بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

ضرورت بيدارى و قيام ملتها در قبال جنايات قدرتها.

روز قدس را بايد مسلمانها زنده نگه دارند. من كراراً راجع به طمعهاى اسرائيل تنبّه داده‏ام كه اسرائيل اينطور نيست كه اكتفا كند به آن زمينهايى كه غصب كرده است. حالا ديديد كه پايتخت خودش را در قدس قرار داده است و تمام اين چيزهايى كه از امريكا و از طرفدارهاى حقوق بشر و از اين محافل و مجالسى كه در خارج هست، اينها تمام يك شعرهاى غير موزون است و لهذا، مى‏بينيد كه انكار مى‏كنند و اسرائيل هيچ اعتنا نمى‏كند.

تنبّه مى‏دهند، اسرائيل آنها را محكوم مى‏كند. اين براى آن است كه مسئله، مسئله جدّى نيست. اينطور نيست كه امريكا جدّاً مخالف باشد با اينكه پايتخت اسرائيل در قدس باشد و مع ذلك اسرائيل بتواند يك همچو كارى بكند. اينها همه يك مانورهايى است كه مى‏دهند. يا مثلًا، مجالس حقوق بشر و مجالس ديگرى كه از همين ابواب هست در آنجا، در آن ممالك هست، اينها همه دستشان توى هم است و براى چاپيدن ما مسلمين و كسانى كه در آسيا، در افريقا، در آنجاها هستند، و مع الأسف، مسلمين متنبّه نمى‏شوند ..

ملتها بايد خودشان راجع به اين مسائل قيام كنند. براى اينكه دولتها هم غالباً- الّا كمى اگر باشد- آنها هم دستشان با همان ابر قدرتها توى هم است و لهذا، مى‏بينيد كه اينطور جناياتى كه از امريكا واقع مى‏شود، مسلمانها- يعنى، دولتهاى اسلامى- هيچ از خودشان يك گرايشى نشان نمى‏دهند. گاهى هم اگر يكى‏شان يك چيزى بگويد، يك حرفى‏     است، بيش از يك حرف نيست. شما ديديد كه امريكا با اين جوانهاى عزيز ما، با اين دخترها، با اين پسرها، با اين دانشجوهاى عزيز، چه رفتار وحشيانه‏اى كرد، و آنها چه شجاعتى در مقابل پليس امريكا از خود نشان دادند و در مقابل همه قدرتهايى كه آنجا بود و همه پليسها و همه دستگاههاى انتظامى، اينها با مشت گره كرده ايستادند، تحمل كتكها را كردند، تحمل جنايتهاى امريكا را كردند، لكن از آن مسئله‏اى كه پيش آنها «مسئله» بود، اصلًا نگذشتند. مسلمين بايد از اين جوانها، از اين جوانهايى كه از ايران در خارج هست، چه در انگلستان و چه در اروپا و چه در امريكا هست، تنبّه پيدا كنند كه بايد چه كرد. ما دولتها را ازشان مأيوس هستيم، لكن ملتها ميزانند. ملتها در مقابل اين جنايتى كه امريكا كرده است و اخيراً هم انگلستان نسبت به اين جوانهاى غيور ما، چه نشان دادند؛ چه عكس العملى نشان دادند؟ اگر در بلادى باز عكس العملى بود، از جوانهاى ايرانى و گاهى هم از آنها بود. اما ملتها خيلى عكس العملى نشان ندادند، اين براى آن است كه ملتهاى اسلامى باز تنبّه به اين پيدا نكردند كه تعليمات اسلام چيست ..

اختلاف مسلمين منشأ گرفتاريهاى آنان.

اسلام همه مسلمانها را وادار مى‏كند به اينكه با هم متفق باشيد، اختلاف نداشته باشيد، اگر اختلاف داشته باشيد، فَشَل (1) مى‏شويد و رنگ و بويتان از بين مى‏رود. و مع الأسف، مى‏بينيم كه ما هرچه مصيبت پيدا كرديم، از سالهاى طولانى تا حالا، از اين اختلافاتى بوده است كه در داخل خودمان بوده. دولتهايى كه- دولتهاى ممالك اسلامى، نه دولتهاى اسلامى- من نمى‏توانم بگويم دولت اسلامى. چطور من به دولت عراق بگويم «دولت اسلامى»؟ چطور من به دولت مصر بگويم «دولت اسلامى»؟ اين دولتهايى كه در ممالك اسلام هستند، اينها را مى‏بينيم كه بر ضد مسلمين، بر ضد اين مسلمينى كه الآن در ايران مقابل امريكا و مقابل شوروى ايستاده‏اند، آنها پايگاه درست مى‏كنند براى امريكا

__________________________________________________

 (1)- سست، ترسو. اشاره به آيه 46 سوره انفال.

كه بيا حمله كن به مسلمين. ما چطور مى‏توانيم امثال سادات (1) را كه پايگاه درست مى‏كند و دعوت مى‏كند از امريكا كه هجوم كند به ايران و به مملكت اسلامى، چطور ما مى‏توانيم اين را مُسلم بدانيم؟ و چطور مى‏توانيم ما عراق را، دولت عراق را مسلم بدانيم، در صورتى كه اسلحه مى‏فرستد به ايران، و دائماً ايران را مورد هجوم قرار مى‏دهد، و براى امريكا كار مى‏كند؟.

من گمانم اين است كه امريكا، شوروى را هم بازى داده. شوروى الآن به عراق كمك مى‏كند، در صورتى كه عراق امريكايى است، نه شوروى. كمكها را از او مى‏گيرد كه به ايران صدمه وارد كند و راه را براى امريكا باز كند، نه اينكه بخواهد راه را براى شوروى باز كند. امريكا بازى داده اين شوروى را. آنها اسلحه مى‏دهند كه براى امريكا كار كنند.

آنها خيال مى‏كنند اين اسلحه را كه مى‏دهند به نفع شوروى است، و حال آنكه نيست به نفع شوروى. در هر صورت، مسلمين اگر با هم اتفاق پيدا بكنند و وحدت كلمه پيدا بكنند، نه قضيه قدس پيش مى‏آيد و نه قضاياى افغانستان پيش مى‏آيد و نه قضايايى كه براى مسلمين در جاهاى ديگر پيش مى‏آمد و پيش مى‏آيد، پيش مى‏آيد ..

اقتدار و شكست ناپذيرى دولتها در همگامى با ملتها.

بايد تا كى ملتهاى مسلم در غفلت باشند؟ چرا اين ملتها در مقابل اين ابرقدرتها قيام نمى‏كنند؟ ايران قيام كرد. الآن هم بيش از دو سال است- يا دو سال است- كه مى‏گذرد بر امر و تمام قدرتها هم مخالفت كردند. مع ذلك، ايران سر جاى خودش هست و ايستاده است و ابداً اعتنا به اين هياهو نمى‏كند و همه كارهايى هم كه آنها كردند فلج كرده؛ خوب همين كودتايى (2) كه تمام اين دولتهاى اطراف و آن دولتهاى بزرگ دست در آن داشتند ولكن نتوانستند كارى بكنند. چرا؟ براى اينكه مسئله، مسئله ملت است. اگر دولتِ شاه بود، كودتا مى‏خواستند بكنند فوراً مى‏شد؛ امريكا مى‏خواست كودتا بكند فوراً مى‏شد.

__________________________________________________

 (1)- محمدانور سادات، رئيس جمهور مصر.

 (2)- كودتاى نافرجام «نوژه»-------------------------------------.

اما حالا مسئله، مسئله ملت است؛ يعنى، اينطور نيست كه دولت و ملت دوتا باشند، اينطور نيست كه مثل دولت عراق باشد كه ملت با او دشمن است، مثل دولت مصر باشد كه ملت با او دشمن است. اينجا ملت اسلامى است كه حكومتش اسلامى است و ملت با اين حكومت موافقند. از اين جهت، توطئه‏ها را خود ملت به دست مى‏آورد.

خود اين سربازها توطئه‏هايى كه در داخل سربازخانه‏ها انجام مى‏گيرد به دست مى‏آورند و گزارش مى‏دهند. پاسدارها همه دنبال اين مطلب هستند كه اين توطئه‏ها را خنثى كنند و خود ملت است كه ناظر است، در همه جا ناظر است. الآن هم در همه اطراف، اين جنايتكارها را به تدريج، پيدا مى‏كنند و معرفى مى‏كنند و خودشان مى‏گيرند و تحويل مى‏دهند. اگر دولتها بفهمند اين معنا را كه اگر اينها با ملت خودشان درست رفتار كنند و ملت همراه آنها باشد چه خواهد شد، اگر اين خوفى كه اين ابرقدرتها ايجاد كردند در اين دولتها بفهمند كه در دولت ايران هم اين اخافه‏ها (1) هميشه بوده است و حالا هم هست، لكن دولت فعلى ايران ديگر گوش به اين حرفها نمى‏دهد. اگر بفهمند كه طرفدارى ملت از يك دولتى چه معنا دارد، بفهمند اين معنا را كه اگر ملتها را دلشان را به دست بياورند و حكومت بشود- يك حكومتى كه مال خود ملت باشد، از خود ملت جوشش كند و عقايد، عقايد اسلامى باشد، احكام، احكام اسلامى باشد و زير سايه اسلام بخواهند زندگى بكنند- و ملتهايى كه به اسلام عقيده دارند همراه آنها بشوند، آن وقت مى‏فهمند كه هيچ يك از دولتهاى بزرگ نمى‏توانند كارى انجام بدهند، چنانچه در اينجا نتوانستند. تا الآن دو مرتبه، سه مرتبه- به حسب ظاهر- هى قيام كردند يا [توطئه‏] كردند كه كودتايى بكنند يا بريزند در ايران، لكن فَشَل شدند و دائماً هم درصدد هستند، نه اين است كه در صدد نيستند. لكن من مطمئنم و اطمينان مى‏دهم به ملت خودمان كه نمى‏توانند كارى انجام بدهند ..

خيانت مدعيان ملى گرايى.

ملت بايد توجه داشته باشد كه تا توجه به خدا دارد، تا توجه به اسلام دارد، تا

__________________________________________________

 (1)- اخافه: ترسانيدن.

خدمتگزار اسلام است، كسى نمى‏تواند به او آسيبى برساند، مگر كه اين حيثيت از دستشان برود. بايد اين جهت اسلاميت را حفظ كند. اين ملى گراها و اينها كه هى فرياد ملى، ملى مى‏زنند، همينها هستند كه بعضى‏شان در اين كودتا هم دخالت داشتند، بر ضد اين مملكت خودشان براى ديگران. همينها هستند كه بعضى‏شان به طورى كه شواهد هست، دخالت در اين امر داشتند. اين جهات مختلفه، گروههاى مختلفه‏اى كه در ايران هست و هى داد خلق را مى‏زنند، و داد اينكه ما چطور هستيم، اينها هم همينهايند كه در اين مسائل دخالت داشتند. اينها هم همينهايند كه مى‏روند در امريكا اين جوانهاى عزيز ما كه گرفتار هستند، همين اشخاص كه دعوى خلقيت و- نمى‏دانم- چه مى‏زنند، همينها آنجا مى‏روند، به آنها مى‏گويند: اى مرتجعين! اينها چه جمعيتهايى هستند؛ در داخل اين كارها را مى‏كنند، در خارج آن كارها را مى‏كنند؟ تا ملتها بيدار نشوند و اين ريشه‏ها را نكَنند و تا يك دولتى كه دولت اسلامى باشد به تمام معنا، دولتى باشد كه متعهد باشد به احكام اسلام، دولتى باشد كه غربزده نباشد، به اسلام گرايش داشته باشد، روى كار نيايد، ما بايد باز همين گرفتاريها را داشته باشيم ..

تمام مقصد ما مكتب ماست.

مجلس بايد به تمام قوّه‏اى كه دارد و قوّه او از همه قوّه‏ها بالاتر است- وتمام مسلمين واجب است بر آنها كه پشتيبانى كنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص- بايد با تمام معنا كوشش كند كه افرادى كه سر كار مى‏آيند، نخست وزير، ساير وزرا و ساير كسانى كه كارهاى مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به كارهايى كه در دنيا مى‏شود، مدبّر، لكن متعهد به اسلام، متعهد به مكتب ..

مكتب بزرگترين چيزى است كه از براى ما مطرح است. نبايد راجع به مكتب يك كلمه‏اى كسى بگويد. اشتباه مى‏كنند اگر مى‏گويند مكتب چطور. تمام مقصد ما مكتب ماست و مسلمانهاى ما براى مكتب ماست كه اينطور قدرت دارند. و اينطور در مقابل ديگران مى‏ايستند. اگر چنانچه ساير ممالك اسلامى هم مكتب خودشان را حفظ كنند

- اين مكتب اسلام را- اگر مكتب اسلام را حفظ بكنند، مطمئن باشند كه هيچ قدرتى به آنها آسيب نمى‏رساند. اگر ما مكتب خودمان را حفظ نكنيم- كه يكى از تعليمات مكتب ما اين است كه متفق با هم باشيم- هر يك از اين گروهها يا هر يك از اين افراد كه بر ضد آن رفيق خودش يك كلمه‏اى بگويد، از مكتب خارج شده است و به درد اصل ايران ديگر نمى‏خورد. هر كدام از اينها كه ديگرى را بخواهند تضعيف كنند، مجلس بخواهد يكى ديگر را تضعيف كند، يكى ديگر بخواهد مجلس را تضعيف كند، دولت بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد دولتش را تضعيف بكند، رئيس جمهور بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد رئيس جمهور را تضعيف كند، تمام اينها برخلاف مكتب اسلام است، مخالفت با اسلام است ..

