گناه مثل سموم است که هر سم یک اثری دارد که گاهی بر روی دست و گاهی بر روی ...الی آخر و گاهی بر تمام بدن اثر میگزارد  اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم  که گناهانی که مصونیت را از بین میبرد و گناهانی که تنزل النقم و تغیر النعم و تهتک الدعاء و تنزل البلاء

 

 اللّهمّ اغفر لى الذّنوب الّتى تهتك العصم، اللّهمّ اغفر لى الذّنوب الّتى تنزل النّقم، اللّهمّ اغفر لى الذّنوب الّتى تغيّر النّعم، اللّهمّ اغفر لى الذّنوب الّتى تحبس الدّعاء، اللّهمّ اغفر لى الذّنوب الّتى تنزل البلاء

قال عليه السّلام: الذّنوب الّتى تغيّر النّعم البغى، و الذّنوب الّتى تورث النّدم القتل، و الّتى تنزل النّقم الظّلم، و الّتى تهتك السّتر شرب الخمر، و الّتى تحبس الرّزق الزّنى، و الّتى تعجّل الفناء قطيعة الرّحم، و الّتى تردّ الدّعاء و تظلم الهواء عقوق الوالدين.

 إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ (رعد: 12)

إذا فشا الزّنا ظهرت الزّلازل‏

و لم يمنعوا الزّكاة الّا منعوا القطر من السّماء

 

و گناهان مانند سموم و زهرهای مختلف اثرهای مختلف دارد که فرمود من اقترف ذنب فارقه عقل لا یوده ابدا که سرمایه انسان را از بین میبرد که درمان هم برای آن بیان نکرده اند

 

که گناهان هم در دل انسان متراکم میشود که صفحه دل را آ«چنان سیاه میکند که قابل برگشت هم نیست  که  

كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ (14)

 چنين نيست كه آنها مى‏پندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است! (14)

  2) البقرة :  7

خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (7)

 خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهايشان پرده‏اى افكنده شده؛ و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (7)

 

(6) الأنعام :  46

قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى‏ قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ (46)

 بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند، گوش و چشمهايتان را بگيرد، و بر دلهاى شما مهر نهد(كه چيزى را نفهميد)، چه كسى جز خداست كه آنها را به شما بدهد؟!» ببين چگونه آيات را به گونه‏هاى مختلف براى آنها شرح مى‏دهيم، سپس آنها روى مى‏گردانند! (46)

 

(45) الجاثية :  23

أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ (23)

 آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهى(بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‏اى افكنده است؟! با اين حال چه كسى مى‏تواند غير از خدا او را هدايت كند؟! آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (23

زده میشود که تشخیص حق از باطل را ندهد و آن حس حساس را از دست بدهد که

(90) البلد :  10

وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ (10)

 و او را به راه خير و شرّ هدايت كرديم! (10)

 

که دو مرز حق و باطل را دیگر متوجه نیست که مثل آدم سیگاری که در اول اصلا نمیتواند بو کند ولی در انتها کار به جایی میرسد که دیگر کانی دوای درد او در این سیگار میباشد .که باید با استغفار بر روی دل کار کرد و جلا داد که دل اگر پاک شود اسرار ملک و ملکوت در دل او میافتد که حتی بالاتر از تفکر است .ماجرای ان دو نفری که قرار بود مثل او نقاشی کنند که یکی نقاشی کرد و دیگری صفحه را صاف صاف کرد که دیدند خیلی جالب است بعد دیدند که صفحه را صیقلی کرده است .

 

که در لحظه مردن معلوم میشود که چه چیزی به حاق دلمان تاثیر کرده است و انچه که به حاق دلمان رسیده است در هنگام موت به فریادمان مکیرسد و ظهور میکند بقیه حرف است و از بین میرود که فرمود تاثیر گناه بر انسان از کارد بر گوشت بیشتر است که فرمود که لقمه حرام مثل گوشت تازه ای است که آن را پاره پاره میکنند و گناه هم همین تور انسان را از بین میبرد .

 

که فرمود دلیل غیبت حضرت حجه این است که آماده شوید و وقتی که به حضزت رسیدید کاری نکنید که خودتان باطل شوید  که یک دفعه انسان کاری نکند که با آن مقام نسازد  که شخصی بود ملازم حضرت صادق که اگر او بود حتما حضرت صادق نیز بود  که دیدند که آن شخص دیگر با حضرت صادق نیست که پرسیدند که چه شد با حضرت نیشتی که گفت روزی با امام صادق علیه السلام میرفتیم که غلام من کاری کرد که من به مادر او فحش دادم که  حضرت فرمود که هذا فراق بینی و بینک که هر چه هم معذرت خواهی کردم قبول نکرد و فرمود که برو و دیگه بر نگرد  

 

  فرمود این غیبت به نفع شیعه است چرا که یکدفعه در اثر ساخته نشدن کاری کنند که رانده شود از درگاه حضرت حجه مثل ماجرای آن فرد صابونی که فرمود ردوه فانه رجل صابونی که گفت چه کردی که حضرت این را فرمود گفت که درست گفته من صابون فروش هستم که صابونها را پهن کرده بودم که گفتم ای کاش که صابونها را جمع کرده بودم که از از  خیمه صدا بلند شد که ردوه فانه رجل صابونی که این فرد امامی نیست که او فردی صابونی است 

 

(53) النجم :  39

وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ (39)

 و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست، (39)

که این گناهان و کمی و کاستیها هر کدام انسان را مردود  میکند این کاهل بودن در نماز و این خود خواهی و تمام رذایل انسان را مردود میکند .

 

وقتی که بمیریم هیچ اتفاقی نمی افتد که مثل ما بسیاری مرده اند که ما هم وقتی که بمیریم عطف به آنها میشویم که  باید اسغفار کنیم و باید رسول الله هم استغفار بکند که اگر استغفار کند ما حتما بخشیده میشویم که حضرت فرمود که حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم که سوال کردند که درست است که حیات شما خیر است ولی چگونه ممات شما خیر است برای ما که فرمود که اعمال شما به من مشان داده میشود و من برای  شما استغفار میکنم و که روایت دارد  آنها که در جهنم میمانند اسم پیامبر را از یاد میبرند که روایت دارد که بعضی ها را که خدا میخواهد به آنها عنایت کند از طرف خدا به جبرئیل ندا میرسد که جبرئیل برو و از آنها بپرس که اسم پیامبر شما چه میباشد .

 

یا وجیه عند الله اشفع لنا عند الله  ماجرای لشکر اسامه که در آخر عمر چیزی دید که دیدکه تمام زحمات عمرش را بر باد رفته دید که فرمود مگر من به شما نگفتم که از لشکر اسامه تخلف نکنیدکه تا امدند حرفی بزنند حضرت فرمود که لعن الله من تخلف عن جیش اسامه و دید که دارد ابی بکر در جای رسول الله نماز میخواند که فرمود که مرا کشان کشان به مسجد ببرید که  نشسیته نماز را خواند که بعد از نماز بر روی منبر رفت و خطبه ای مانند خطبه غدیر خواند که بعد رفتند در خانه و ابن عباس سوال کرد که آیا خلافت در اهل بیت شما میماند یا نه که حضرت فرمود که متاسفانه نه که تعریفمیکند فاطمه زهرا که کعه آمد عربی 3  بار در زد و در دفعه سوم پیامبر چشمانش را باز کرد و فرمود که چه کسی بود که گفتم و پیامبر فرمود که زهرا جان در باز کن این کسی است که از هیچ کسی اجازه نمیگیرد این عزرائیل است که جبرئیل نبود که فرمود جبرئیل ما را تنها گذاشته ای که آمد وگفت رفته بودم که بهشت را برای شما تزیین کنم که حضرت فرمود که اگر بجای انهمه سفارشها که از پیامبر رسید خبر رسیده بود که باید این اهل بیت را عذاب کنید بیشتر از این نمیتوانستند که کاری بکنند .وای این مدینه چه چیزها دیده یک روز مثل روز رسول الله و یک روز مانند روز امام حسن مجتبی علیه السلام .

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۸ساعت 19:40  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |