بسم رب يوسف الذي تجلي فيه الجمال بكماله

يك پدر شهيد وقتي كه پسر شهيدش را ديد كه سر در بدن نداره بالاي بدن بي سر شهيدش با نوك انگشتش اين جمله را نوشت :

ازحسن روي يوسف دستان بريده باشد

از حسن يوسف ما سرها بريده باشد

آقا جون هزار و خورده اي سال است منتظرم كه بيايي جلوت گوسفند نه بلكه خودم و فدات كنم .

خدايا شهادت ميدهم  ما يوسفي داريم كه يوسف نبي  در پيش او مانند يك غلام زنگي است اما ما براي او اربابي كرديم .

خدايا شهادت ميدهم اگر قحطي به سراغ ما نيامده بود ما هيچگاه به سوي يوسف نميرفتيم اين نياز ما بود كه ما را به سمت يوسف برد .

خدايا شهادت ميدهم كه ما از حسن روي يوسف غافل بوديم كه هر كس اگر يوسف را ميديد اگر يوسف لحظه اي از جلوي چشمان او دور ميشد او دق ميكرد و كور ميشد .

خدايا شهادت ميدهم كه هر كسي عاشق يوسف نشد چون آنقدر مشغول گرفتاريهاي زندگي بود كه يوسف را نديد .

خدايا شهادت ميدهم كه حسن روي يوسف همه را در به درو بيچاره ميكنه كه چاره همه چيز همين در به دري و بيچارگي است .

خدايا شهادت ميدهم اگر كسي يوسف را ببيند اگر پادشاه هم باشه گدا ميشه اگر زليخاه هم باشه گرفتار ميشه احساس زشتي ميكنه اگر يعقوب پيامبر باشه شرمنده ميشه حالا ما كه نه پادشاهيم نه زليخاه نه يعقوب ما يك بنده سر كش بيچاره زشته گنه كار گدا هستيم كه يوسف و ديديم اما اين و ميدونيم كه اين يوسف خيلي مرام داره .

خدايا شهادت ميدهم كه ما نامردهايي بوديم كه يوسف را به چاه انداختيم و خواستيم كه يوسف را بكشيم اما همان لحظه يوسف ما را بخشيد وبراي ما دعا كرد .

خدايا شهادت ميدهم كه ما روي ديدن يوسف را نداريم اما بايد چه كار كرد ما به تمام ذات به يوسف و  خداي يوسف نياز داريم بايد اول تا آخر بريم در خانه يوسف.

خدايا شهادت ميدهم ما بارها يوسف را ديديم اما او را نشناختيم بارها جلوي يوسف از يوسف بد گويي كرديم .

خدايا شهادت ميدهم كه ما كور و كر و لاليم اما اگر يوسف يك عنايتي بكنه به ما يك صدقه اي بده يك رشته از لباسش و بده ما سلطان عالم ميشيم .

خدايا شهادت ميدهم كه ما يوسف را در زندان انداختيم و او را عذاب داديم و اصلا فكر اين نبوديم كه ما او را اذيت كرديم بايد او را از زندان خارج كنيم.

خدايا ما از دست يوسف به تو شكايت ميكنيم آخه حسن روي يوسف ما را بيچاره كرد .

خدايا ما از دست يوسف به تو شكايت ميكنيم آخه ما به يوسف خيلي بدي كرديم و يوسف با بخشش ما را به بدترين عذاب مبتلي كرد ما عذاب وجدان گرفتيم .

خدايا يوسف نبي برادرانش را بخشيد به اونها رحم كرد ما هر چقدر هم بد باشيم نخواستيم كه يوسف تو را بكشيم تو كه ارحمن الراحميني تو كه خداي يوسفي به دل يوسف بينداز كه ما را ببخشد .

خدايا ميدونم براي پيدا كردنه يوسف بايد چهل سال انتظار كشيد گريه كرد و سفر كرد اما ما مگر چقدر عمر ميكنيم يك كاري كن راه صد ساله را در يك شب برويم اون يك شب هم همين الان باشه آخه چه فايده اي داره تو پيري به يوسف رسيدن ما ميخواهيم به يوسف خدمت بكنيم آدم كه پير بشه كه ديگه تواني نداره تو جووني بايد خدمت كرد به مولا .

خدايا به تمام تاريخ رحم كن كل صالحين تاريخ در انتظار مولا هستند كه آقا تشريف بياورند و رجعت كنند و در خدمت گذاري حضرت باشند كل صالحين عالم موي كنان ناله كنان دعاي فرج بر لب منتظر حضرتند .

خدايا يوسفت را به ما نشان بده تا با تمام اهل و عيالمان به سمت او هجران كنيم .

خدايا خيلي آرزوها داشتم ولي ديگه آخر عمرم رسيده و به آرزوهام نرسيدم چشم به راه يوسف كور شديم به ما گفتند ديوانه پريشان حال و .

خدايا اين رسمشه تو آخرت تو جهنم باشي توي دنيا هم به مرادت نرسي ما كه جهنمي هستيم اقلا تو دنيا ما رو به يوسف برسون .

خدايا خدايا خدايا همه وجود يوسف از توست يوسف تو را ديده و ما يوسف رايوسف مبتلاي توست و ما مبتلاي يوسفيم اي يوسف به ما رحم كن خداي تو هم  ................

خدايا ما دعا گوي يوسفيم هر كجا هست تو نگاهبانش باش

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 0:19  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |