1 بسيجي عاشق کربلاست، کربلا را تو مپندار که شهريست

60
2 بـرخيز اي چاووش شهر عشق 54
3 غروب نزديک مي شود و تو گويي 80
4 و اينک آنان آمده اند ، با سادگي و تواضع 79
5 اين نخلستان ها مرکز جهان است و 150
6 در اينجا دل ها آنچنان صفايي مي گيرند که 82
7 در ميان نخلستان هاي حاشيه اروند عيد فرارسيده است 32
8 بعضي از بچه ها گوشه ي خلوتي يافته اند و ... 50
9 آفتاب باز هم پايينتر آمده است و دل ها مي خواهند 20
10 انتظار سايه اي از اشتياق بر همه چيز کشانده است 88
11 اين نخلستان ها مرکز زمين است و شايد مرکز جهان 27
12 آيا مي خواهي سربازان لشکر رسول خدا را بشناسي 56
13 امشب شب عاشورا است و 44
14 بيا و بعثت دوباره انسان راتماشا کن 103
15 سلاح مومن در جهاد اکبر اشک و آه و ناه است 42
16 اينها بچه هاي قرن 15 هجري هستند و 109
17 گويد تجلي آن اشتياق بي انتهايي 105
18 اين جوانان نسل تازه اي هستند که در زمين 74
19 بچه ها تکبيرزنان به قلب دشمن مي زنند و 40
20 بگذار آمريکا با مانورهاي دريايي و جنگ ستاره 88
21 طلبه ها مظهر پيماني هستند که با پروردگار 77
22 به راستي چه کسي ما را در اينجا گرد آورده 26
23 در دل اين نخلستان ها تاريخ آينده جهان 21
24 اگر بپرسي دوکوهه کجاست چه جوابي بدهيم 51
25 اعتبار مکان ها به انسان هايي است که 34
26 دو کوهه سال هاست که با شهدا زيسته است 72
27 قطارها دوکوهه را فراموش کرده اند 93
28 زمين صبحگاه هنوز در جستجوي 47
29 آنان که در دوکوهه زيستند، طراوت 44
30 اي قدمگاه بسيجي، اي قدمگاه 77
31 با من سخن بگو دوکوهه 194
32 عمق وجود من با اين سکوت راز آميز آشناست 37
33 حسينيه حاج همت قلب دوکوهه است و 21
34 دوکوهه قطعه اي از خاک کربلاست 56
35 هر که مي خواهد ما را بشناسد داستان کربلا 38
36 حيات انسان هر سال در محرم تجديد مي شود 49
37 حسينه شهدا اکنون در جستجوي گم کرده ي 38
38 دوکوهه مغموم است و در انتظار 75
39 همين جا بود که عاشورا تکرار مي شد 65
40  تو را دوست دارم اي دوکوهه 84
41 کربلا بيش از آنکه يک شهر باشد 78
42 دوکوهه و شهدا 74
43 عالم محضر شهداست 32
44 يأس، از جنود شيطان است 84
45 ما فرشتگان را ديديم، ما عرش را 131
46 دو کوهه با تو هستم، آيا مي داني 58
47 دوکوهه آيا بر قدم هاي همه ي عزيزان 68
48 خداحافظ دوکوهه 78
49 بانگ الرحيل برخاسته است و 89
50 آدميزاد اسير خويشتن خويش است و 62
51 خانه اي است که بر فراز آن فرشتگان خدا 30
52 جبهه هاي حق مجراي نور است که 25
53 آنچه در اينجا مي گذرد، جلوه 20
54 از خانه ي شهدا ستون هاي نوري 77
55 شهداي دره بيد همه کشاورز بودند 35
56 وقتي انسان از جان خويش در راه حق 19
57 امروز حاشيه اروند مرکز تاريخ است 53
58 طلبه ي جوان مأموريست که از جانب 82
59 دشمن در برابر ايمان جنود خدا 55
60 کجا از مرگ مي هراسد آنکه 91
61 دشمن برده ي ماشين است و تو 50
62  آنها چه انسي با خاک گرفته اند 100
63 و تو مي داني که هيچ چيز از مشيت الهي 59
64 اما چه باک، بچه ها از جانب خدا مأموريت 59
65 اين ها مناديان ايمان و طلايه داران 71
66 شيطان حاکميت خود را در جهان بر ضعف 87
67 خون حيات از شريان جاده ها 41
68 مگر نه اينست که حيات عدالت و عشق 75
69 خلوص، معيارقبولي اعمال است و 52
70 در جبهه همه ي چهره ها آشناست 44
71 عقل معاش مي گويد اما عشق مي گويد 92
72 عشق مي گويد چگونه مي توان خفت 41
73 طلايه داران سپاه صبح سر رسيدند 41
74 ريشه هاي ما در خاک ايمان محکم است و 59
75 چهره ي لبنان زخم برداشته است و 78
76 نزديک به نيم قرن از آوارگي مي گذرد و 29
77 آيا فلسطينيان يک بار ديگر به سرزمينشان 109
78 مسلمانان جهان اکنون فرياد آن پير فرهيخته بيدار 53
79 انقلاب سنگ و فلاخن به يک خطر جدي 145
80 شهرک ميدون، هويزه و خونين شهر ديگري است 172
81  اگر قبرستان جايي است که، ما قبرستان نشينان 41
82 رژيم اشغالگر قدس 69
83 چگونه مي توان از ظاهر لحظه ها به باطن 101
84 وقتي انسان اين بسيجي ها را بيرون از ميدان نبرد 38
85 بسيجي دلباخته ي حق و اهل ولايت است 61
86 آنکه از مرگ مي ترسد 84
87 خداوند انسان را براي خود خلق نموده است 64
88 نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار 19
89 آب که با عقل تسبيحي خود اهل حق را خوب 107
90 آتش انبوه دشمن بر خليل گلستان شده است 59
91 راه ما راه سيد الشهداست 74
92 آنها منتظرند که ترس مرگ 47
93 اگر شهيد نباشد، خورشيد طلوع نمي کند 73
94 تکامل و تعالي انسان در مبارزه با شيطان است 52
95 بي سيم چي نشسته اقامه ي نماز مي کند و 68
96 جنگ ادامه دارد آنچنان که 20
97 در جهان امروز، سخن گفتن از راه انبياء 47
98 ما از مرگ نمي ترسيم که مرگ ما شهادت است 116
99 حيات عند رب نقطه ي پاياني معراج بشريت است 46
100 خون سرخ ما فلقي است که پيش از 48
101 آمريکا امروز مظهر اکبر شيطان 54
102 نفس حجاب است و براي رسيدن به 114
103 براي عشاير ماندن مثل مردن است 65
104 عشاير رود خانه هايي هستند که حياتشان در 99
105 شهادت جان مايه انقلاب اسلامي است 119
106 ريشه جنگ ما در معتقداتي است که 66
107 خون پيکره حق، از قلب عاشورا است که 62
108 راه ها شريان هايي هستند که خون حيات را 43
109 از نام ما مپرس که از فاني فالله نامي باقي نمي ماند 45
110 قوم سلمان فارسي، علم انبياء را بر دوش گرفتند 79
111 ما خود را به پناه قرآن مي سپاريم 27
112 ما را اجبار و اکراه بدين جا نکشانده است 91
113 رنگ، تعلق است و بي رنگي نفي تعلقات 60
114 شهر و خانه تمثيل سکوتند و دشواري هجرت 56
115 اگر که همه جا مملکت حق است 127
116 براي تحصيل رضاي خدا يک روز بايد 21
117 و بار ديگر در مي يابيم که آواره کوي حسين 41
118 شب موعود خدا رسيده رسيده است و بچه ها 145
119 ديروز را به خاطر داري 88
120 باب جهاد، باب اولياي خاص خداست و دري 62
121 آن شيخ را که با چراغ درجستجوي انسان 21
122 قلمرو حاکميت شيطان ضعف و ترس انسان 55
123 صف طويل رزمندگان به سوي محوري که 46
124 آري، مي بيني که طلسم ديو کفر شکسته 60
125 چيزي به پايان روز نمانده است 78
126 درد حضرت قاسم درد اوست و 41
127 شب مردان حق اين چنين مي گذرد 49
128 پيام ما استقامت است و اين 67
129 قاسم دلاورانه، استوار و با صلابت 63
130 تو گويي، اين راه راهي است که قاسم 49
131 اينجاست آن مدرسه اي که تلميذ هاي 91
132 ما از سوختن نمي ترسيم که پروانه هاي 77
133 اگر شب قدر شبي باشد که تقدير 60
134 شب گنجينه ي رازهاي نامکشوف 71
135 جهان هرگز باور نداشت که اينچنين روزهايي 98
136 اي نفس بر خدا توکل کن 38
137 سند افتخار در پيشگاه رسول خدا 34
138 رمز پيروزي ما 44
139 عطر خوش صلوات در بوستان 116
140 در مدخل جزيره ي بوارين 80
141 در حاشيه ي نخلستان هاي جزيره ي بوارين 62
142 عقل او را منع مي کند، اما عشق او را 80
143 دل شکسته ي عاشق براي پرواز نيازي 21
144 اما نه، اينجا جاي سکوت نيست 45
145 رضا اکنون بر زمان و مکان احاطه دارد 41
146 جنگ ما با شيطان از محراب نماز آغاز مي گردد 49
147 محراب نماز ميدان جنگ با قدرت هاي شيطاني است 61
148 پيام امير، پيام استقامت است، استقامت امتي که 26
149 بر ما خورده مگيريد که چرا از 62
150 شهدا همه اصحاب آخر الزماني سيد الشهدا 54
151 از سّراين سخن نيز کسي جز شهيد آگاه نيست 85
152 قسمتي از وصيت نامه شهيد حسن هادي بخش 1 63
153 قسمتي از وصيت نامه شهيد حسن هادي بخش 2 99
154 قسمتي از وصيت نامه شهيد حسن هادي بخش 3     113
155 دعاي حسن مسستجاب شد، او از خود گذشت 104
156 شهادت پايان نيست، آغاز است 43
157 وقتي فرزندان ما در سايه رحمتي که خداوند 42
158 طينت مردم اصفهان با حب محمد و آل محمد (ص) 30
159 لشگر مقدس امام حسين (ع) شهرت خط شکني 89
160 رايحه ظهور موعود، دل شيفتگان حق را 38
161 آسمان طلعت ستاره ي ديگري را جشن گرفته 18
162 آب آب است، خاک خاک است و شهر 25
163 در قلب شهر، خانه ايست که همچون قل 44
164 وقتي از اين کانال ها که سنگر هاي 117
165 افسوس که چشم ظاهر بين راهي به سوي 66
166 مدرسه عشق و امتحان صبر و شهامت و 41
167 علمدار لشگر امام حسين (ع) 55
168 شجاعت و تدبير دو خصوصيت 89
169 يادگار حاج حسين خرازي 62
170 مرگ آگاهي 379
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 15:32  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |