|
بسم الله الرحمن الرحیم
سوال : چرا قرآم عربی نازل شده و ما باید آن را عربی بخوانیم با آنکه آن را نمیفهمیم و آیا بهتر نیست قرآن و یا دعا و یا نماز را فارسی و یا به زبان خودمان بفهمیم که آن را میفهمیم و یا مگر خدا زبانی غیر از عربی را نمیفهمد که ما باید عربی بخوانیم و ........... سوالاتی از این قبیل ......
جواب : وقتی که ما قبول کردیم که جهل محض هستیم و خداوند متعال عالم و حکیم به تمامه معنی است نتیجتا این را میفهمیم که در این دستورات خدا امور و اسراری است که صلاح ما در آن است و به قول یکی از بزرگان اگر ما به اموری که از جانب خداوند متعال رسیده متعبد باشیم کم کم راه به خزینه اسرار که علم پروردگار است راه یدا میکنیم .
و وقتی که قبول کردیم که خداوند دین خود را که کاملترین است را بوسیله کامل موجودات که اهل بیت عصمت و طهارت است با کاملترین و بهترین روش برای ما فرستاده است پس فی الجمله این را نیز قبول میکنیم که خداوند متعال صلاحی را دیده که از بین تمامی زبانها زبان عربی را بیان مقصود خود انتخاب کرده است کما اینکه آنها که زبان شناس هستند به این مطلب اعتراف دارند که زبان عربی از بین تمامی زبانها کامل تر و جامع تر بوده که در زبان عربی برای هر مفهوم کلمه خاص آن وضع شده مثلا رحیم و رحمن در زبان فارسی به معنای مهربان است ولی در زبان عربی رحیم و رحمن با هم فرق دارد که برای فهمانده اینکه عرب که میگوید رحمن و در یک جای دیگر میگوید که رحیم در هر کجا منظوری دارد غیر از جای دیگر که خداوند متعال در بسم الله الرحمن الرحیم این دو کلمه را فرموده .
اجمالا این حرف را باید قبول کرد که زبان عربی کاملترین زبان است و اگر کسی بگوید که من این حرف را قبول ندارم دلیل آن این است که از زبان عربی خبر ندارد و باید یا اینکه برود و زبان عربی را یاد بگیرد و یا اینکه حرف متخصصین این فن را قبول کند . که در زبان عربی برای هر معنایی لفظی را وضع کرده اند و حتی اعراب هم در بیان مقصود نقش بسزایی دارد که در زبان عربی با کمترین الفاظ معانی بسیار بیان میشود به قول معروف با کمترین الفاظ کاملترین و رساترین مقصود بیان میشود . که عرب در لغت به معنای فصیح و با فصاحت است که منظور خود را به صورت کامل میتواند بیان کند و در مقابل آن عجم است که به غیر عرب عجم میگویند که عجم به معنای این است که در او یک خللی وجود دارد که نمیتوند بیان و مقصود صحییح و واقعی خود را بیان کند که قرآن و کلمات اهل بیت که به صورت عربی آمده است برای این است که آن حقیقتی را که میخواسته اند بیان کنند به بهترین وجه با کمترین ابهام ممکن بیایند و بیان کنند . عجم عجمة: وجد فى لسانه لكنة و عدم فصاحة». عجم یا عمه که به غیر عرب غجمه گویند به معنای این است که کسی فصاحت نداشته باشد برای هر معنا لغت خاص آن را نداشته باشد که مثلا غیر عرب برای بچه شتر لفظ بچه شتر را بکار میبرد بچه + شتر ولی عرب برای اینکه بگوید بچه شتر برای بچه شتر یک ساله لفظی مستقل و برای دو ساله لفظی دیگر و برای .......... شش ساله لفظی دیگر را دارد منظور اینکه عرب برای هر معنا لفظی خاص را دارد به خلاف بقیه زبانها . که واقع مطلب این است که عربی تمام زبانها را ترجمه یکند و خود ترجمه نمیشود چرا که زبان کامل است که واقعا اگر کسی بخواهد یک جمله عربی را معنا کند باید یک جمله را تبدیل کند به دهها صفحه کلام غیر غربی تا بفهماند که این جمله در عربی در زبان دیگر به چه معنایی است که اولا در عربی لغات زیاد برای هر معنا لغت خاص آن وجود دارد و ثانیا بلاغت که عبارت باشد از معانی بیان و بدیع که سه علم است در زبان عربی وجود دارد و ثالثا در عربی خود اعراب معانی را عوض میکند که این هم در زبانهای دیگر وجود ندارد .
که عرب در لغت به معای کسی که در بیان مقصود خود مشکلی ندارد به بهترین روش میتواند دقیقا معنای مورد نظر خود را بیان کند که مثلا شما این جمله مولی امام حسین علیه السلام را در دعای عرفه به چه چیزی میخواهید معنی کنید که : الهی منی ما یلیق بلومی و منک ما یلیق بکرمک . که باید برای این جمله یک سال شرح و توضیح داد و بعد بفهمی که ترجمه آن چیزی جز خود آن کلام نمیباشد یا تمام آن مطالب را که در طول آن یک سال گفته ای را بگو و یا اینکه این کلام را به همین نحو بگو تا مراد و مقصود تو را یک جا بیان کند .
و از طرفی علم محض که فقط از دهان اهل بیت عصمت و طهارت شنیده شده است به زبان عربی وارد شده است و اگر ما کمال را میخواهیم و تا بالا برویم و اوج بگیریم باید همان را که اهل البیت گفته اند بگوییم و اگر هم نمیدانیم باید یاد بگیریم چرا دعا را باید عربی خواند زیرا آنها اینگونه خوانده اند و اگر هم کسی بگوید نمیفهمم . گفته میشود که ما برای کمال آفریده شده ایم باید بروی و یاد بگیری و علم را از مخزن آن کسب کنی . حال با این توضیحات معنای این حدیث روشن میشود که حضرت صادق فرمودند که الكافي ج8 166 حديث الناس يوم القيامة ..... ص : 159 عَنْهُ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْنُ بَنُو هَاشِمٍ وَ شِيعَتُنَا الْعَرَبُ وَ سَائِرُ النَّاسِ الْأَعْرَاب اسحاق بن عمار يا ديگرى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: مائيم بنى هاشم، و شيعيان ما عرب هستند و ساير مردم اعراب (بيابانى) هستند بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج64 176 معاني الأخبار بِالْإِسْنَادِ الْمُتَقَدِّمِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ ضُرَيْسِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ نَحْنُ قُرَيْشٌ وَ شِيعَتُنَا الْعَرَبُ وَ عَدُوُّنَا الْعَجَمُ معانى الاخبار: بهمان سند تا ضريس بن عبد الملك كه شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود: مائيم قريش، و شيعه ما عربند و دشمن ما عجم است. و في الحديث: من لم يتفقه منكم في الدين فهو أعرابي کسی که در دین تفقه نکند او اعرابی است .( به ظاهر بلد است که حرف بزند ولی در واقع چیزی بلد نیست .) و في الحديث: من ولد في الإسلام فهو عربي. أَعْجَم- كسى است كه در زبانش لكنت و گنگى باشد چه از عربى يا غير عربى، به اعتبار---- عجمه بمعنى لكنت در زبان و عدم فصاحت است (عَرِّبُوا على الإمام». يعنى: (امام را با صراحت اجابت كنيد و پاسخ گوئيد) (44) الدخان : 58 فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (58) ما آن[ قرآن] را بر زبان تو آسان ساختيم، شايد آنان متذكّر شوند! (58) (19) مريم : 97 فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا (97) و ما فقط آن[ قرآن] را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بوسيله آن بشارت دهى، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار كنى. (97) (46) الأحقاف : 12 وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنينَ (12) و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود(نشانههاى آن را بيان كرده)، و اين كتاب هماهنگ با نشانههاى تورات است در حالى كه به زبان عربى و فصيح و گوياست، تا ظالمان را بيم دهد و براى نيكوكاران بشارتى باشد! (12) (43) الزخرف : 3 إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (3) كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم، شايد شما(آن را) درك كنيد! (3) (42) الشورى : 7 وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فيهِ فَريقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَريقٌ فِي السَّعيرِ (7) و اين گونه قرآنى عربى[ فصيح و گويا] را بر تو وحى كرديم تا«أمّ القرى» [ مكّه] و مردم پيرامون آن را انذار كنى و آنها را از روزى كه همه خلايق در آن روز جمع مىشوند و شكّ و ترديد در آن نيست بترسانى؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان! (7) (41) فصلت : 44 وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ في آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ (44) هر گاه آن را قرآنى عجمى قرار مىداديم حتماً مىگفتند: «چرا آياتش روشن نيست؟! قرآن عجمى از پيغمبرى عربى؟!» بگو: «اين(كتاب) براى كسانى كه ايمان آوردهاند هدايت و درمان است؛ ولى كسانى كه ايمان نمىآورند، در گوشهايشان سنگينى است و گويى نابينا هستند و آن را نمىبينند؛ آنها(همچون كسانى هستند كه گويى) از راه دور صدا زده مىشوند!» (44) (41) فصلت : 3 كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (3) كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده، در حالى كه فصيح و گوياست براى جمعيّتى كه آگاهند! (3) (39) الزمر : 28 قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (28) قرآنى است فصيح و خالى از هر گونه كجى و نادرستى، شايد آنان پرهيزگارى پيشه كنند! (28) (26) الشعراء : 195 بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبينٍ (195) آن را به زبان عربى آشكار(نازل كرد)! (195) (20) طه : 113 وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فيهِ مِنَ الْوَعيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً (113) و اين گونه آن را قرآنى عربى[ فصيح و گويا] نازل كرديم، و انواع وعيدها(و انذارها) را در آن بازگو نموديم، شايد تقوا پيشه كنند؛ يا براى آنان تذكّرى پديد آورد! (113) (16) النحل : 103 وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ (103) همانگونه(كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانى داديم،) بر تو نيز اين(قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صريحى نازل كرديم؛ و اگر از هوسهاى آنان-بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، هيچ كس در برابر خدا، از تو حمايت و جلوگيرى نخواهد كرد. (37) (13) الرعد : 37 وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ (37) همانگونه(كه به پيامبران پيشين كتاب آسمانى داديم،) بر تو نيز اين(قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صريحى نازل كرديم؛ و اگر از هوسهاى آنان-بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، هيچ كس در برابر خدا، از تو حمايت و جلوگيرى نخواهد كرد. (37) (12) يوسف : 2 إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (2) ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، شايد شما درك كنيد(و بينديشيد)! (2)
اگر وقت پیدا کنم یادداشت را کامل میکنم که حتما جا برای صحبت بیشتر دارد خدایا عنایتی کن این بیچاره بی نوا را یا لله التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان ۱۳۸۸ساعت 21:57  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت
|
|