بسم الله الرحمن الرحیم

همانگونه که بیان شد پیامبران الهی معصوم از گناه و خطا و لغزش میباشند و جانشین پیامبر نیز این صفات را دارا میباشد .

لذا دوزاده جانشین پیامبر آخر الزمان اگر چه دارای مقام نبوت نیستند اما همانند پیامبر دارای مقام عصمت میباشند و بر این مطلب عقل و آیه تطهیر[1] و حدیث ثقلین [2]و حدیث سفینه [3] دلالت دارد .در کتاب بخاری احادیثی که بر وجود داوازده خلیفه دلالت دارد موجود میباشد[4].

ادامه راه پیامبر اسلام و صراط مستقیم در پیروی از ثقلین کتب خدا و دوازده امام منصوب از جانب پیامبر اسلام میباشد :

امامان دوازده گانه شيعه عبارتند از:

1. اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(عليهما السلام) (تولد: ده سال قبل از بعثت، شهادت: سال 40 هجرى) مدفون در نجف اشرف.

2. امام حسن بن على ملقب به مجتبى(عليه السلام)(3ـ50هـ.ق) مدفون در مدينه، قبرستان بقيع.

3. امام حسين بن على سيد الشهداء(عليه السلام)(4ـ61هـ.ق) مدفون در كربلا.

4.امام على بن الحسين ملقب به زين العابدين(عليه السلام)(38ـ94هـ.ق) مدفون در بقيع.

5. امام محمد بن على معروف به باقر العلوم (عليه السلام)(57ـ114هـ.ق) مدفون در بقيع.

6. امام جعفر بن محمد معروف به صادق(عليه السلام)(83ـ148هـ.ق) مدفون در بقيع.

7. امام موسى بن جعفر ملقب به كاظم (عليه السلام) (128ـ 183هـ.ق) مدفون در كاظمين.

8. امام على بن موسى الرضا (عليه السلام) (148ـ203هـ. ق)مدفون در خراسان.

9. امام محمد بن على معروف به جواد (عليه السلام)(195ـ220هـ.ق) مدفون در كاظمين.

10.امام على بن محمد معروف به هادى (عليه السلام)(212ـ 254هـ. ق) مدفون در سامرّا.

11.امام حسن بن على معروف به عسكرى (عليه السلام)(232ـ260هـ.ق) مدفون در سامرّا.

12.امام محمد بن حسن معروف به حجت و مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ. او امام دوازدهم شيعه بوده و هم اكنون نيز زنده وغايب است، تا روزى به فرمان خداوند ظهور كرده و طبق وعده صريح قرآن و احاديث متواتر اسلامى حاكميت اسلام را در سراسر گيتى برقرار گرداند.

طبق آیه قران محبت اهل بیت عصمت و طخارت واجب و از علامتهای ایمان میباشد .[5]

و دشمنی با اهل بیت عصمت و طهارت موجب خروج از اسلام و ارتداد میباشد زیرا لازمه دشمنی با هل بیت عصمت و طهارت موجب رد و انکاز قول خدا و پیامبر میبشاد .

اهل بیت عصمت و طهارت در دوران زندگانی خود زحمتها و مصیبات بسیاری را متحمل شدند و مورد آزار و اذیت منافقین قرار گرفتند تا حدی که حسین ابن علی را در کربلا با قساوت و سنگ دلی به شهادت رساندند .

طبق احادیث متواتر شیعه و سنی دوازدهمین جانشین پیامبر اسلام روزی قیام خواهد نمود  و جامعه را پر از عدل و داد  خواهد نمود بعد از اینکه جامعه را ظلم فرا گرفته است [6]پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار برای آن حجت یگانه پروردگار خصوصیاتی را بیان نموده اند :

خصوصيّات اين مصلح جهانى در روايات اسلامى كه فريقين به نقل آنها پرداخته اند به شرح زير بيان شدهاست:

1. از اهل بيت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) است 389 روايت

2. از فرزندان اميرالمؤمنين على (عليه السلام) است 214 روايت

3. از فرزندان فاطمه زهرا(عليها السلام) است 192روايت

4. نهمين فرزند از اولاد امام حسين (عليه السلام) است 148 روايت

5. از فرزندان امام زين العابدين (عليه السلام) است 185 روايت

6. از فرزندان امام حسن عسكرى (عليه السلام) است 146 روايت

7. دوازدهمين امام از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) است 136 روايت

8. رواياتى كه از ولادت او گزارش مى دهد 214 روايت

9. عمر او طولانى خواهد بود 318 روايت

10. غيبت طولانى خواهد داشت 91 روايت

11. به هنگام ظهور او اسلام جهانگير مى شود 27 روايت

12. زمين را پر از عدل و داد مى كند 132 روايت

شباهتهایی از پیامبران گذشته در آن امام میباشد :

شباهت حضرت مهدی به آدم ابو البشر :

او عمری طولانی دارد همانگونه که حضرت آدم عمری طولانی داشت .

او خلیفه شرق و غرب عالم خواهد بود همانگونه که حضرت آدم خلیفه شرق و غرب زمین بود .

او زمین را با عبادت خود آباد میکند بعد از اینکه با کفر و طغیان به فساد کشیده شده است همانگونه که حضرت آدم زمین را با عبادت خود آبا نمود بعد از اینکه زمین با فساد و طغیان جنیان به فساد کشیده شده بود .

شباهت حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف به حضرت هابیل و شیث :

نزدیکترین افراد به حضرت مهدی سوء قصد به جان مبارک او را داشتند که با عنایت خدا از حضرت نجات پیدا کرد همانگونه برادر هابیل به جان قابیل سوء قصد داشت .

حضرت علم خود را تا زمان معین آشکار نخواهد نمود همانگونه که شیث اجازه نیافت تا زمان معین علم خود را آشکار سازد .

شباهت به حضرت نوح

او عمر طولانی دارد مهانگونه که نوح عمری طولانی داشت .

دشمنان حضرت هلاک خواهند شد همانگونه که دشمنان نوح هلاک گردیدند .

در زمان معین که خدا میداند تمام زمین به هدایت او زنده خواهد گردید همانگونه که در زمان حضرت نوح تمام زمین ندای توحید سر میدادند .

حضرت مهدی را تا قبل از وقت معین انکار میکنند مگر مومنین راسخ همانگونه که حضرت نوح را تا زمان معین انکار کردند.

شباهت به ابراهیم :

تولد حضرت مهدی پنهانی بود همانگونه که تولد حضرا ابراهیم پنهانی بود .

حضرت مهدی با حاکمان ظالم مبارزه میکند همانگونه ابراهیم با حاکمان ظالم مبارزه نمود .

حضرت مهدی حجت را بر تمامی جهانیان تمام میکند همانگونه که ابرایه حجت را بر نمرودیان و ماه پرستان و ستاره پرستان و خورشید پرستان تمام نمود .

حضرت مهدی از دست ظالمین نجات پیدا میکند همانگونه که حضرت ابراهیم از دست فرعونیان نجات پیدا کرد .

شباهت به لوط :

فرشتگان به یاری او نازل خواهند شد همانگونه که برای یاری لوط نازل شدند .

شباهت به یعقوب :

او در مصیبت حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نالان و گریان است همانگونه که یعقوب در فراق یوسف نالان و گریان بود .

شباهت به حضرت حضرت داود (ع) :

او به حکم عدالت رفتار مینماید همانگونه که حضرت داوود به عدالت حکم میفرمود .

شباهت به یوسف

حضرت مهدی زیباترین سیما و چهره را دارد همانگونه که یوسف زیباترین سیما و چهره را دارا بود .

حضرت مهدی را میبینند ولی نمیشناسند همانگونه که یوسف را میدیدند ولی نمیشناختند .

گمراهان گمان میکنند حضرت مهدی در بین ما نیست همانگونه که گمان میکردند که حضرت یوسف کشته شده .

مومنین واقعی میدانند که حضرت مهدی زنده است همانگونه که یعقوب میدانست حضرت یوسف زنده است .

گمراهان به جان حضرت مهدی سوء قصد دارند همانگونه که براردان یوسف به جان حضرت یوسف سوئ قصد داشتند .

گمراهان از کرده خود به مهدی سر افکنده و پشیمان میشوند همانگونه که برادان یوسف از کرده های خود به یوسف سر افکنده و پشیمان شدند .

حضرت مهدی غیبتی دارد همانگونه که حضرت یوسف از میان قوم و عشره خود غیبتی داشت .

حضرت مهدی اهل زمان خود را نجات میدهد همانگونه یوسف اهل زمان خود را از فقر و قحطی نجات داد .

مردم آخر الزمان قدر و منزلت مهدی را نمیدانند همانگونه که مردم زمان یوسف قدر و منزلت حضرت یوسف را ندانستند .

عظمت و علم و دانش و پاکی حضرت مهدی بر همگان آشکار خواهد شد همانگونه که عظمت حضرت یوسف بر همگان آشکار گردید .

با قبول کلمات و دستورات حضرت مهدی انسانها به سعادت خود خواهند رسید همانگونه که با قبول کلمات یوسف از فقر و بدبختی نجات پیدا کرده و به سعادت رسیدند .

از حکومت حضرت مهدی همگان راضی و خشنود میگردند همانگونه از حکومت حضرت یوسف همگی خشنود و راضی گردیدند .

شباهت به سلیمان :

حضرت مهدی توحید را در عالم بر پا مینماید همانگونه که سلیمان توحید را در عالم بر پا نمود .

حضرت مهدی سلطنت شرق و غرب را در عالم در دست گرفته و به عدالت رقتار نماید همانگونه که حضرت سلیمان سلطنت خداوند را در عالم بر پا نمود .

شباهت به الیاس

خدا به دعای حضرت مهدی مردگان را زنده خواه نمود همانگونه که به دعای الیاس مرده زنده شد .

شباهت حضرت مهدی به حضرت ایوب (ع):

خداوند برای حضرت مهدی فرج و گشایش بعد از گرفتاری پدید خواهد آورد همانگونه که خداوند برای ایوب فرج و گشایشی پدیدار نمود .

شباهت به حضرت موسی

حضرت مهدی در میان دشمنان زندگی میکنند او را میبینند ولی نمیشناسند همانگونه که موسی در میان فرعونیان زندگی میکرد او را میدیدند ولی نمیشناختند .

برای کشتن حضرت مهدی اقدام کردند ولی موفق نشدند همانگونه که برای کشتن موسی اقدام کردند ولی نتوانستند .

ظالمین قبل از تولد حضرت مهدی میدانستند که حضرت مهدی از بین برنده طواغیت خواهد بود همانگونه فرعونیان میدانستند که از بین برنده فرعونیان موسی خواهد بود .

دوست و دشمن به دنبال حضرت مهدی هستند دوستان برای نجات از بدبختی و دشمانان برای آسیب رساندن به حضرت مهدی همانگونه که دوست و دشمن به دنبال موسی بودند بنی اسرائیل برای رهایی خود به دنبال موسی بودند و فرعونیان برای آسیب رساندن به موسی به دنبال موسی بودند .

حضرت مهدی برای حفظ جان خود غیبتی دارد همانگونه که موسی برای حفظ جان خود غیبتی داشته است .

دعا و آمادگی سبب تعجیل فرج میشود همانگونه که دعای بنی اسرائیل سبب تعجیل فرج موسی شد .

او دارای معجزاتی است همانگونه که موسی معجزاتی داشت .

دشمن او از بین خواهد رفت همانگونه دشمن موسی از بین رفت .

دشمنان تمام تلاش خود را نمودند تا قبل از تولد او را شهید کنند ولی نتوانستند همانگونه که فرعونیان تمام تلاش را کردند تا قبل از تولد او را شهید کنند ولی نتوانستند .

ظلمه وجود حضرت مهدی را انکار میکنند و مومنین به او ایمان دارند همانگونه که فرعونیان وجود موسی را انکار میکردند و مومنین بنی اسرائیل به وجود موسی ایمان داشتند .

شباهت به حضرت عیسی

خداوند در کودکی به حضرت مهدی علم و معرفت و مقام امامت داد همانگونه به حضرت عیسی در کودکی علم و مقام الهی داد .

دشمنان خدا قصد کشتن حضرت مهدی را داشتند همانگونه که دشمنان خدا قصد کشتن حضرت عیسی را داشتند .

دشمنان خدا فکر میکنند که حضرت مهدی کشته شده همانگونه گمراهان فکر میکنند که حضرت عیسی به صلیب کشیده شده است .

دشمان راه انبیاء تهمتهای ناروایی به حضرت مهدی میزنند همانگونه که دشمنان عیسی به مریم و حضرت عیسی علیهما السلام تهمتهای زیادی میزدند .

حضرت مهدی معجزاتی دارد همانگونه که عیسی معجزاتی دارد .

حضرت مهدی غیبتی دارد همانگونه که عسی غیبتی دارد .

حضرت مهدی عمری طولانی دارد همانگونه که حضرت عیسی عمری طولانی دارد .

شباهت به حضرت محمد ص :

حضرت مهدی بزرگان اقوام را به اسلام دعوت مینماید همانگونه که حضرت محمد ص پادشاهان زمان را به اسلام دعوت نمود .

حضرت مهدی با دشمنان جنگ مینماید همانگونه که پیامبر اسلام با مشرکین جنگ نمود .

حضرت مهدی اسنانها را از جهل به علم دعوت مینماید همانگونه که حضرت محمد عرب جاهل را علم دعوت نمود .

حضرت مهدی خلاصه و عصاره انبیاء و اوصبیاء است .

تمام قدرت معجزات انبیاء در اختیار او میباشد .

به همه زبانها تکلم مینماید .

هر سوالی را پاسخ میگوید .

ملائکه و مومنین و خوف او را یاری میکنند .

تمام انسانها به او ایمان میاورند و از حکومت او راضی و خشنود میشوند .

 

 

معاد :

تمام ادیان الهی بر زندگی بعد از مرگ و جاودانه بودن روح تاکید دارند و اعتقاد به دنیای بعد از مرگ است که اسنان را از طغیان باز میدارد .

انسان عبث و بیهوده آفریده نشده است [7] و عدل الهی مومنین را به سعادت جاودان و کفار و منافقین را به سزای اعمالشان میرساند [8].

انسان موجودی ابدی است و در هنگام متولد میشود همچنانکه بچه به دنیا میاید روح او به عالم برزخ وارد میشود و جسم به زمین ملحق میشود .

انسان کافر در هنگام مرگ حقایق عالم را مشاهده میکند و حسرات فرصت از دست رفته را میخورد آرزو مکیند که ای کاش به دنیا باز میگشتم و راه انبیاء و اولیاء را انتخاب میکردم ولی مومنین در هنگام مرگ شاد هستند و آنان از خانه سخت به جایگاه پاک و طیب وارد شده اند که هیچ سختی و عذابی در آن نمیباشد .

مرگ برای مومن آزاد شدن از زندان و برای غیر مومن زندانی شدن میباشد .

بعد از مرگ ملائکه الهی از انسانها

برزخ هر انسانی متناسب با اعتقاد و اعمال او میباشد .

اگر اعتقاد صحیح و اعمال صالح داشته باشد در بهشت به سر میبرد و اگر اعتقاد و اعمال فاسد باشد در عذاب به سر خواهد برد .

روز جزا و پاداش روزی که انسان به کارهایی که در دنیا از پیش فرستاده می‌نگرد روزی که پرده‌ها کنار می‌رود و اسرار فاش می‌شود روزی که مردم همانند پروانه‌های پراکنده مبهوتند روز وعده داده شده روزی که انسان از برادر و مادر و پدرش می‌گریزد روز جدایی انسان روز جدایی انسان روزی بسیار سخت و دردناک برای کافران روز دشوار روزی که مردم از گور شتابان بیرون می‌آیند روزی که مردم در می‌یابند که در دنیا باخته‌اند روزی که هیچ کس مالک چیزی نیست  روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان را خوار نمی‌کند  و انتقام مومنین را از کفار میستاند روزی که مردمان گرد می‌آیند روزی که زنان و مردان با ایمان برای اعمال شایسته‌شان با نور خویش که در پیش آنان است، حرکت می‌کنند روزی که قطعی و حتمی است روزی که جملگی در آن حاضر شوند روزی که تکذیب کنندگان معاد با شدّت به دوزخ پرتاب می‌شوند روزی که از گورها بیرون می‌آیند روزی که فریاد رستاخیز را می‌شنوند روز جاودانگی روز تهدید روز بسیار بزرگ روز بسیار دردناک روزی که مردم یکدیگر را می‌خوانند روزی که به حسابها می‌رسند روز محاسبه روز رستاخیز مردم روز ملاقات روزی که نزدیک است روزی که حسرت‌ها دارد روزی که گواهان برای گواهی بر می‌خیزند روزی که روح و ملائکه به صف می‌ایستند روزی که داد و ستدها و روابط سودی ندارد روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه گردد روزی که رستاخیز برپا شود روز رستاخیز روز و وقت معلوم روز خیره شدن دیدگان .

یکی از صفات الهی تواب است و هر انسانی تا قبل از اینکه از این دنیا به عالم برزخ سفر کند فرصت توبه و بازگشت به سمت خدا را دارد ولی هر چه بیشتر در اعتقادات فاسد به سر برد و به اعمال ناشایست رو کند توبه و بازگشت برای او سخت تر میباشد .

خداوند در قیامت به عدل خود در قیامت کفار و منافقین و اهل عصیان و فساد را به جهنم و عذاب وارد میکند و مومنین را به رحمت خود نائل میگرداند و ذره ای از اعمال صالح و فاسد از نظر خداوند غائب نمیباشد .

برای انسانی که عقیده درست دارد ولی گناهانی نیز داشته امید نجات از آتش جهنم میباشد بخلاف انسانی که عقیده باطل دارد چرا که لباسی که چرک شود قابل تمیز شدن است ولی لباسی که رنگ شود با شستن رنگ آن عوض نمیشود .

بدترین جایگاه درکات جهنم مخصوص منافقین میباشد لذا ایمان ظاهری نجات بخش نمیباشد .

بدعت و نسبت دروغ به خدا و پیامبر و تصرف در دین و وارد کردن چیزی که در دین نیست و خارج کردن چیزی که در دین میباشد یکی از گناهانی است که سبب هلاکت ابدی را فراهم میاورد و کسی که از اهل بدعت پیروی و تبعیت کند در آتش جهنم خواهد بود .

یکی از بزرگترین وظیفه انسانها حفظ جان است لذا عقل و نقل [9]دلالت بر این مطلب دارد که به هنگامی که جان در خطر میباشد میتواند ایمان خود را بپوشاند تا از دست ظامین رهایی پیدا کند .

همانطور که بیان شد مرگ فنا و نابودی نمیباشد بلکه بلکه انتقال از سرایی به سرای دیگر است و لذا انسان میتواند از ارواح پاک و مقدس اولیاء و انبیاء استمداد طلب نماید همانگونه که مردمی که در زمان زندگی دنیایی اولیاء میزیسته اند از انبیاء و اولیاء استمداد طلب میکردند و عقل و کتاب خدا [10] بر این مطلب شهادت میدهد .

انسان میتواند از ارواح اولیاء و انبیاء که در درگاه خداوند آبرویی کسب کرده اند در خواست کند که آنان برای رفع مشکلات و براورده شدن حوائج دست به دعا برده و از خداوند متعال استمداد طلب نمایند همانگونه که فرزندان یعقوب از پدر خود درخواست دعا کردند  [11] و یا قران میفرماید که استغفار رسول برای گناهکاران مایه آمرزش و توبه میباشد [12] و اثبات گردید که مرگ فنا و نابودی نمیبشاد تا کسی گمان کند که مقام پیامبر و اولیاء الهی با مردن از بین میرود .

البته انسانهای متکبر خود را بی نیاز از دعای پیامبر میدانند[13] .

تمام مسلمانان بعد از نماز به پیامبر سلام میدهند و این خود نشانه این است که پیامبر به حیات جاودان صدای ما را میشنود و اعمال ما را میکنگرد که قرآن هم بهاین مطالب شهادت میدهد [14] .

صحیح بخاری نقل میکند که رسول گرامی اسلام با کشته شدگان بدر سخن گفت واین شاهد بر این مطلب میبشاد که مردگان میشنوند [15] .

صحیح بخاری نقل میکند که پیامبر اسلام به زیارت قبور بقیع تشریف بردند و این دلالت بر شرعیت زیارت قبور و صحبت کردن با ارواح پاک صالحان دارد[16] .

صحیح بخاری نقل میکند که ابی بکر با پیامبر بعد از شهادت پیامبر سخن گفت و این دلالت بر صحیح بودن صحبت کردن با انبیائ و اولیائ بعد از ممات آنان دارد [17] .

در نهج البلاغه [18] نقل شده است که هنگام غسل دادن پیامبر با پیامبر صحبت میکردند و این دلالت بر جواز و صحت و شرعیت سخن گفتن با ارواح طیبه مومنین بعد از وفات آنها دارد .

قرآن نقل میکند که شهداء با مومنینی که به آنها ملحق نشده اند صحبت میکنند [19].

قرآن بیان میدارد که نپندارید که که شهدا از بین رفته اند بلکه زنده هستند . ( پاورقی قبل )

اعمال انسان در تعیین سرنوشت او تاثیر دارد عقاید باطل و گناه اسباب بدختی او را درنیا و آخرت به همراه دارد .

در آینده ای نزدیک انسانهایی در این دنیا زنده خواهند گردید هنگام قیام آخرین حجت پروردگار ایات قرآن [20] به روشنی این مطلب را بیان میدارد .

داستان گاو بنی اسرائیل و عزیر پیامبر و زنده شدن گروهی از بنی اسرائیل و زنده شدن تعدادی از حیوانات به دست حضرت ابراهیم و معجزه حضرت عیسی تماما بر حقانیت عقیده به رجعت دلالت دارد .

هر انسانی در گرو اعمالش میباشد اگر انسانی بعد از ایمان کافر و مرتد شود از دین خداوند و اسلام خارج گردیده است و فرقی بین صحابه پیامبر و غیر صحابی نمیباشد ما وظیفه داریم تا به صحابه و مونین زمان پیامبر احترام بگزاریم و نیز با برسی تاریخ منافقین زمان پیامبر را شناسایی کرده و  از منافقین زمان پیامبر برائت بجوییم .

بدان که هر امتی بعد از پیامبر خود دچار انحارفی گردید و جویای راه سعادت باید راه راست را از بی راهه و نور را از ظلمات تشخیص دهد هیچ پیامبری نبود مگر اینکه منافقینی در کنار آن پیامبر به توطئه پرداخته و بر اهل حق و جانشینان راستین ان پیامبر غلبه نمودند کما اینکه در امت موسی سامری بر هارون غلبه پیدا کرد و در امت عیسی نیز پولس بر شمعون غلبه پیدا نمود و در اسلام نیز اهل سقیفه علی ابن ابی طالب را کنار زدند .

بدان که کثرت و جمعیت دلیل بر حقانیت نمیباشد هر گروه و مسلکی که عقلانی باشد بر حق میباشد و بر انسان عاقل است که بدور از تعصب کلام را بشنود و بهترین ان را تبعیت کند تا در راه نجات و سعادت قدم گذارد .

یکی از سنتهای بجا که باعث تقویت ایمان است زنده نگاه داشتن ایام الله است زنده نگاه داشتن روزهای پیروزی جنود خدا بر شیطان و یاد آوری روزهای غم غصه اولیاء الهی تا با تاسی به آن بزرگواران الگوی صحیح زندگی را سر لوحه زندگانی خود قرار دهد لذا انسان مومن در ایام تاریخی که ایام شادی اولیاء الهی است شاد و در ایام تاریخی مصیبت اولیاء الهی بیاد میاورد آن ایام را ودر ایام شادی شاد و در ایام ناراحتی سوگوار میگردد .

نگاه داشتن آثار انبیاء و اولیاء و زیارت قبور آنان در تقویت  روح ایمان و الگ گیری از انان بزرگواران تاثیر به سزایی دارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]

إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (احزاب/33):

 

[2]

:«إِنّي تارِكٌ فيكُمُ الثَقَلَيْن: كتابَ اللّه و عترتي» ـ ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً إِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا علَيَّ الحَوض

 

[3]

إِنّما مَثَلُ أَهل بيتي في أُمّتي كسفينةِ نوح مَنْ رَكِبَها نَجى وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرق».(1)

. مستدرك حاكم:2/151; خصائص كبرى، سيوطى:2/266

[4]

 لا يزال الدّين منيعاً إلى إثني عشر خليفة» و به نقل ديگر فرمود: «لا يزال الإسلام عزيزاً إلى إثني عشر خليفة».

. صحيح بخارى، 9/81، باب الإستخلاف;صحيح مسلم، 6/3 كتاب الأمارة ; مستد احمد، 5/86 و 108; مستدرك حاكم:3/18

[5]

(قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّ المَوَدّةَ في القُربى) (شورى /23):

[6]

پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا إِلاّ يَومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِكَ اليَوْمَ حَتّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدي فَيَمْلأُها عَدْلاً وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً»

مسند احمد بن حنبل، 1/99 و 3/17و 70.

[7]

  : (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً و أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) (مؤمنون/115):

[8]  

(إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَ اللّه حقّاً إنّهُ يَبْدَؤُا الخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِىَ الّذين آمنوا وعمِلُوا الصّالِحاتِ بِالقِسْطِ وَ الّذين كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميم وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرونَ)(يونس/4):

 

[9]

(مَنْ كَفَرَ بِاللّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلاّ مَن أُكْرِهَ وَ قَلْبُـهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ) (نحل/106

 

[10]

   يا أَيُّهَا الّذِينَ آمَنُوا اتقُوا اللّهَ وابْتَغُوا إِليهِ الوَسِيلةَ وَ جاهِدوا فِي سَبِيلِهِ لَعلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)(مائده/35)

[11]

(يا أَبانا اسْتَغْفِر لَنا ذُنُوبَنا إِنّا كُنّا خاطِئِينَ* قالَ سَوفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبّي إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحيمُ) (يوسف/97ـ98).

[12]

(وَ لَو أَنَّهُمْ إِذْظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّه وَاسْتغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحيماً) (نساء/64)

[13]

(وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللّهِ لَوَّوا رُؤوسَهُمْ وَرَأيتهُمْ يَصُدُّون وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ) (منافقون/5).

[14]

قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون

[15]

صحيح بخارى، ج5، باب قتل ابى جهل، سيره ابن هشام:2/292 وغيره.

[16]

صحيح مسلم، ج2، باب ما يقال عند دخول القبر

[17]

صحيح بخارى، ج2، كتاب الجنائز، ص 17.

[18]

نهج البلاغه، بخش خطبه ها، شماره 235.

[19]

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون - فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوابهم؛ و هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شده‌‏اند، مردگانند؛ بلكه آنها زندگانى هستند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏‌شوند. آنان بخاطر آنچه خداوند از فضلش به آنها داده، شادمانند و به كسانى كه به دنبال ایشانند، ولى هنوز به آنها ملحق نشده‌‏اند، مژده مى‏‌دهند. (آل‌عمران/۱۶۹، ۱۷۰)

[20]

وَ يَومَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمّة فَوجاً مِمّنْ يُكذِّبُ بآياتِنا

آيه 84 سوره نمل

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ساعت 22:54  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |