  اماآقایون شما تکلیف ما رو مشخص کنید .
مطلب بعد اینکه مسئولین محترم ما خون  داشتیم آوردین راهکار شما چیست ؟ بالاخره یا ما راهکار بدیم یا شما .
ما میمونیم اینجا  ده روزه دیگه هم میمونیم همدیگه رو گرم میکنیم مثل زنبور عسل که دور هم جمع می شن اونایی که سرد می شن با اونایی که گرم میشن جاهاشونو عوض میکنن اما خطو نگه می دارن ما مصمم پیاممونو میدیم که  حاضریم مگر نه  ! تجمع توی میدون فلسطین که کار مادر ها و مادر بزرگاست محل من و مامان بزرگم فرق می کنه  توی جمع خودمون هم باید حواسمونو جمع کنیم متفرقه هم اومدن تو جمع حرفهای نا امیدانه میزنن زود جمع کنید نگذارید اثر کنه چند صدایی رو بخوابونید  وزیر ارشاد رو آوردید در مورد سینما و فیلم فلان صحبت نکن موضوع رو جمع کن  اینجا جای بحث اینها نیست.
که البته در اثر گیج بودن خودمونه این خوبه که تو این شرایط حرفمونو گم نکنیم  افکار امامو بخونیم نه این دو واحد درسی که تو دانشگاهها میدن 100 تا سئوال سوخته که یهودی ها هم  20 می گیرن
فلذا عزیزان خسته نشید موج گرمترها که الان اومدن موج سردترها رو گرم کنن  زنبور عسل ها جایگزین شن اوناییکه می خوان برن قم برن تبلیغ کنند تغییر پست کنید  جابجا شید 
راهکارها رو بررسی کنید، مسئولین و علما رو بخواین  توی هیئت های   توی یکی از هیئتها گفتن  آقا بسه ما رهبر داریم
هر وقت ایشون بگه ما میریم  ده سال جنگ بود  گفتیم بیا گفتید محرمه صفره  مولودی ها می اومدی جبهه  بسه البته  شعار نفاق نمی دیم  هر کی هر چی بگه حتی مخالف من میگم پسرم عزیزم  بیا تو هم پسرمی بیا حالا اینجا  می خوای بری هیئت هیئت اینجاست  خیمه را اینجا زدیم اصحاب عاشورا یی توی خط اول نشستند البته نه اینکه اونها نیستند این مسائل رو نگید  هر که دارد هوس کرببلا بسم الله  ما چه کار به بقیه داریم اما خیمه و علم اینجاست ، پیام داریم برای دشمن  برای دوست برای رهبر  رهبر جلوتیم سربازیم  نه اینکه رهبر رو بدیم جلو دم تیر این. بگم و تموم  ما رهبر کشیم !! پیرارسال یادتونه رهبر یک سرما خورد  شایعه کردن رهبر تمومه اس ام اس زدن انالله و انا الیه راجعون 

رادیو تلویزیون  پیام از آقا پخش می کرد می اومد می گفت نه این دروغه قدیمیه ! پیام ماله قبله!  سئوال دارم  آریل شارون کجاست ؟ بگید کجاست ، مرده ، تو کمائه ، مرده ، زندس  باریکلا به اسرائیلیا  جنگ روانی یعنی این  یعنی یک بچه کشی مثل آریل شارون صبرا شتیلا ایجاد کن  سکته کرد رفت تو کما تو تمام رسانه ها پاک شد مرده زندست نمیدونم نمیگذاره شهدشو تو بچشی ! اینجا ما رهبر کشیم  ما زودتر مراسم تشییع  میگیریم برای رهبری  رهبری فوت شده نمیخوان بگن این حرفها چیه  تازه در عصر ارتباطات هم هست گور پدر این ارتباطات یک خورده منطقی تر باشیم دشمن تا عمقمون نفوذ کرده  لحظه به لحظه خبرهای ما رو دارن  الان تو حال نداری این پیامو پیاده کنی اونا شب نشده همشو دارن  اسم چهره فلان  همه رو دارن همه میره تو پرونده برای روز مبادا 
رفقا  همدیگه رو گرم کنید شهرستانها نمی خواد بیان اینجا   شما کارهای جدید اونجا انجام بدبد . اونهایی که فرودگاه دارن اونجا نه جای دیگه  طرف نمیدونه هدف چیه برنامه چیه ؟
 ما که ستاد مرکزی بحران نداریم که  اس ام اس می زنی به ما بپیوندید ! نه اینجوری نیست ، از ملت شهید پرور می خوایم یک میلیون بریزید توی  فرودگاهها نه حرکتها منطقی، با پیام و مسئولین را در فشار بگذارید تا راهکار مشخص شود.
 آماده نماز میشیم . حواسها رو جمع کنیم و انشا الله در اوج  پیام رو منتقل کنیم هیچ چیز هم نشه ما تا حالا هم نتایج مثبت گرفتیم
 انشا الله این  پرچم را بر افراشته تر تحویل صاحبش می دهیم
وسیعلم الذی ظلموا ای منقلب ینقلبون ....
والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 0:49  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |