دختر شهید


 

اتل متل سمانه

یه دخنر شهیده

یه دختری که هیچ وقت

بابا جون و ندیده

؟!!!!

بابا وقتی شهید شد

مامان حامله بوده

بعد که سمانه اومد

دیگه جنگی ندیده

خداحافظی

رمز :شرمنده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 19:22  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 
با کلید صمدی ، قفل سخن بادا باز
برسد دست امام شهدا ، محرم راز
از سوی نسل سوم ، شصتی و پنجاهی ها
چشم امید شما ، بچه دبستانی ها

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 19:9  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

روزگاري شهر ما ويران نبود ............دين فر وشي اينقدر ارزان نبود

صحبت از موسيقي عر فان نبود..............هيچ صوتي بهتر از قران نبود

دختران را بي حجابي ننگ بود............ رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

د ختر حجب حيا غر تي نبود ...................... خانه فرهنگ کنسرتي نبود

مرجعيت مظهر تکريم بود .......................حکم او عالمي را تسليم بود

يک سخن بود و هزاران مشتري............ ان هم از لوث قرائت ها بري  

واي که در سالهاي سياه دوهزار................کار فرهنگي شده پخش نوار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 18:52  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

تو كسی نیستی آخر، نه مرادی، نه مرید
نه معاویه، نه مولا ، نه حسینی، نه یزید
تو یكی هستی مثل همه لبریز خلل
این همه خبط و خطا از تو بعید است بعید

 
از تو و خیل شمایی كه شمایید هنوز
كه نه اویید و نه خویش اید، گرفتار من اید
كه شما دل نسپردید به همراهی عشق
كه شما بر سر آنید فقط دل ببرید
 
كه شما گوش ندادید به حرف شهدا
كه شما رحم نكردید به فرزند شهید
دل ندادید به سالاری آن روح رها
پی نبردید به سرداری آن راز رشید

شعر من بازی سبز خط و نقاشی نیست
خاك ایران همه بوم است، خجالت بكشید
نه بلندید و نه پست اید و نه طاقید و نه جفت
نه امیرید و نه میرید و نه عبد و نه عبید

دین و دنیای شما بازی با خون خداست
بیش از این نقشه به میدان محرّم نكشید
چوب خشكی كه به خود رنگ زند نیست درخت
سبز باشید به شرطی كه كمی سبز شوید

دل تان سبز، اگر سبزید سرهاتان سبز
سبز مانید و بمانید همه سرخ و سپید
اگر ایرانی آزاده شمایید، درود
روزهاتان همه در شادی و شب هاتان عید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:58  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام                             خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود                                  وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت                                     قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:56  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

روز عاشورا سوت و كف و هلهله هورا ، ولله خجالت داره

روز عاشورا خنده به اشك عزادارا ، ولله خجالت داره

روز عاشورا خون به دل حضرت زهرا  ، ولله خجالت داره

 

روز عاشورا حرمت صاحب علم شكست ، ولله خجالت داره

روز عاشورا بغض دل رهبرم شكست ، ولله خجالت داره

روز عاشورا قامت مهدي ز غم شكست ، ولله خجالت داره

 

ما سرمون بره سر شاه شهيدان بمونه

ما جونمون بره نام پير جماران بمونه

جوونيمون بره ولي پير خراسان بمونه

تا فرج حضرت حجت

 

به كوري منافقان جمهوريمون اسلاميه

مذهب شيعه مذهب دوازده اماميه

ما با ولايت تا شهادت

 

روز عاشورا روز خدا ، عطرت و قرآن ، بدونيد اهل دنيا

روز عاشورا حكومت اسلام بر جهان ، بدونيد اهل دنيا

روز عاشورا روز مهدي ، حسين زمان بدونید اهل دنیا

روز عاشورا ماييم و تيغ و يزيديان ، بدونيد اهل دنيا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:55  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

سر خوش ز سبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم ز کم و بيش
چون آينه خو کرده به حيراني خويشم

لب باز نکردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم

يک چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمري است پشيمان ز پشيماني خويشم

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گرانجاني
خويشم

بشکسته تر از خويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم
 

هر چند « امين » بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:54  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

شعر های من چه کهنه است

آخر اندر این زمانه شعر نو مد است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:28  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   | 

این شعر در محضر آقای خامنه ای توسط ناصر فیض خوانده شده است.

باید که شیوهء سخنم را عوض کنم            شد شد، اگر نشد دهنم را عوض کنم


گاهی برای خواندن یک شعر لازم است          روزی سه بار انجمنم را عوض کنم


در هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام         آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم


در راه اگر به خانه یک دوست سر زدم         این بار شکل در زدنم را عوض کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 17:26  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |