|
مريز آبروي سرازيرِ ما را به ما بازده نان و انجير ما را خدايا! اگر دستبند تجمّل نميبست دست كمانگير ما را، كسي تا قيامت نمي كرد پيدا از آن گوشه ي كهكشان تيرِ ما را ولي خسته بوديم و ياران همدل به ناني گرفتند شمشير ما را ولي خسته بوديم و مي برد طوفان تمام شكوه اساطير ما را طلا را كه مس كرد، ديگر ندانم چه خاصيّتي بود اكسير ما را
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 0:45  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت
|
|