بايد اين آقايان همان طورى كه مدعى هستند اسلامى هستيم، واقع مطلب اين است كه بايد در عملشان، در قولشان، در خطابه هايشان، در حرفهايشان، در نوشته هايشان، در روزنامه هايشان نشان بدهند كه ما مسلمانيم. اين چه مسلمانى است كه هر روزنامه‏اى كه مال يك طايفه است به طايفه ديگر فحاشى مى‏كند؟! ما چى جواب اين مردم را بدهيم كه هى مى‏آيند از من الآن وقت خواسته‏اند از بازار تهران كه بيايند بگويند اين چه خبر است، اين آقايان چه‏شان است با هم؛ اين آقاى رئيس جمهور با مجلس، مجلس با رئيس جمهور چرا، چرا اينطور رفتار مى‏كنند؟ چرا بايد اينطور باشد كه صداى مردم در آيد؟

من نصيحت به آنها مى‏كنم، من از لسان اسلام به آنها نصيحت مى‏كنم كه با هم اختلاف نكنيد. شما اگر اختلاف بكنيد، راه را براى ديگران باز مى‏كنيد. شما اختلاف با هم نداشته باشيد. سر چه اختلاف مى‏كنيد؟ چه ميراثى هست كه شما مى‏خواهيد قسمت كنيد و سرش اختلاف مى‏كنيد؟ اين همه مردم جوانهايشان را دادند، ميراث براى شما گذاشتند كه اختلاف با هم بكنيد و اينطور توى سر هم بزنيد و اينطور فساد ايجاد كنيد؟! يك قدرى با هم رفيق باشيد، دوست باشيد، برادر باشيد ..

آقاى رئيس جمهور افرادى كه به درد جامعه اسلامى ما بخورد، به درد مكتب ما بخورد بايد تهيه كند، معرفى كند؛ يعنى، نخست وزير را [كه‏] او تهيه مى‏كند بايد يك‏

شخصى باشد كه همه آن صفاتى كه من گفته‏ام درش باشد. از اينكه در رأس همه صفات، مكتبى بودن است. فكر بكند؛ فكر مكتب اسلام. درصدد باشد كه اسلام را تقويت بكند.

درصدد باشد كه احكام اسلام را پياده بكند، نه درصدد اين باشد كه مليت را احيا بكند.

آنهايى كه مى‏گويند: «ما مليت را مى‏خواهيم احيا بكنيم»، آنها مقابل اسلام ايستاده‏اند.

اسلام آمده است كه اين حرفهاى نامربوط را از بين ببرد. افراد ملى به درد ما نمى‏خورند، افراد مسلم به درد ما مى‏خورند. اسلام با مليت مخالف است. معنى مليت اين است كه ما ملت را مى‏خواهيم، مليت را مى‏خواهيم، و اسلام را نمى‏خواهيم. آن مردِكه (1) در خارج گفت كه اول من ايرانى هستم، ملى هستم، دوم ايرانى هستم، سوم اسلام [ى‏]. اين اسلام نيست، تو سوم هم اسلامى نيستى ..

روز قدس، روز قيام مسلمانان عليه مفسدين.

بايد آقايان توجه كنند، تمام مسلمين توجه بكنند. روز قدس روزى است كه بايد تمام ملتهاى اسلام با هم توجه بكنند و اين روز را زنده نگه دارند. اگر يك هياهويى از تمام ملتهاى مسلمين بلند بشود، روز جمعه آخر ماه مبارك، كه روز قدس است، همه ملتها قيام بكنند- همان كه حالا همان تظاهرات، همان راهپيمايى‏ها را بكنند- اين مقدمه مى‏شود از براى اينكه ان شاء اللَّه جلوى اين مفسدين را ما بگيريم و كلك اينها از بلاد اسلام كنده بشود. ما، هى سست مى‏گيريم، مسلمانها هى سست مى‏گيرند، ملتها بى‏طرف مى‏مانند، كم قيام مى‏كنند و نهضت مى‏كنند، كم تظاهر مى‏كنند راجع به اين امور. اسرائيل وقتى كه ديد ملتها با هم مخالف هستند و دولت مصر هم، كه همراه اوست، برادر است و عراق هم كه با اينها برادر است، وقتى اين چيزها را ديد، هى قدم قدم پيش مى‏رود. و شما مطمئن باشيد كه اگر سست بگيريد، اينها تا فرات (2) مى‏خواهند بروند. اينها همه اينجا را ملك خودشان مى‏گويند هست ..

__________________________________________________

 (1)- شاپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم پهلوى.

 (2)- رودى بزرگ در كشور عراق، شعار اسرائيل هميشه تصاحب نيل تا فرات بوده است.

شما بايد محكم بايستيد در مقابل اينها و چنانچه مسلمين- ملتهاى مسلم- بايستند در مقابل اينها، و اگر دولتهايشان بخواهند مخالفت كنند، مشت توى دهنشان بزنند چنانكه ايران مشت در دهن محمدرضا زد. محمدرضا از همه دولتهاى مسلمين، از همه آنها قويتر بود، و از همه آنها پشتوانه‏اش بيشتر بود، مع ذلك، ملت ما قيام كرد و اسلام را وجهه نظر خودش قرار داد، و «اللَّه اكبر» را فرياد كشيد و اين قدرت را از بين برد و قدرتهاى ديگر را هم، و تا آخر هم همه قدرتها اگر روى هم باشند، نمى‏توانند آسيب به يك همچو ملتى برسانند ..

جريحه‏دار شدن عواطف ملت بواسطه اختلافات و فتنه انگيزيها.

يك همچو ملتى كه ما داريم به اين صفا، به اين خوبى كه در همه قضايا پشتيبان دولتشان هستند، پشتيبان رئيس جمهورشان هستند، پشتيبان مجلسشان هستند، حيف است كه اين ملت را ما عواطفشان را جريحه‏دار كنيم و ما بنشينيم با هم مخالفت كنيم. نه خدا را خوش مى‏آيد از اين و نه ملت را. ملت ناراحت است از اين كار. روزنامه هايتان را جلويش را بگيريد. آقايان روزنامه‏هايى كه به آنها مربوط است، جلويشان را بگيرند. اين عذر نمى‏شود كه ما روزنامه‏ها را نمى‏دانيم چه نوشته است. نخير، اين عذر نيست. بايد روزنامه‏ها را ببينند چه نوشته. خودشان نمى‏رسند، خود آقايانى كه مثلًا، در مجلس هستند يا آقايانى كه در خارج مجلس هستند، نمى‏رسند بخوانند، يك كس ديگر را وادار كنند كه روزنامه‏ها را بخوانند. روزنامه‏ها ببينند چه است. در روزنامه‏ها مشغول فتنه‏انگيزى هستند و مشغول اين هستند كه دولت را با رئيس جمهور، مجلس را با رئيس جمهور، رئيس جمهور را با مجلس مخالف كنند و اين يك توطئه‏اى است كه در روزنامه‏ها ايجاد شده است و بايد خود آقايان جلويشان را بگيرند قبل از اينكه ملت جلويش را بگيرد، قبل از اينكه خود ملت بيايد و بى‏ملاحظه از كسى، تمام اين روزنامه‏ها را خفه كند خودشان جلويش را بگيرند ..

در مجلس هم آقايان با هم باشند، رفيق باشند. همه مسلمان هستيم. همه بايد دوست با

هم باشيم. مسلمين «يد واحده» بايد باشند. اينقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعى را حفظ بكنند، جهات اخلاقى را حفظ بكنند. هى اين به او بدگويى كند، او به اين بدگويى كند، اين اسباب ناراحتى مسلمانهاست. آقايان مى‏گويند، مسلمانها مى‏گويند، خوب ما خون بچه هايمان [را] داده‏ايم، يك قبرستان اينجا پر است از جوانهاى ما، قبرستانهاى شهرستان پر از جوانهاى ماست كه در راه اين مملكت و در راه اين اسلام اينها كشته شده‏اند. حالا كه اينها كشته شده‏اند، آقايان آمده‏اند از خارج و از داخل، با هم نشسته‏اند دعوا مى‏كنند. سر چه ميراثى دعوا مى‏كنيد؟ ميراث پدر كدامتان است؟ يك قدرى آرام باشيد. يك قدرى توجه كنيد به مسائل. هر وقت هر كدام صحبت [مى‏] كنيد به ضد ديگرى نباشد كه اين خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمين است، خلاف انسانيت است، خلاف مشى انبيا و مشى اولياست. نكنيد اين كار را. يك قدرى آرام باشيد. يك قدرى هواى نفس را كنار بگذاريد، اشتهار را كنار بگذاريد. تمام گرفتاريهاى ما سر اين هواى نفسى است كه ما داريم. اعدا عدوّ (1) انسان اين نفْس انسان است كه در بين جنبيه است. اين اعدا عدوّ انسان است. يك قدرى جلويش را بگيريد، يك قدر مهار كنيد ..

ترغيب مسلمانان جهان به اتحاد بر عليه اسرائيل.

خداوند ان شاء اللَّه ما را موفق كند به اينكه يك روزى برويم و در قدس نماز بخوانيم.

اميدوارم كه مسلمانها روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالك اسلامى، در روز قدس، در روز جمعه آخر ماه مبارك، تظاهر كنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فرياد بزنند. وقتى يك ميليارد جمعيت فرياد كرد، اسرائيل نمى‏تواند، از همان فريادش مى‏ترسد. اگر همه مسلمينى كه در دنيا الآن هستند، كه قريب يك ميليارد هستند، اگر در روز قدس، همه بيرون بيايند از خانه، فرياد بكنند «مرگ بر امريكا» و «مرگ بر اسرائيل» و «مرگ بر شوروى»، همين قول «مرگ بر

__________________________________________________

 (1)- دشمن ترين دشمن.

شوروى» براى آنها مرگ مى‏آورد. جمعيتشان يك ميليارد، ذخايرشان اين همه زياد كه همه دولتها محتاج به ذخاير شما هستند. مع ذلك، شما را وادار مى‏كنند با هم مختلف باشيد، اختلاف كنيد و ذخايرتان را ما ببريم و هيچ كدام صحبت نكنيد ..

خوب است يك مقدار ملتهاى غير ايران از ايران سرمشق بگيرند، از اين ملت نجيب عزيز ما. خوب است يك قدرى از اين جوانهايى كه در امريكا و در انگلستان و در بلاد غرب هستند و تظاهرات مى‏كنند و در مقابل پليس مى‏ايستند و آنها را غل و زنجير مى‏كنند، در حال غل هم فرياد مى‏زنند و احقاق حق مى‏خواهند بكنند، يك قدرى ما متنبّه بشويم و ما تعليم بگيريم از اين جوانها كه آنها براى اسلام فرياد مى‏كنند. و ملتها بى طرف هستند، كأنّه آنها براى اسلام دارند فرياد مى‏كنند و ما اينجا با هم اختلاف مى‏كنيم و انصافاً انصاف نيست ..

نگوييد من، بگوييد مكتب من.

خداوند همه‏تان را توفيق بدهد و همه مسلمين را توفيق بدهد كه با هم «يد واحده» بشوند و خصوصاً ملت ايران را توفيق بدهد و اين نهادهايى كه هستند و در دولت و در مجلس و در ساير جاها، به اينها توفيق بدهد كه با هم تفاهم كنند و با هم باشند تا اينكه اين ملت آسيب نبيند. اگر- خداى نخواسته- آسيبى ديد، روى ماها سياه است و روى دولتها و روى اشخاصى كه در رأس هستند، در دنيا سياه است، در آخرت هم سياه است ..

به خود باشند، براى خدا قيام كنند، براى خدا آرام باشند، براى خدا به هم نپرند، براى خدا اين نگويد كه توطئه برعليه من است، آن يكى بگويد توطئه برعليه من هست. نه، توطئه خارجى عليه افراد نيست. افراد قابل توطئه نيستند، عليه اسلام است. افراد قابل نيستند كه امريكا توطئه كند به ضد اين آدم، يا توطئه كند به ضد آن آدم. امريكا مى‏فهمد چه هست. امريكا به ضد اسلام است. او از اسلام صدمه خورده است، نه از افراد، نه از فرد؛ او از اسلام سيلى خورده است، او از ملتى كه مى‏گويد «اسلام» سيلى خورده است؛ نه از من سيلى خورده و نه از آقاى رئيس جمهور سيلى خورده و نه از اشخاصى كه در مجلس هستند و نه دولتها، هيچ كدام، از اينها سيلى نخورده است. از اين زاغه نشين‏ها

سيلى خورده، از اين ملت سيلى خورده. و او در صدد است. اگر توطئه كند، بر ضد ملت توطئه مى‏كند، نه اينكه بر ضد من يا بر ضد تو يا بر ضد او. خير، اين حرفها نيست در كار.

اينقدر خودنمايى نكنيد. اين اشتباه است. انسان بايد توجه به خدا داشته باشد و خودش را در مكتبش فانى كند. هى نگويد من، بگويد: مكتب من. هر وقت مى‏گوييد، «مكتب من» بگوييد. از پيغمبرها بشنويد اين مطلب را. از اولياى خدا تعليم بگيريد كه هميشه دنبال مكتب بوده‏اند، نه دنبال خودشان؛ نه خودشان زرق و برق دنيايى داشته‏اند و نه اينقدر توجه به نفْس داشتند كه من چه كردم و من چه كردم. خير، اين حرفها نبوده. از آنها بايد تعليم بگيريم و آدم بشويم. آدم، وقتى [ساخته‏] مى‏شود كه خودش را هيچ نبيند و هرچه مى‏بيند خدا ببيند و هرچه هم هست اوست: اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالارْض. (1) تمام قدرتها مال اوست و تمام نورها مال اوست و همه چيز از اوست و ما هيچ هستيم و اين معنا را بايد ادراك بكنيم. اگر مسلمين ادراك بكنند كه ما از خدا هستيم و براى خدا بايد باشيم، ديگر آسيب نمى‏بينند، ديگر اسرائيل قدمش را باز پيش نمى‏آورد ..

ما بايد جديّت كنيم كه اسرائيل را برانيم از اين زمينهاى اعراب، نه اينكه بگوييم در بيت المقدس [پايتخت‏] را قرار نده. خير و نبايد گول بخوريم از امريكا و از اين مجالسى كه درست كرده‏اند و تعزيه گردانى مى‏كنند براى خوردن ما، از آنها گول بخوريم. هركس بايد خودش قيام [كند]، مسلمين بايد خودشان قيام كنند در مقابل اينها. دنبال اين نباشند كه دولتهايشان يك كارى بكنند. دولتها كارى نمى‏كنند. خودشان بايد بكنند. دنبال اين نباشند كه در آغوش آن يكى برويم براى نگهدارى ما از آن يكى. خير، همه گرگند و همه شما را مى‏خورند. بايد خودتان حفظ كنيد. توجه به خدا بكنيد. توجه به اسلام بكنيد و براى خدا و براى اسلام قيام بكنيد و براى خدا و براى اسلام به پيش برويد و پيروز هستيد. ان شاء اللَّه ..

- و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.

__________________________________________________

 (1)- بخشى از آيه 35 سوره نور: «خدا نور آسمانها و زمين است.»

نرانى [در جمع اعضاى كنگره آزادى قدس (بازگشت به اسلام واقعى)].

زمان: بعدازظهر 18 مرداد 1359/27 رمضان 1400.

مكان: تهران، حسينيه جماران.

موضوع: دولتهاى اسلامى منشأ گرفتاريهاى مسلمين- بازگشت به اسلام واقعى.

حضار: اعضاى كنگره آزادى قدس، نمايندگان سازمانهاى آزاديبخش جهان.

 

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

مشكل مسلمين حكومتهاى مسلمين است.

اين ماه مبارك رمضان بر همه مسلمين مبارك باد! و مبارك آن روزى است كه مسلمين با احساس وظيفه بتوانند بر مشكلات خودشان غلبه كنند ..

مشكل مسلمين فقط قدس نيست، اين يكى از مشكلاتى است كه مسلمين دارند.

افغانستان مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ پاكستان مگر از مشكلات مسلمين نيست؟

تركيه مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ مصر مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ عراق مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ بايد ما تحليل كنيم كه مشكل كه در همه اقطار مسلمين هست، از كجا پيدا شده است و راه حلّش چيست. چرا مسلمين در همه جاى دنيا تحت فشار حكومتها و ابرقدرتها هستند و راه حلّ اين مسئله چيست تا اينكه هم رمز پيروزى بر همه مشكلات به دست بيايد و هم قدس و افغان و ساير بلاد مسلمين آزاد بشوند ..

مشكل مسلمين، حكومتهاى مسلمين است. اين حكومتها هستند كه مسلمين را به اين روز رسانده‏اند. ملتها مشكل مسلمين نيستند. ملتها با آن فطرت ذاتى كه دارند، مى‏توانند مسائل را حل كنند، لكن مشكل، دولتها هستند. شما سرتاسر ممالك اسلامى را وقتى كه ملاحظه كنيد كم جايى را مى‏توانيد پيدا بكنيد كه مشكلاتشان به واسطه حكومتهايشان ايجاد نشده. اين حكومتها هستند كه به واسطه روابطشان با ابر قدرتها و سر سپردگى‏شان با ابرقدرتهاى چپ و راست، مشكلات را براى ما و همه مسلمين ايجاد كرده‏اند. اگر اين مشكل از پيش پاى مسلمين برداشته بشود، مسلمين به آمال خودشان خواهند رسيد و راه‏      حلّش با دست ملتهاست ..

تحول ملت منشأ دفع مشكلات.

شما ديديد كه مشكل ما كه از مشكلات ديگران بيشتر بود- و قدرت شيطانى شاه مخلوع از همه قدرتها بيشتر بود و طرفداران او ابرقدرتها و همه حكومتهاى اسلامى و غير اسلامى بودند- ملاحظه كرديد كه حل اين مشكل به پناه بردن به يك كشورى يا يك قدرتى يا يك ابرقدرتى نبود. حل مشكل را خود ملت كردند. ملت ما متحوّل شد از خوف به شجاعت و از يأس به اطمينان و از توجه خود به توجه به خدا و از تفرقه به اجتماع. اين تحول، تحول معجزه آسا اسباب اين شد كه اين مشكل بسيار بزرگ را، مشكلى را كه شايد همه جا و همه دنيا محال مى‏دانستند، حلّش كند ..

شما گمان نكنيد كه ايران داراى سلاح بود. ايران سلاحش سنگ بود، چوب، مشت [...]، لكن سلاح معنوى داشت. سلاح معنوى‏اش ايمان به مكتب، ايمان به خداى تبارك و تعالى و توكل به مبدأ قدرت و وحدت كلمه [بود]. حالا كه مى‏بينيد دست ملت ما- يعنى، غير نظاميها- تفنگ است، اين تفنگى است كه به غنيمت از بستگان شاه به دستشان افتاده، والّا تفنگى در كار نبود، ايمان بود. ملت از مركز گرفته تا سرحدّات، هرجا برويد، يك كلمه مى‏گفتند. آن روز اين گروههاى فاسد مفسد زير خاك بودند؛ مثل حيواناتى كه در سوراخها بودند و ميدان مال ملت بود. از مركز تا سرحدّات، هر جا مى‏رفتيد، حتى بچه‏هاى كوچك، صدايشان بلند بود كه ما اسلام را مى‏خواهيم، جمهورى اسلامى را مى‏خواهيم. مريضهايى كه در بستر و در بيمارستان بودند هم همين منطق را داشتند. جوانها هم همين منطق را. دانشگاه و مدرسه هم همين منطق و زنها و مردها هم منطقشان همين بود. از آن خواب گرانى كه ما را ابرقدرتها خوابانده بودند و از همه مسائلى كه بايد به آن توجه داشت، غفلت كرده بوديم. ناگاه بارقه‏اى از جانب خداى تبارك و تعالى پيدا شد و ما را بيدار كرد و اين مشكل به نظرِ همه محال را، حل كرد ..

مشكل، شاه مخلوع ودار و دسته او بود و حل مشكل به دست خود ملت بود. نه يك‏     تفنگ از خارج براى ملت ما آمد و نه يك حكومت خارجى به ما كمك كرد، بلكه آنها مخالف ما بودند. عراق سرسخت مخالف با ما بود. كويت سرسخت مخالف با ما بود و مصر هم كه حالش را مى‏دانيد. و ساير ممالك را [حال‏] دولتهايشان را مى‏دانيد.

در عين حالى كه همه قدرتها يك طرف صف آرايى كرده بودند و ملت ما با دست خالى يك طرف، ملت ما هجوم كرد و اين سد [را]، كه خيال مى‏كردند ممتنع است شكستنش، شكستند ..

وظيفه علماى بلاد اسلامى در بيدار نمودن مردم.

بايد كارى كرد كه ملتها هر جا هستند، ملتها بفهمند تكليف خودشان را. اگر بخواهيد و بخواهند و دانشمندها بخواهند و علماى همه بلاد اسلامى و دانشگاههاى همه بلاد اسلامى بخواهند مشكله اسلام و ممالك اسلامى حل بشود، بايد مردم را بيدار كنند؛ اين مردمى كه با تبليغات چند صد ساله، به آنها باورانده بودند كه نمى‏شود با امريكا يا با شوروى مخالفت كرد، و الآن هم باور ملتهاى ديگرى هست. بايد اينها [را] به ايشان فهماند كه مى‏شود ..

بهتر دليل بر اينكه يك امرى ممكن است، وقوع اوست و اين امر واقع شد در ايران.

دولتهاى ديگر، ملتهاى ديگر گمان نكنند كه ايران از آنها عُدّه (1) و عِدّه بيشتر داشت خير، شايد در عشاير عراق بيشتر از ايران اسلحه باشد، لكن مغزهاى اينها را به واسطه تبليغات دامنه دارى كه شده است، شست وشو كرده‏اند و از اسلام مأيوس كرده‏اند، و اين مغزها را پر كرده‏اند از اينكه با اين قدرتها نمى‏شود طرف شد. اين از چيزهايى است كه با تبليغات خودِ آنها و عمّال آنها در داخل ممالك تحقق پيدا كرده است ..

بايد آنهايى كه در همه ممالك هستند، آنهايى كه دلشان براى ملتها مى‏تپد، آنهايى كه به اسلام اعتقاد دارند و براى اسلام مى‏خواهند خدمت كنند، هر كدام در محل خودشان، ملت خودشان را بيدار كنند؛ تا ملت، خودشان را كه گم كرده‏اند، پيدا كنند. ملتها خودشان‏

__________________________________________________

 (1)- توان، قدرت.

را گم كرده‏اند، مملكت خودشان را گم كرده‏اند. هرچه در ذهنشان وارد مى‏شود، اين [است‏] كه نمى‏شود با اين قدرتها طرف شد، اينها چه‏ها و چه‏ها خواهند كرد. بايد از مغز ملتها اين «نمى‏شودها» را بيرون كرد و به جاى آن، «مى‏شودها» را گذاشت. نه، مى‏شود اين كار را كرد. يك ميليارد جمعيت- تقريباً- جمعيت مسلمين با دارا بودن آنهمه امكانات و آن سرزمينهاى وسيع و آن مخازن زيرزمينى وسيع و آن پشتوانه اسلامى- الهى، نبايد در ذهنشان بيايد كه نمى‏شود. اين قدرت بزرگ شيطانى شوروى، كه با تمام قوا افغانستان را مى‏خواهد خفه كند، نتوانسته است. ملت اگر يك چيزى را نخواهند، نمى‏شود تحميلشان كرد. بايد ملت را بيدار كرد تا بخواهند. ملت ما هم قبل از بيست سال، خواب بود، توجه نداشت. از بيست سال به اين طرف هى گفتند، گويندگان گفتند، علما گفتند، دانشگاهيها گفتند. كم كم رسيد به تظاهرات، كم كم رسيد به ريختن در خيابانها، كم كم رسيد به «اللَّه اكبر»، و قدرت بزرگ شيطانى در مقابل «اللَّه اكبر» نتوانست بماند؛ و همه مى‏خواستند بماند. من مطلع بودم همه قدرتها مى‏خواستند كه اين نوكرى (1) كه براى همه‏شان خدمتگزار بى‏چون و چراست، در ايران بماند تا منافعشان را ببرند و هرچه ما ذخاير داريم آنها به رايگان ببرند، لكن ملت وقتى نخواهد، نمى‏شود.

بايد ملت را بيدار كرد كه آن چيزى را كه خيال مى‏كرد نبايد بخواهد، بخواهد و آن امرى را كه به خيالش نمى‏شود، بيدارش كرد كه مى‏شود. ملت [ها] از دولتهاى خودشان بخواهند كه تسليم بشوند، و الّا همان كارى را كه ملت ايران كرد، با آنها بكنند تا حلّ مشكل بشود. حلّ مشكل بدون اينكه اين اشخاصى كه سر راه ايستادند و مانع هستند از اينكه مشكلات حل بشود، اينها را بايد از بين راه بردارند. هر جا شما برويد، در هر كشورى از كشورهاى اسلامى نه، بلكه همه كشورهاى دنيا، اين سران قوم هستند كه مانع هستند از رشد فكرى و معنوى و مادى ملتها. اين سران كشورها هستند كه وابستگان خودشان را در دانشگاهها معلّم مى‏كنند، و معلّمهاى دانشگاه، جوانهاى ما را خراب مى‏كنند. مانع، اين‏

__________________________________________________

 (1)- محمد رضا پهلوى.

حكومتهاست؛ حكومتها با اختلاف مراتب. حكومتها جلوى رشد جوانهاى ما را گرفتند و جلوى پيشرفت مسلمين را ..

ملى گرايى، اساس بدبختى مسلمين.

آنهايى كه، آن قدرتهاى بزرگى كه مطالعه كردند روى كارها سالهاى طولانى، صدها سال فرستادند و مطالعه كردند روى گروهها، روى افراد، روى اشخاص و مطالعه كردند حتى روى زمينها، جنگلها- همه جا- در جامعه‏ها اين را يافته‏اند كه اسلام است كه مى‏تواند جلويشان بايستد. از اين جهت، آن چيزى كه از همه چيز براى آنها مطرح است، اسلام است و آن چيزى كه سر راه اسلام قرار دادند، اين حكومتهاى فاسدند. با دست حكومتهاى فاسد و با تبليغ حكومتهاى فاسد، اين نژادپرستى‏ها و گروه پرستى‏ها در بين مسلمين رشد كرده. عربها را در مقابل عجمها و تركها قرار دادند و عجمها را در مقابل عربها و تركها را در مقابل ديگران و همه نژادها را در مقابل هم ..

اينكه من مكرّر عرض مى‏كنم كه اين ملّى گرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين ملّى گرايى، ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مى‏دهد، و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا را در مقابل كذا. اينها نقشه‏هايى است كه مستعمرين كشيده‏اند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند. در عراق، حكومت عراق، حكومت سابقتر از اين حكومت- كه اين بدتر از آن است- اينها طرح مى‏كردند كه ما مى‏خواهيم مجد بنى اميه (1) را احيا كنيم در مقابل اسلام. اسلام كه آمده بود همه مجدها را فانى كند در مجداللَّه، اينها مى‏گفتند ما مجد بنى اميه را بايد احيا كنيم و اين چيزى نبود كه شعور اينها برسد، تلقينى بود كه ابرقدرتها مى‏كردند كه اسلام متفرق بشود، مسلمين با هم متفرق بشوند، دشمنِ هم بشوند. در ايران از سالهاى طولانى، اشخاص بى‏اطلاع از اساس مسائل، ولو فرض كنيد بعضى‏شان مغرض نبودند، اينها هم هى طبل ملّيت را كوبيدند،

__________________________________________________

 (1)- سلسله بنى اميه بعد از معاهده صلح بين امام حسن مجتبى (ع) با معاويه به سبك رژيمهاى شاهنشاهى توسط معاوية ابن ابى سفيان پايه گذارى شد.

همان ملّيتى كه مى‏خواست اساس اسلام را در ايران بربچيند ..

اسلام آمده است كه همه نژادها باهمند؛ مثل دنده‏هاى شانه مى‏مانند؛ هيچ كدام بر هيچ كدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترك بر هيچ يك از اينها و نه هيچ نژادى بر ديگرى و نه سفيد بر سياه و نه سياه بر سفيد، هيچ كدام بر ديگرى فضيلت ندارند. فضيلت با تقواست، فضيلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اينها تبليغاتى بوده است، تلقيناتى بوده است كه از ابرقدرتها كه مى‏خواستند ما را بچاپند، شده است و مع الأسف، بعض اشخاص مسلمان صحيح هم باورشان آمده ..

در چندين سال قبل- محتمل است، گمان مى‏كنم زمان رضاخان بود- يك مجمعى درست كردند و يك فيلمهايى تهيه كردند و يك اشعارى گفتند و يك خطابه‏هايى خواندند، براى تأسف از اينكه اسلام بر ايران غلبه كرد، عرب بر ايران غلبه كرد. شعر خواندند، فيلم [به‏] نمايش گذاشتند كه عرب آمد و طاق كسرى را، مدائن را گرفت و گريه‏ها كردند. همين ملّيها، همين خبيثها گريه‏ها كردند. دستمالها را درآوردند و گريه كردند كه اسلام آمده و سلاطين را، سلاطين فاسد را شكست داده و اين معنا در هر جا، به يك صورتى به ما، به ملتها تحميل شده در ممالك عربى، عرب بايد چه باشد. اين تلقين است. اين مخالف با قرآن است. در ممالك غير عربى، هر كدام خودشان بايد، ملت خودشان بايد جلو باشد. اين برخلاف تعليمات اسلام است. اين آن است كه اين ابرقدرتها آرزويش را مى‏كنند و كردند و عمل كردند. وقتى اينها غلبه كردند، در جنگ دوم غلبه كردند بر عثمانى، عثمانى را تكه تكه كردند، شايد قريب پانزده تا كشور كردند و هر كدام [را] يك نوكرى از خودشان بالا سرش گذاشتند و مع الأسف، آنهايى كه اساس مطلب را مطّلع نبودند، آنها هم اين مسائل را اهميتى به آن نمى‏دادند و الآن هم نمى‏دهند ..

حل مشكلات جهان اسلام در بازگشت به اسلام.

مشكل ما الآن دولتهاى ماست. مشكل اسلام دولتهاى اسلامى است. اين مشكل بايد حل بشود. اگر دولتهاى اسلامى به خود بيايند و گرايش [پيدا] كنند به اسلام و از عروبت‏ برگردند به اسلاميت، و از تركيّت برگردند به اسلاميت، حل مى‏شود مسائل و اگر آنها نكنند، اين مشكل هست تا وقتى ساير كشورها مثل ايران بشوند. ايران با مشت، اين مشكل را حل كرد و بايد همه كشورها با مشت خودشان اين مشكل را رفع كنند ..

ما نبايد بنشينيم كه حكومتهاى ما كارى براى ما انجام بدهند. حكومتهاى ما براى خودشان هستند. اين حكومتهايى كه در بلاد مسلمين هست، اينها به اسلام هيچ كارى ندارند. اگر يك دفعه اسلام بگويند، براى اين است كه شما را بازى بدهند. اسلام صدّام هم مثل اسلام محمدرضا خان است. اسلام آن مصرى هم؛ سادات هم، مثل اسلام صدّام است. اين يك اسلامى است كه در لفظ گفته مى‏شود، لكن پايگاه درست مى‏كند و مى‏گويد ما همراه هم مى‏شويم، برويم ايران را از بين ببريم. ايران يعنى چه؟ يعنى، يك مملكت اسلامى. با كافر هم عهد مى‏شود براى كوبيدن مسلمين. اين فرم اسلام آقاى سادات! اسلامش اين فرم است. آقاى صدّام هم اسلامش اين فرم است كه مى‏گويد:

اسلام. مى‏گويد: مسلم. مى‏گويد چه، مى‏گويد: ما با ملت ايران [...]، در بعضى از نطقهايش گفته كه با ملت ايران ما كارى نداريم، ما همراه هستيم، با حكومت ايران هم همراهيم. اما روزى نمى‏شود، الّا اينكه سرحدّات اين ملت را، سرحدّات اين مملكت را با آتش و توپهاى كذا مورد تجاوز قرار مى‏دهد. اين يك فرم اسلامى است؛ اسلام وارداتى از امريكا و وارداتى از شوروى!.

ما تا به اسلام برنگرديم؛ اسلام رسول اللَّه، تا به اسلام رسول اللَّه برنگرديم، مشكلاتمان سر جاى خودش هست، نه مى‏توانيم قضيه فلسطين را حلش كنيم و نه افغانستان را و نه ساير جاها را. ملتها بايد برگردند به صدر اسلام. اگر حكومتها هم با ملت‏ها برگشتند كه اشكالى نيست و اگر برنگشتند، ملتها بايد حساب خودشان را از حكومتها جدا كنند و با حكومتها آن كنند كه ملت ايران با حكومت خودش كرد تا مشكلات حل بشود، والّا هى ما روز قدس بگيريم، فرياد بزنيم، هى آقايان اجتماع كنند و حرف بزنند، فرياد و حرف جلوى آنها را نمى‏گيرد. بلى، گاهى مى‏گيرد، منتها ما حرف هم نمى‏زنيم.

اگر در روز قدس، تمام ملتها قيام مى‏كردند و فرياد مى‏زدند، نمى‏توانست آن حكومت احمق (1) جلوى فريادشان را بگيرد. يك جمعيت كمى قيام مى‏كنند. اگر در روز قدس تمام كشورهاى اسلامى، ملتها همه برخيزند و فرياد بزنند، نه براى قدس تنها، براى همه ممالك اسلامى، پيروز خواهند شد. ما با فرياد، محمدرضاخان را بيرونش كرديم. شما خيال مى‏كنيد با تفنگ بيرون كرديم؟ با فرياد، با «اللَّه اكبر»! اينقدر «اللَّه اكبر» بر مغز اينها كوبيده شد كه خودشان را باختند و فرار كردند. از اين مملكت رفتند ..

مسلمين بايد فرياد بزنند، گمان نكنند كه فرياد و شعار فايده ندارند. نخير، شعار فايده دارد، اما اگر همه فرياد بزنند. فرياد منِ تنها هيچ چيز نيست. فرياد يك محله، يك شهر هيچ چيز نيست. شما ببينيد فريادهايى كه حالا از ايران بلند مى‏شود، منحصر به تهران، قم، اهواز نيست. يكوقت مى‏بينيد كه سپاه پاسداران امر مى‏كند به تمام ملت كه فلان شب برويد بالاى پشت بام «اللَّه اكبر» بگوييد، همه اطاعت مى‏كنند. در قبل از اين انقلاب مگر مى‏شد كه يك دسته‏اى بگويند برويد بالاى منبر، گوش كنند به او؟ مدرّسين محترم قم مى‏گويند كه فلان روز بايد راهپيمايى بشود، همه ملت راهپيمايى مى‏كنند و چند نفر اهل علم محترم قم همين‏طور. بايد ملتها اينطور بشوند كه وقتى يك گروهشان گفت كه فلان عمل را انجام بدهيد، اين را يك فرمانى بدانند كه از بالا صادر شده و بايد عمل كنند.

ملت ما حالا اينطور شده. ما ميل داريم ملتها همه اينطور بشوند ..

صدور معنويت انقلاب اسلامى به جهان.

ما كه مى‏گوييم «انقلابمان را مى‏خواهيم صادر كنيم»، مى‏خواهيم اين را صادر كنيم، مى‏خواهيم اين مطلب را، همين معنايى كه پيدا شده، همين معنويتى كه پيدا شده است در ايران، همين مسائلى كه در ايران پيدا شده، ما مى‏خواهيم اين را صادر كنيم. ما نمى‏خواهيم شمشير بكشيم و تفنگ بكشيم و حمله كنيم. عراق با ما الآن مدتهاست دارد حمله مى‏كند و ما هيچ حمله‏اى به آنها نمى‏كنيم. آنها حمله مى‏كنند ما دفاع مى‏كنيم.

دفاع‏

__________________________________________________

 (1)- رژيم حاكم بر مصر، كه از راهپيمايى مردم كشورش در روز قدس جلوگيرى كرد.

لازم است. ما مى‏خواهيم كه اين انقلابمان را، انقلاب فرهنگى‏مان را، انقلاب اسلامى‏مان را به همه ممالك اسلامى صادر كنيم. و اگر اين انقلاب صادر شد، هر جا صادر بشود اين انقلاب، مشكل حل مى‏شود ..

شما كوشش كنيد كه اينطورى كه ايران انقلاب كرد و اينطورى كه ايران الآن هم حاضر براى همه چيز است، ملتهاى خودتان را بيدار كنيد. آنهايى كه براى اسلام دلشان مى‏سوزد، آنهايى كه براى كشورشان دلشان مى‏سوزد، ملتهاى خودشان را بيدار كنند تا اين تحول الهى، كه در ايران پيدا شد، در آنجاها پيدا بشود. هر جا پيدا بشود، مسئله حل است. ديگر آن وقت نترسيد كه چهار تا فاسد بيايند مسجد الاقصى‏ را بگيرند. آن وقت ديگر ترس نكنيد. حل است مسئله. اما وقتى يك ملتى، دو طايفه، ده طايفه، صد طايفه مى‏شوند و هر كدام به خلاف ديگرى هستند، و حكومتها هم اينجور حكومتها هستند، ديگر توقّع نداشته باشيد كه با اين طرز فكر و با اين طرز حكومت، بتوانيد غلبه بكنيد. بايد تعليمات اسلام را گرفت و همان طورى كه اسلام دستور داده است كه مؤمنين، همه مؤمنين در همه جا برادر هستند (1) و امر كرده است به اينكه اعتصام به حبل اللَّه بكنيد و متفرق از هم نشويد (2) و دستور داده است به اينكه تنازع با هم نكنيد والّا فَشَل مى‏شويد، (3) مسلمين وقتى مى‏توانند از گير ابرقدرتها و از گير حكومتهاى فاسد خودشان خلاص بشوند كه اين امر خدا را اجابت كنند. اين دعوت الهى است. از صدر اسلام تا آخر، اين دعوت را اجابت كنند. اگر دعوت را اجابت نكنند و هى بخواهند بگويند كه آقا بياييد بكنيد اين كار را، تا اين دعوت اجابت نشود، كارى از ما نمى‏آيد. كار وقتى از ما ساخته است كه اسلامى فكر كنيم و به قرآن و اسلام گرايش پيدا كنيم و به تعليمات صدر

__________________________________________________

 (1)- بخشى از آيه 10 سوره حجرات: «انَّما المُؤمِنونَ اخوَةٌ»؛ جز اين نيست كه مؤمنين برادرند.

 (2)- بخشى از آيه 103 سوره آل عمران: «وَ اعْتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقوا»؛ به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد.

 (3)- سوره انفال، آيه 46: «وَ اطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاتَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ ريحُكُم وَ اصْبِرُوا انَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرينَ»؛ و همه پيرو فرمان خدا و رسول باشيد و هرگز راه اختلاف و تنازع را نپوييد كه در اثر تفرقه، سست و ترسو شده قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلكه همه بايد پايدار و صبور باشيد كه خدا هميشه با صابران است.   اسلام عمل كنيم ..

من اميدوارم كه شما عزيزانى كه از اطراف آمديد براى روز قدس، موفق بشويد و همه مسلمين موفق بشوند و ان شاء اللَّه يك روزى همه مسلمين با هم برادر و همه ريشه‏هاى فساد از همه بلاد مسلمين كنده بشود و اين ريشه فاسد اسرائيل از مسجد الاقصى‏ و از كشور اسلامى ما كنده بشود و ان شاء اللَّه تعالى با هم برويم و در قدس نماز وحدت بخوانيم ..

والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۸ساعت 17:0  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت   |