|
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. ضرورت بيدارى و قيام ملتها در قبال جنايات قدرتها. روز قدس را بايد مسلمانها زنده نگه دارند. من كراراً راجع به طمعهاى اسرائيل تنبّه دادهام كه اسرائيل اينطور نيست كه اكتفا كند به آن زمينهايى كه غصب كرده است. حالا ديديد كه پايتخت خودش را در قدس قرار داده است و تمام اين چيزهايى كه از امريكا و از طرفدارهاى حقوق بشر و از اين محافل و مجالسى كه در خارج هست، اينها تمام يك شعرهاى غير موزون است و لهذا، مىبينيد كه انكار مىكنند و اسرائيل هيچ اعتنا نمىكند. تنبّه مىدهند، اسرائيل آنها را محكوم مىكند. اين براى آن است كه مسئله، مسئله جدّى نيست. اينطور نيست كه امريكا جدّاً مخالف باشد با اينكه پايتخت اسرائيل در قدس باشد و مع ذلك اسرائيل بتواند يك همچو كارى بكند. اينها همه يك مانورهايى است كه مىدهند. يا مثلًا، مجالس حقوق بشر و مجالس ديگرى كه از همين ابواب هست در آنجا، در آن ممالك هست، اينها همه دستشان توى هم است و براى چاپيدن ما مسلمين و كسانى كه در آسيا، در افريقا، در آنجاها هستند، و مع الأسف، مسلمين متنبّه نمىشوند .. ملتها بايد خودشان راجع به اين مسائل قيام كنند. براى اينكه دولتها هم غالباً- الّا كمى اگر باشد- آنها هم دستشان با همان ابر قدرتها توى هم است و لهذا، مىبينيد كه اينطور جناياتى كه از امريكا واقع مىشود، مسلمانها- يعنى، دولتهاى اسلامى- هيچ از خودشان يك گرايشى نشان نمىدهند. گاهى هم اگر يكىشان يك چيزى بگويد، يك حرفى است، بيش از يك حرف نيست. شما ديديد كه امريكا با اين جوانهاى عزيز ما، با اين دخترها، با اين پسرها، با اين دانشجوهاى عزيز، چه رفتار وحشيانهاى كرد، و آنها چه شجاعتى در مقابل پليس امريكا از خود نشان دادند و در مقابل همه قدرتهايى كه آنجا بود و همه پليسها و همه دستگاههاى انتظامى، اينها با مشت گره كرده ايستادند، تحمل كتكها را كردند، تحمل جنايتهاى امريكا را كردند، لكن از آن مسئلهاى كه پيش آنها «مسئله» بود، اصلًا نگذشتند. مسلمين بايد از اين جوانها، از اين جوانهايى كه از ايران در خارج هست، چه در انگلستان و چه در اروپا و چه در امريكا هست، تنبّه پيدا كنند كه بايد چه كرد. ما دولتها را ازشان مأيوس هستيم، لكن ملتها ميزانند. ملتها در مقابل اين جنايتى كه امريكا كرده است و اخيراً هم انگلستان نسبت به اين جوانهاى غيور ما، چه نشان دادند؛ چه عكس العملى نشان دادند؟ اگر در بلادى باز عكس العملى بود، از جوانهاى ايرانى و گاهى هم از آنها بود. اما ملتها خيلى عكس العملى نشان ندادند، اين براى آن است كه ملتهاى اسلامى باز تنبّه به اين پيدا نكردند كه تعليمات اسلام چيست .. اختلاف مسلمين منشأ گرفتاريهاى آنان. اسلام همه مسلمانها را وادار مىكند به اينكه با هم متفق باشيد، اختلاف نداشته باشيد، اگر اختلاف داشته باشيد، فَشَل (1) مىشويد و رنگ و بويتان از بين مىرود. و مع الأسف، مىبينيم كه ما هرچه مصيبت پيدا كرديم، از سالهاى طولانى تا حالا، از اين اختلافاتى بوده است كه در داخل خودمان بوده. دولتهايى كه- دولتهاى ممالك اسلامى، نه دولتهاى اسلامى- من نمىتوانم بگويم دولت اسلامى. چطور من به دولت عراق بگويم «دولت اسلامى»؟ چطور من به دولت مصر بگويم «دولت اسلامى»؟ اين دولتهايى كه در ممالك اسلام هستند، اينها را مىبينيم كه بر ضد مسلمين، بر ضد اين مسلمينى كه الآن در ايران مقابل امريكا و مقابل شوروى ايستادهاند، آنها پايگاه درست مىكنند براى امريكا __________________________________________________ (1)- سست، ترسو. اشاره به آيه 46 سوره انفال. كه بيا حمله كن به مسلمين. ما چطور مىتوانيم امثال سادات (1) را كه پايگاه درست مىكند و دعوت مىكند از امريكا كه هجوم كند به ايران و به مملكت اسلامى، چطور ما مىتوانيم اين را مُسلم بدانيم؟ و چطور مىتوانيم ما عراق را، دولت عراق را مسلم بدانيم، در صورتى كه اسلحه مىفرستد به ايران، و دائماً ايران را مورد هجوم قرار مىدهد، و براى امريكا كار مىكند؟. من گمانم اين است كه امريكا، شوروى را هم بازى داده. شوروى الآن به عراق كمك مىكند، در صورتى كه عراق امريكايى است، نه شوروى. كمكها را از او مىگيرد كه به ايران صدمه وارد كند و راه را براى امريكا باز كند، نه اينكه بخواهد راه را براى شوروى باز كند. امريكا بازى داده اين شوروى را. آنها اسلحه مىدهند كه براى امريكا كار كنند. آنها خيال مىكنند اين اسلحه را كه مىدهند به نفع شوروى است، و حال آنكه نيست به نفع شوروى. در هر صورت، مسلمين اگر با هم اتفاق پيدا بكنند و وحدت كلمه پيدا بكنند، نه قضيه قدس پيش مىآيد و نه قضاياى افغانستان پيش مىآيد و نه قضايايى كه براى مسلمين در جاهاى ديگر پيش مىآمد و پيش مىآيد، پيش مىآيد .. اقتدار و شكست ناپذيرى دولتها در همگامى با ملتها. بايد تا كى ملتهاى مسلم در غفلت باشند؟ چرا اين ملتها در مقابل اين ابرقدرتها قيام نمىكنند؟ ايران قيام كرد. الآن هم بيش از دو سال است- يا دو سال است- كه مىگذرد بر امر و تمام قدرتها هم مخالفت كردند. مع ذلك، ايران سر جاى خودش هست و ايستاده است و ابداً اعتنا به اين هياهو نمىكند و همه كارهايى هم كه آنها كردند فلج كرده؛ خوب همين كودتايى (2) كه تمام اين دولتهاى اطراف و آن دولتهاى بزرگ دست در آن داشتند ولكن نتوانستند كارى بكنند. چرا؟ براى اينكه مسئله، مسئله ملت است. اگر دولتِ شاه بود، كودتا مىخواستند بكنند فوراً مىشد؛ امريكا مىخواست كودتا بكند فوراً مىشد. __________________________________________________ (1)- محمدانور سادات، رئيس جمهور مصر. (2)- كودتاى نافرجام «نوژه»-------------------------------------. اما حالا مسئله، مسئله ملت است؛ يعنى، اينطور نيست كه دولت و ملت دوتا باشند، اينطور نيست كه مثل دولت عراق باشد كه ملت با او دشمن است، مثل دولت مصر باشد كه ملت با او دشمن است. اينجا ملت اسلامى است كه حكومتش اسلامى است و ملت با اين حكومت موافقند. از اين جهت، توطئهها را خود ملت به دست مىآورد. خود اين سربازها توطئههايى كه در داخل سربازخانهها انجام مىگيرد به دست مىآورند و گزارش مىدهند. پاسدارها همه دنبال اين مطلب هستند كه اين توطئهها را خنثى كنند و خود ملت است كه ناظر است، در همه جا ناظر است. الآن هم در همه اطراف، اين جنايتكارها را به تدريج، پيدا مىكنند و معرفى مىكنند و خودشان مىگيرند و تحويل مىدهند. اگر دولتها بفهمند اين معنا را كه اگر اينها با ملت خودشان درست رفتار كنند و ملت همراه آنها باشد چه خواهد شد، اگر اين خوفى كه اين ابرقدرتها ايجاد كردند در اين دولتها بفهمند كه در دولت ايران هم اين اخافهها (1) هميشه بوده است و حالا هم هست، لكن دولت فعلى ايران ديگر گوش به اين حرفها نمىدهد. اگر بفهمند كه طرفدارى ملت از يك دولتى چه معنا دارد، بفهمند اين معنا را كه اگر ملتها را دلشان را به دست بياورند و حكومت بشود- يك حكومتى كه مال خود ملت باشد، از خود ملت جوشش كند و عقايد، عقايد اسلامى باشد، احكام، احكام اسلامى باشد و زير سايه اسلام بخواهند زندگى بكنند- و ملتهايى كه به اسلام عقيده دارند همراه آنها بشوند، آن وقت مىفهمند كه هيچ يك از دولتهاى بزرگ نمىتوانند كارى انجام بدهند، چنانچه در اينجا نتوانستند. تا الآن دو مرتبه، سه مرتبه- به حسب ظاهر- هى قيام كردند يا [توطئه] كردند كه كودتايى بكنند يا بريزند در ايران، لكن فَشَل شدند و دائماً هم درصدد هستند، نه اين است كه در صدد نيستند. لكن من مطمئنم و اطمينان مىدهم به ملت خودمان كه نمىتوانند كارى انجام بدهند .. خيانت مدعيان ملى گرايى. ملت بايد توجه داشته باشد كه تا توجه به خدا دارد، تا توجه به اسلام دارد، تا __________________________________________________ (1)- اخافه: ترسانيدن. خدمتگزار اسلام است، كسى نمىتواند به او آسيبى برساند، مگر كه اين حيثيت از دستشان برود. بايد اين جهت اسلاميت را حفظ كند. اين ملى گراها و اينها كه هى فرياد ملى، ملى مىزنند، همينها هستند كه بعضىشان در اين كودتا هم دخالت داشتند، بر ضد اين مملكت خودشان براى ديگران. همينها هستند كه بعضىشان به طورى كه شواهد هست، دخالت در اين امر داشتند. اين جهات مختلفه، گروههاى مختلفهاى كه در ايران هست و هى داد خلق را مىزنند، و داد اينكه ما چطور هستيم، اينها هم همينهايند كه در اين مسائل دخالت داشتند. اينها هم همينهايند كه مىروند در امريكا اين جوانهاى عزيز ما كه گرفتار هستند، همين اشخاص كه دعوى خلقيت و- نمىدانم- چه مىزنند، همينها آنجا مىروند، به آنها مىگويند: اى مرتجعين! اينها چه جمعيتهايى هستند؛ در داخل اين كارها را مىكنند، در خارج آن كارها را مىكنند؟ تا ملتها بيدار نشوند و اين ريشهها را نكَنند و تا يك دولتى كه دولت اسلامى باشد به تمام معنا، دولتى باشد كه متعهد باشد به احكام اسلام، دولتى باشد كه غربزده نباشد، به اسلام گرايش داشته باشد، روى كار نيايد، ما بايد باز همين گرفتاريها را داشته باشيم .. تمام مقصد ما مكتب ماست. مجلس بايد به تمام قوّهاى كه دارد و قوّه او از همه قوّهها بالاتر است- وتمام مسلمين واجب است بر آنها كه پشتيبانى كنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص- بايد با تمام معنا كوشش كند كه افرادى كه سر كار مىآيند، نخست وزير، ساير وزرا و ساير كسانى كه كارهاى مهم را دارند، از اشخاص مسلمان [باشند] متعهد، متوجه به كارهايى كه در دنيا مىشود، مدبّر، لكن متعهد به اسلام، متعهد به مكتب .. مكتب بزرگترين چيزى است كه از براى ما مطرح است. نبايد راجع به مكتب يك كلمهاى كسى بگويد. اشتباه مىكنند اگر مىگويند مكتب چطور. تمام مقصد ما مكتب ماست و مسلمانهاى ما براى مكتب ماست كه اينطور قدرت دارند. و اينطور در مقابل ديگران مىايستند. اگر چنانچه ساير ممالك اسلامى هم مكتب خودشان را حفظ كنند - اين مكتب اسلام را- اگر مكتب اسلام را حفظ بكنند، مطمئن باشند كه هيچ قدرتى به آنها آسيب نمىرساند. اگر ما مكتب خودمان را حفظ نكنيم- كه يكى از تعليمات مكتب ما اين است كه متفق با هم باشيم- هر يك از اين گروهها يا هر يك از اين افراد كه بر ضد آن رفيق خودش يك كلمهاى بگويد، از مكتب خارج شده است و به درد اصل ايران ديگر نمىخورد. هر كدام از اينها كه ديگرى را بخواهند تضعيف كنند، مجلس بخواهد يكى ديگر را تضعيف كند، يكى ديگر بخواهد مجلس را تضعيف كند، دولت بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد دولتش را تضعيف بكند، رئيس جمهور بخواهد مجلس را تضعيف كند، مجلس بخواهد رئيس جمهور را تضعيف كند، تمام اينها برخلاف مكتب اسلام است، مخالفت با اسلام است .. بايد اين آقايان همان طورى كه مدعى هستند اسلامى هستيم، واقع مطلب اين است كه بايد در عملشان، در قولشان، در خطابه هايشان، در حرفهايشان، در نوشته هايشان، در روزنامه هايشان نشان بدهند كه ما مسلمانيم. اين چه مسلمانى است كه هر روزنامهاى كه مال يك طايفه است به طايفه ديگر فحاشى مىكند؟! ما چى جواب اين مردم را بدهيم كه هى مىآيند از من الآن وقت خواستهاند از بازار تهران كه بيايند بگويند اين چه خبر است، اين آقايان چهشان است با هم؛ اين آقاى رئيس جمهور با مجلس، مجلس با رئيس جمهور چرا، چرا اينطور رفتار مىكنند؟ چرا بايد اينطور باشد كه صداى مردم در آيد؟ من نصيحت به آنها مىكنم، من از لسان اسلام به آنها نصيحت مىكنم كه با هم اختلاف نكنيد. شما اگر اختلاف بكنيد، راه را براى ديگران باز مىكنيد. شما اختلاف با هم نداشته باشيد. سر چه اختلاف مىكنيد؟ چه ميراثى هست كه شما مىخواهيد قسمت كنيد و سرش اختلاف مىكنيد؟ اين همه مردم جوانهايشان را دادند، ميراث براى شما گذاشتند كه اختلاف با هم بكنيد و اينطور توى سر هم بزنيد و اينطور فساد ايجاد كنيد؟! يك قدرى با هم رفيق باشيد، دوست باشيد، برادر باشيد .. آقاى رئيس جمهور افرادى كه به درد جامعه اسلامى ما بخورد، به درد مكتب ما بخورد بايد تهيه كند، معرفى كند؛ يعنى، نخست وزير را [كه] او تهيه مىكند بايد يك شخصى باشد كه همه آن صفاتى كه من گفتهام درش باشد. از اينكه در رأس همه صفات، مكتبى بودن است. فكر بكند؛ فكر مكتب اسلام. درصدد باشد كه اسلام را تقويت بكند. درصدد باشد كه احكام اسلام را پياده بكند، نه درصدد اين باشد كه مليت را احيا بكند. آنهايى كه مىگويند: «ما مليت را مىخواهيم احيا بكنيم»، آنها مقابل اسلام ايستادهاند. اسلام آمده است كه اين حرفهاى نامربوط را از بين ببرد. افراد ملى به درد ما نمىخورند، افراد مسلم به درد ما مىخورند. اسلام با مليت مخالف است. معنى مليت اين است كه ما ملت را مىخواهيم، مليت را مىخواهيم، و اسلام را نمىخواهيم. آن مردِكه (1) در خارج گفت كه اول من ايرانى هستم، ملى هستم، دوم ايرانى هستم، سوم اسلام [ى]. اين اسلام نيست، تو سوم هم اسلامى نيستى .. روز قدس، روز قيام مسلمانان عليه مفسدين. بايد آقايان توجه كنند، تمام مسلمين توجه بكنند. روز قدس روزى است كه بايد تمام ملتهاى اسلام با هم توجه بكنند و اين روز را زنده نگه دارند. اگر يك هياهويى از تمام ملتهاى مسلمين بلند بشود، روز جمعه آخر ماه مبارك، كه روز قدس است، همه ملتها قيام بكنند- همان كه حالا همان تظاهرات، همان راهپيمايىها را بكنند- اين مقدمه مىشود از براى اينكه ان شاء اللَّه جلوى اين مفسدين را ما بگيريم و كلك اينها از بلاد اسلام كنده بشود. ما، هى سست مىگيريم، مسلمانها هى سست مىگيرند، ملتها بىطرف مىمانند، كم قيام مىكنند و نهضت مىكنند، كم تظاهر مىكنند راجع به اين امور. اسرائيل وقتى كه ديد ملتها با هم مخالف هستند و دولت مصر هم، كه همراه اوست، برادر است و عراق هم كه با اينها برادر است، وقتى اين چيزها را ديد، هى قدم قدم پيش مىرود. و شما مطمئن باشيد كه اگر سست بگيريد، اينها تا فرات (2) مىخواهند بروند. اينها همه اينجا را ملك خودشان مىگويند هست .. __________________________________________________ (1)- شاپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم پهلوى. (2)- رودى بزرگ در كشور عراق، شعار اسرائيل هميشه تصاحب نيل تا فرات بوده است. شما بايد محكم بايستيد در مقابل اينها و چنانچه مسلمين- ملتهاى مسلم- بايستند در مقابل اينها، و اگر دولتهايشان بخواهند مخالفت كنند، مشت توى دهنشان بزنند چنانكه ايران مشت در دهن محمدرضا زد. محمدرضا از همه دولتهاى مسلمين، از همه آنها قويتر بود، و از همه آنها پشتوانهاش بيشتر بود، مع ذلك، ملت ما قيام كرد و اسلام را وجهه نظر خودش قرار داد، و «اللَّه اكبر» را فرياد كشيد و اين قدرت را از بين برد و قدرتهاى ديگر را هم، و تا آخر هم همه قدرتها اگر روى هم باشند، نمىتوانند آسيب به يك همچو ملتى برسانند .. جريحهدار شدن عواطف ملت بواسطه اختلافات و فتنه انگيزيها. يك همچو ملتى كه ما داريم به اين صفا، به اين خوبى كه در همه قضايا پشتيبان دولتشان هستند، پشتيبان رئيس جمهورشان هستند، پشتيبان مجلسشان هستند، حيف است كه اين ملت را ما عواطفشان را جريحهدار كنيم و ما بنشينيم با هم مخالفت كنيم. نه خدا را خوش مىآيد از اين و نه ملت را. ملت ناراحت است از اين كار. روزنامه هايتان را جلويش را بگيريد. آقايان روزنامههايى كه به آنها مربوط است، جلويشان را بگيرند. اين عذر نمىشود كه ما روزنامهها را نمىدانيم چه نوشته است. نخير، اين عذر نيست. بايد روزنامهها را ببينند چه نوشته. خودشان نمىرسند، خود آقايانى كه مثلًا، در مجلس هستند يا آقايانى كه در خارج مجلس هستند، نمىرسند بخوانند، يك كس ديگر را وادار كنند كه روزنامهها را بخوانند. روزنامهها ببينند چه است. در روزنامهها مشغول فتنهانگيزى هستند و مشغول اين هستند كه دولت را با رئيس جمهور، مجلس را با رئيس جمهور، رئيس جمهور را با مجلس مخالف كنند و اين يك توطئهاى است كه در روزنامهها ايجاد شده است و بايد خود آقايان جلويشان را بگيرند قبل از اينكه ملت جلويش را بگيرد، قبل از اينكه خود ملت بيايد و بىملاحظه از كسى، تمام اين روزنامهها را خفه كند خودشان جلويش را بگيرند .. در مجلس هم آقايان با هم باشند، رفيق باشند. همه مسلمان هستيم. همه بايد دوست با هم باشيم. مسلمين «يد واحده» بايد باشند. اينقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعى را حفظ بكنند، جهات اخلاقى را حفظ بكنند. هى اين به او بدگويى كند، او به اين بدگويى كند، اين اسباب ناراحتى مسلمانهاست. آقايان مىگويند، مسلمانها مىگويند، خوب ما خون بچه هايمان [را] دادهايم، يك قبرستان اينجا پر است از جوانهاى ما، قبرستانهاى شهرستان پر از جوانهاى ماست كه در راه اين مملكت و در راه اين اسلام اينها كشته شدهاند. حالا كه اينها كشته شدهاند، آقايان آمدهاند از خارج و از داخل، با هم نشستهاند دعوا مىكنند. سر چه ميراثى دعوا مىكنيد؟ ميراث پدر كدامتان است؟ يك قدرى آرام باشيد. يك قدرى توجه كنيد به مسائل. هر وقت هر كدام صحبت [مى] كنيد به ضد ديگرى نباشد كه اين خلاف آداب اسلام است، خلاف آداب مسلمين است، خلاف انسانيت است، خلاف مشى انبيا و مشى اولياست. نكنيد اين كار را. يك قدرى آرام باشيد. يك قدرى هواى نفس را كنار بگذاريد، اشتهار را كنار بگذاريد. تمام گرفتاريهاى ما سر اين هواى نفسى است كه ما داريم. اعدا عدوّ (1) انسان اين نفْس انسان است كه در بين جنبيه است. اين اعدا عدوّ انسان است. يك قدرى جلويش را بگيريد، يك قدر مهار كنيد .. ترغيب مسلمانان جهان به اتحاد بر عليه اسرائيل. خداوند ان شاء اللَّه ما را موفق كند به اينكه يك روزى برويم و در قدس نماز بخوانيم. اميدوارم كه مسلمانها روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالك اسلامى، در روز قدس، در روز جمعه آخر ماه مبارك، تظاهر كنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فرياد بزنند. وقتى يك ميليارد جمعيت فرياد كرد، اسرائيل نمىتواند، از همان فريادش مىترسد. اگر همه مسلمينى كه در دنيا الآن هستند، كه قريب يك ميليارد هستند، اگر در روز قدس، همه بيرون بيايند از خانه، فرياد بكنند «مرگ بر امريكا» و «مرگ بر اسرائيل» و «مرگ بر شوروى»، همين قول «مرگ بر __________________________________________________ (1)- دشمن ترين دشمن. شوروى» براى آنها مرگ مىآورد. جمعيتشان يك ميليارد، ذخايرشان اين همه زياد كه همه دولتها محتاج به ذخاير شما هستند. مع ذلك، شما را وادار مىكنند با هم مختلف باشيد، اختلاف كنيد و ذخايرتان را ما ببريم و هيچ كدام صحبت نكنيد .. خوب است يك مقدار ملتهاى غير ايران از ايران سرمشق بگيرند، از اين ملت نجيب عزيز ما. خوب است يك قدرى از اين جوانهايى كه در امريكا و در انگلستان و در بلاد غرب هستند و تظاهرات مىكنند و در مقابل پليس مىايستند و آنها را غل و زنجير مىكنند، در حال غل هم فرياد مىزنند و احقاق حق مىخواهند بكنند، يك قدرى ما متنبّه بشويم و ما تعليم بگيريم از اين جوانها كه آنها براى اسلام فرياد مىكنند. و ملتها بى طرف هستند، كأنّه آنها براى اسلام دارند فرياد مىكنند و ما اينجا با هم اختلاف مىكنيم و انصافاً انصاف نيست .. نگوييد من، بگوييد مكتب من. خداوند همهتان را توفيق بدهد و همه مسلمين را توفيق بدهد كه با هم «يد واحده» بشوند و خصوصاً ملت ايران را توفيق بدهد و اين نهادهايى كه هستند و در دولت و در مجلس و در ساير جاها، به اينها توفيق بدهد كه با هم تفاهم كنند و با هم باشند تا اينكه اين ملت آسيب نبيند. اگر- خداى نخواسته- آسيبى ديد، روى ماها سياه است و روى دولتها و روى اشخاصى كه در رأس هستند، در دنيا سياه است، در آخرت هم سياه است .. به خود باشند، براى خدا قيام كنند، براى خدا آرام باشند، براى خدا به هم نپرند، براى خدا اين نگويد كه توطئه برعليه من است، آن يكى بگويد توطئه برعليه من هست. نه، توطئه خارجى عليه افراد نيست. افراد قابل توطئه نيستند، عليه اسلام است. افراد قابل نيستند كه امريكا توطئه كند به ضد اين آدم، يا توطئه كند به ضد آن آدم. امريكا مىفهمد چه هست. امريكا به ضد اسلام است. او از اسلام صدمه خورده است، نه از افراد، نه از فرد؛ او از اسلام سيلى خورده است، او از ملتى كه مىگويد «اسلام» سيلى خورده است؛ نه از من سيلى خورده و نه از آقاى رئيس جمهور سيلى خورده و نه از اشخاصى كه در مجلس هستند و نه دولتها، هيچ كدام، از اينها سيلى نخورده است. از اين زاغه نشينها سيلى خورده، از اين ملت سيلى خورده. و او در صدد است. اگر توطئه كند، بر ضد ملت توطئه مىكند، نه اينكه بر ضد من يا بر ضد تو يا بر ضد او. خير، اين حرفها نيست در كار. اينقدر خودنمايى نكنيد. اين اشتباه است. انسان بايد توجه به خدا داشته باشد و خودش را در مكتبش فانى كند. هى نگويد من، بگويد: مكتب من. هر وقت مىگوييد، «مكتب من» بگوييد. از پيغمبرها بشنويد اين مطلب را. از اولياى خدا تعليم بگيريد كه هميشه دنبال مكتب بودهاند، نه دنبال خودشان؛ نه خودشان زرق و برق دنيايى داشتهاند و نه اينقدر توجه به نفْس داشتند كه من چه كردم و من چه كردم. خير، اين حرفها نبوده. از آنها بايد تعليم بگيريم و آدم بشويم. آدم، وقتى [ساخته] مىشود كه خودش را هيچ نبيند و هرچه مىبيند خدا ببيند و هرچه هم هست اوست: اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالارْض. (1) تمام قدرتها مال اوست و تمام نورها مال اوست و همه چيز از اوست و ما هيچ هستيم و اين معنا را بايد ادراك بكنيم. اگر مسلمين ادراك بكنند كه ما از خدا هستيم و براى خدا بايد باشيم، ديگر آسيب نمىبينند، ديگر اسرائيل قدمش را باز پيش نمىآورد .. ما بايد جديّت كنيم كه اسرائيل را برانيم از اين زمينهاى اعراب، نه اينكه بگوييم در بيت المقدس [پايتخت] را قرار نده. خير و نبايد گول بخوريم از امريكا و از اين مجالسى كه درست كردهاند و تعزيه گردانى مىكنند براى خوردن ما، از آنها گول بخوريم. هركس بايد خودش قيام [كند]، مسلمين بايد خودشان قيام كنند در مقابل اينها. دنبال اين نباشند كه دولتهايشان يك كارى بكنند. دولتها كارى نمىكنند. خودشان بايد بكنند. دنبال اين نباشند كه در آغوش آن يكى برويم براى نگهدارى ما از آن يكى. خير، همه گرگند و همه شما را مىخورند. بايد خودتان حفظ كنيد. توجه به خدا بكنيد. توجه به اسلام بكنيد و براى خدا و براى اسلام قيام بكنيد و براى خدا و براى اسلام به پيش برويد و پيروز هستيد. ان شاء اللَّه .. - و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته. __________________________________________________ (1)- بخشى از آيه 35 سوره نور: «خدا نور آسمانها و زمين است.» نرانى [در جمع اعضاى كنگره آزادى قدس (بازگشت به اسلام واقعى)]. زمان: بعدازظهر 18 مرداد 1359/27 رمضان 1400. مكان: تهران، حسينيه جماران. موضوع: دولتهاى اسلامى منشأ گرفتاريهاى مسلمين- بازگشت به اسلام واقعى. حضار: اعضاى كنگره آزادى قدس، نمايندگان سازمانهاى آزاديبخش جهان.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. مشكل مسلمين حكومتهاى مسلمين است. اين ماه مبارك رمضان بر همه مسلمين مبارك باد! و مبارك آن روزى است كه مسلمين با احساس وظيفه بتوانند بر مشكلات خودشان غلبه كنند .. مشكل مسلمين فقط قدس نيست، اين يكى از مشكلاتى است كه مسلمين دارند. افغانستان مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ پاكستان مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ تركيه مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ مصر مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ عراق مگر از مشكلات مسلمين نيست؟ بايد ما تحليل كنيم كه مشكل كه در همه اقطار مسلمين هست، از كجا پيدا شده است و راه حلّش چيست. چرا مسلمين در همه جاى دنيا تحت فشار حكومتها و ابرقدرتها هستند و راه حلّ اين مسئله چيست تا اينكه هم رمز پيروزى بر همه مشكلات به دست بيايد و هم قدس و افغان و ساير بلاد مسلمين آزاد بشوند .. مشكل مسلمين، حكومتهاى مسلمين است. اين حكومتها هستند كه مسلمين را به اين روز رساندهاند. ملتها مشكل مسلمين نيستند. ملتها با آن فطرت ذاتى كه دارند، مىتوانند مسائل را حل كنند، لكن مشكل، دولتها هستند. شما سرتاسر ممالك اسلامى را وقتى كه ملاحظه كنيد كم جايى را مىتوانيد پيدا بكنيد كه مشكلاتشان به واسطه حكومتهايشان ايجاد نشده. اين حكومتها هستند كه به واسطه روابطشان با ابر قدرتها و سر سپردگىشان با ابرقدرتهاى چپ و راست، مشكلات را براى ما و همه مسلمين ايجاد كردهاند. اگر اين مشكل از پيش پاى مسلمين برداشته بشود، مسلمين به آمال خودشان خواهند رسيد و راه حلّش با دست ملتهاست .. تحول ملت منشأ دفع مشكلات. شما ديديد كه مشكل ما كه از مشكلات ديگران بيشتر بود- و قدرت شيطانى شاه مخلوع از همه قدرتها بيشتر بود و طرفداران او ابرقدرتها و همه حكومتهاى اسلامى و غير اسلامى بودند- ملاحظه كرديد كه حل اين مشكل به پناه بردن به يك كشورى يا يك قدرتى يا يك ابرقدرتى نبود. حل مشكل را خود ملت كردند. ملت ما متحوّل شد از خوف به شجاعت و از يأس به اطمينان و از توجه خود به توجه به خدا و از تفرقه به اجتماع. اين تحول، تحول معجزه آسا اسباب اين شد كه اين مشكل بسيار بزرگ را، مشكلى را كه شايد همه جا و همه دنيا محال مىدانستند، حلّش كند .. شما گمان نكنيد كه ايران داراى سلاح بود. ايران سلاحش سنگ بود، چوب، مشت [...]، لكن سلاح معنوى داشت. سلاح معنوىاش ايمان به مكتب، ايمان به خداى تبارك و تعالى و توكل به مبدأ قدرت و وحدت كلمه [بود]. حالا كه مىبينيد دست ملت ما- يعنى، غير نظاميها- تفنگ است، اين تفنگى است كه به غنيمت از بستگان شاه به دستشان افتاده، والّا تفنگى در كار نبود، ايمان بود. ملت از مركز گرفته تا سرحدّات، هرجا برويد، يك كلمه مىگفتند. آن روز اين گروههاى فاسد مفسد زير خاك بودند؛ مثل حيواناتى كه در سوراخها بودند و ميدان مال ملت بود. از مركز تا سرحدّات، هر جا مىرفتيد، حتى بچههاى كوچك، صدايشان بلند بود كه ما اسلام را مىخواهيم، جمهورى اسلامى را مىخواهيم. مريضهايى كه در بستر و در بيمارستان بودند هم همين منطق را داشتند. جوانها هم همين منطق را. دانشگاه و مدرسه هم همين منطق و زنها و مردها هم منطقشان همين بود. از آن خواب گرانى كه ما را ابرقدرتها خوابانده بودند و از همه مسائلى كه بايد به آن توجه داشت، غفلت كرده بوديم. ناگاه بارقهاى از جانب خداى تبارك و تعالى پيدا شد و ما را بيدار كرد و اين مشكل به نظرِ همه محال را، حل كرد .. مشكل، شاه مخلوع ودار و دسته او بود و حل مشكل به دست خود ملت بود. نه يك تفنگ از خارج براى ملت ما آمد و نه يك حكومت خارجى به ما كمك كرد، بلكه آنها مخالف ما بودند. عراق سرسخت مخالف با ما بود. كويت سرسخت مخالف با ما بود و مصر هم كه حالش را مىدانيد. و ساير ممالك را [حال] دولتهايشان را مىدانيد. در عين حالى كه همه قدرتها يك طرف صف آرايى كرده بودند و ملت ما با دست خالى يك طرف، ملت ما هجوم كرد و اين سد [را]، كه خيال مىكردند ممتنع است شكستنش، شكستند .. وظيفه علماى بلاد اسلامى در بيدار نمودن مردم. بايد كارى كرد كه ملتها هر جا هستند، ملتها بفهمند تكليف خودشان را. اگر بخواهيد و بخواهند و دانشمندها بخواهند و علماى همه بلاد اسلامى و دانشگاههاى همه بلاد اسلامى بخواهند مشكله اسلام و ممالك اسلامى حل بشود، بايد مردم را بيدار كنند؛ اين مردمى كه با تبليغات چند صد ساله، به آنها باورانده بودند كه نمىشود با امريكا يا با شوروى مخالفت كرد، و الآن هم باور ملتهاى ديگرى هست. بايد اينها [را] به ايشان فهماند كه مىشود .. بهتر دليل بر اينكه يك امرى ممكن است، وقوع اوست و اين امر واقع شد در ايران. دولتهاى ديگر، ملتهاى ديگر گمان نكنند كه ايران از آنها عُدّه (1) و عِدّه بيشتر داشت خير، شايد در عشاير عراق بيشتر از ايران اسلحه باشد، لكن مغزهاى اينها را به واسطه تبليغات دامنه دارى كه شده است، شست وشو كردهاند و از اسلام مأيوس كردهاند، و اين مغزها را پر كردهاند از اينكه با اين قدرتها نمىشود طرف شد. اين از چيزهايى است كه با تبليغات خودِ آنها و عمّال آنها در داخل ممالك تحقق پيدا كرده است .. بايد آنهايى كه در همه ممالك هستند، آنهايى كه دلشان براى ملتها مىتپد، آنهايى كه به اسلام اعتقاد دارند و براى اسلام مىخواهند خدمت كنند، هر كدام در محل خودشان، ملت خودشان را بيدار كنند؛ تا ملت، خودشان را كه گم كردهاند، پيدا كنند. ملتها خودشان __________________________________________________ (1)- توان، قدرت. را گم كردهاند، مملكت خودشان را گم كردهاند. هرچه در ذهنشان وارد مىشود، اين [است] كه نمىشود با اين قدرتها طرف شد، اينها چهها و چهها خواهند كرد. بايد از مغز ملتها اين «نمىشودها» را بيرون كرد و به جاى آن، «مىشودها» را گذاشت. نه، مىشود اين كار را كرد. يك ميليارد جمعيت- تقريباً- جمعيت مسلمين با دارا بودن آنهمه امكانات و آن سرزمينهاى وسيع و آن مخازن زيرزمينى وسيع و آن پشتوانه اسلامى- الهى، نبايد در ذهنشان بيايد كه نمىشود. اين قدرت بزرگ شيطانى شوروى، كه با تمام قوا افغانستان را مىخواهد خفه كند، نتوانسته است. ملت اگر يك چيزى را نخواهند، نمىشود تحميلشان كرد. بايد ملت را بيدار كرد تا بخواهند. ملت ما هم قبل از بيست سال، خواب بود، توجه نداشت. از بيست سال به اين طرف هى گفتند، گويندگان گفتند، علما گفتند، دانشگاهيها گفتند. كم كم رسيد به تظاهرات، كم كم رسيد به ريختن در خيابانها، كم كم رسيد به «اللَّه اكبر»، و قدرت بزرگ شيطانى در مقابل «اللَّه اكبر» نتوانست بماند؛ و همه مىخواستند بماند. من مطلع بودم همه قدرتها مىخواستند كه اين نوكرى (1) كه براى همهشان خدمتگزار بىچون و چراست، در ايران بماند تا منافعشان را ببرند و هرچه ما ذخاير داريم آنها به رايگان ببرند، لكن ملت وقتى نخواهد، نمىشود. بايد ملت را بيدار كرد كه آن چيزى را كه خيال مىكرد نبايد بخواهد، بخواهد و آن امرى را كه به خيالش نمىشود، بيدارش كرد كه مىشود. ملت [ها] از دولتهاى خودشان بخواهند كه تسليم بشوند، و الّا همان كارى را كه ملت ايران كرد، با آنها بكنند تا حلّ مشكل بشود. حلّ مشكل بدون اينكه اين اشخاصى كه سر راه ايستادند و مانع هستند از اينكه مشكلات حل بشود، اينها را بايد از بين راه بردارند. هر جا شما برويد، در هر كشورى از كشورهاى اسلامى نه، بلكه همه كشورهاى دنيا، اين سران قوم هستند كه مانع هستند از رشد فكرى و معنوى و مادى ملتها. اين سران كشورها هستند كه وابستگان خودشان را در دانشگاهها معلّم مىكنند، و معلّمهاى دانشگاه، جوانهاى ما را خراب مىكنند. مانع، اين __________________________________________________ (1)- محمد رضا پهلوى. حكومتهاست؛ حكومتها با اختلاف مراتب. حكومتها جلوى رشد جوانهاى ما را گرفتند و جلوى پيشرفت مسلمين را .. ملى گرايى، اساس بدبختى مسلمين. آنهايى كه، آن قدرتهاى بزرگى كه مطالعه كردند روى كارها سالهاى طولانى، صدها سال فرستادند و مطالعه كردند روى گروهها، روى افراد، روى اشخاص و مطالعه كردند حتى روى زمينها، جنگلها- همه جا- در جامعهها اين را يافتهاند كه اسلام است كه مىتواند جلويشان بايستد. از اين جهت، آن چيزى كه از همه چيز براى آنها مطرح است، اسلام است و آن چيزى كه سر راه اسلام قرار دادند، اين حكومتهاى فاسدند. با دست حكومتهاى فاسد و با تبليغ حكومتهاى فاسد، اين نژادپرستىها و گروه پرستىها در بين مسلمين رشد كرده. عربها را در مقابل عجمها و تركها قرار دادند و عجمها را در مقابل عربها و تركها را در مقابل ديگران و همه نژادها را در مقابل هم .. اينكه من مكرّر عرض مىكنم كه اين ملّى گرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين ملّى گرايى، ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد، و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا را در مقابل كذا. اينها نقشههايى است كه مستعمرين كشيدهاند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند. در عراق، حكومت عراق، حكومت سابقتر از اين حكومت- كه اين بدتر از آن است- اينها طرح مىكردند كه ما مىخواهيم مجد بنى اميه (1) را احيا كنيم در مقابل اسلام. اسلام كه آمده بود همه مجدها را فانى كند در مجداللَّه، اينها مىگفتند ما مجد بنى اميه را بايد احيا كنيم و اين چيزى نبود كه شعور اينها برسد، تلقينى بود كه ابرقدرتها مىكردند كه اسلام متفرق بشود، مسلمين با هم متفرق بشوند، دشمنِ هم بشوند. در ايران از سالهاى طولانى، اشخاص بىاطلاع از اساس مسائل، ولو فرض كنيد بعضىشان مغرض نبودند، اينها هم هى طبل ملّيت را كوبيدند، __________________________________________________ (1)- سلسله بنى اميه بعد از معاهده صلح بين امام حسن مجتبى (ع) با معاويه به سبك رژيمهاى شاهنشاهى توسط معاوية ابن ابى سفيان پايه گذارى شد. همان ملّيتى كه مىخواست اساس اسلام را در ايران بربچيند .. اسلام آمده است كه همه نژادها باهمند؛ مثل دندههاى شانه مىمانند؛ هيچ كدام بر هيچ كدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترك بر هيچ يك از اينها و نه هيچ نژادى بر ديگرى و نه سفيد بر سياه و نه سياه بر سفيد، هيچ كدام بر ديگرى فضيلت ندارند. فضيلت با تقواست، فضيلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اينها تبليغاتى بوده است، تلقيناتى بوده است كه از ابرقدرتها كه مىخواستند ما را بچاپند، شده است و مع الأسف، بعض اشخاص مسلمان صحيح هم باورشان آمده .. در چندين سال قبل- محتمل است، گمان مىكنم زمان رضاخان بود- يك مجمعى درست كردند و يك فيلمهايى تهيه كردند و يك اشعارى گفتند و يك خطابههايى خواندند، براى تأسف از اينكه اسلام بر ايران غلبه كرد، عرب بر ايران غلبه كرد. شعر خواندند، فيلم [به] نمايش گذاشتند كه عرب آمد و طاق كسرى را، مدائن را گرفت و گريهها كردند. همين ملّيها، همين خبيثها گريهها كردند. دستمالها را درآوردند و گريه كردند كه اسلام آمده و سلاطين را، سلاطين فاسد را شكست داده و اين معنا در هر جا، به يك صورتى به ما، به ملتها تحميل شده در ممالك عربى، عرب بايد چه باشد. اين تلقين است. اين مخالف با قرآن است. در ممالك غير عربى، هر كدام خودشان بايد، ملت خودشان بايد جلو باشد. اين برخلاف تعليمات اسلام است. اين آن است كه اين ابرقدرتها آرزويش را مىكنند و كردند و عمل كردند. وقتى اينها غلبه كردند، در جنگ دوم غلبه كردند بر عثمانى، عثمانى را تكه تكه كردند، شايد قريب پانزده تا كشور كردند و هر كدام [را] يك نوكرى از خودشان بالا سرش گذاشتند و مع الأسف، آنهايى كه اساس مطلب را مطّلع نبودند، آنها هم اين مسائل را اهميتى به آن نمىدادند و الآن هم نمىدهند .. حل مشكلات جهان اسلام در بازگشت به اسلام. مشكل ما الآن دولتهاى ماست. مشكل اسلام دولتهاى اسلامى است. اين مشكل بايد حل بشود. اگر دولتهاى اسلامى به خود بيايند و گرايش [پيدا] كنند به اسلام و از عروبت برگردند به اسلاميت، و از تركيّت برگردند به اسلاميت، حل مىشود مسائل و اگر آنها نكنند، اين مشكل هست تا وقتى ساير كشورها مثل ايران بشوند. ايران با مشت، اين مشكل را حل كرد و بايد همه كشورها با مشت خودشان اين مشكل را رفع كنند .. ما نبايد بنشينيم كه حكومتهاى ما كارى براى ما انجام بدهند. حكومتهاى ما براى خودشان هستند. اين حكومتهايى كه در بلاد مسلمين هست، اينها به اسلام هيچ كارى ندارند. اگر يك دفعه اسلام بگويند، براى اين است كه شما را بازى بدهند. اسلام صدّام هم مثل اسلام محمدرضا خان است. اسلام آن مصرى هم؛ سادات هم، مثل اسلام صدّام است. اين يك اسلامى است كه در لفظ گفته مىشود، لكن پايگاه درست مىكند و مىگويد ما همراه هم مىشويم، برويم ايران را از بين ببريم. ايران يعنى چه؟ يعنى، يك مملكت اسلامى. با كافر هم عهد مىشود براى كوبيدن مسلمين. اين فرم اسلام آقاى سادات! اسلامش اين فرم است. آقاى صدّام هم اسلامش اين فرم است كه مىگويد: اسلام. مىگويد: مسلم. مىگويد چه، مىگويد: ما با ملت ايران [...]، در بعضى از نطقهايش گفته كه با ملت ايران ما كارى نداريم، ما همراه هستيم، با حكومت ايران هم همراهيم. اما روزى نمىشود، الّا اينكه سرحدّات اين ملت را، سرحدّات اين مملكت را با آتش و توپهاى كذا مورد تجاوز قرار مىدهد. اين يك فرم اسلامى است؛ اسلام وارداتى از امريكا و وارداتى از شوروى!. ما تا به اسلام برنگرديم؛ اسلام رسول اللَّه، تا به اسلام رسول اللَّه برنگرديم، مشكلاتمان سر جاى خودش هست، نه مىتوانيم قضيه فلسطين را حلش كنيم و نه افغانستان را و نه ساير جاها را. ملتها بايد برگردند به صدر اسلام. اگر حكومتها هم با ملتها برگشتند كه اشكالى نيست و اگر برنگشتند، ملتها بايد حساب خودشان را از حكومتها جدا كنند و با حكومتها آن كنند كه ملت ايران با حكومت خودش كرد تا مشكلات حل بشود، والّا هى ما روز قدس بگيريم، فرياد بزنيم، هى آقايان اجتماع كنند و حرف بزنند، فرياد و حرف جلوى آنها را نمىگيرد. بلى، گاهى مىگيرد، منتها ما حرف هم نمىزنيم. اگر در روز قدس، تمام ملتها قيام مىكردند و فرياد مىزدند، نمىتوانست آن حكومت احمق (1) جلوى فريادشان را بگيرد. يك جمعيت كمى قيام مىكنند. اگر در روز قدس تمام كشورهاى اسلامى، ملتها همه برخيزند و فرياد بزنند، نه براى قدس تنها، براى همه ممالك اسلامى، پيروز خواهند شد. ما با فرياد، محمدرضاخان را بيرونش كرديم. شما خيال مىكنيد با تفنگ بيرون كرديم؟ با فرياد، با «اللَّه اكبر»! اينقدر «اللَّه اكبر» بر مغز اينها كوبيده شد كه خودشان را باختند و فرار كردند. از اين مملكت رفتند .. مسلمين بايد فرياد بزنند، گمان نكنند كه فرياد و شعار فايده ندارند. نخير، شعار فايده دارد، اما اگر همه فرياد بزنند. فرياد منِ تنها هيچ چيز نيست. فرياد يك محله، يك شهر هيچ چيز نيست. شما ببينيد فريادهايى كه حالا از ايران بلند مىشود، منحصر به تهران، قم، اهواز نيست. يكوقت مىبينيد كه سپاه پاسداران امر مىكند به تمام ملت كه فلان شب برويد بالاى پشت بام «اللَّه اكبر» بگوييد، همه اطاعت مىكنند. در قبل از اين انقلاب مگر مىشد كه يك دستهاى بگويند برويد بالاى منبر، گوش كنند به او؟ مدرّسين محترم قم مىگويند كه فلان روز بايد راهپيمايى بشود، همه ملت راهپيمايى مىكنند و چند نفر اهل علم محترم قم همينطور. بايد ملتها اينطور بشوند كه وقتى يك گروهشان گفت كه فلان عمل را انجام بدهيد، اين را يك فرمانى بدانند كه از بالا صادر شده و بايد عمل كنند. ملت ما حالا اينطور شده. ما ميل داريم ملتها همه اينطور بشوند .. صدور معنويت انقلاب اسلامى به جهان. ما كه مىگوييم «انقلابمان را مىخواهيم صادر كنيم»، مىخواهيم اين را صادر كنيم، مىخواهيم اين مطلب را، همين معنايى كه پيدا شده، همين معنويتى كه پيدا شده است در ايران، همين مسائلى كه در ايران پيدا شده، ما مىخواهيم اين را صادر كنيم. ما نمىخواهيم شمشير بكشيم و تفنگ بكشيم و حمله كنيم. عراق با ما الآن مدتهاست دارد حمله مىكند و ما هيچ حملهاى به آنها نمىكنيم. آنها حمله مىكنند ما دفاع مىكنيم. دفاع __________________________________________________ (1)- رژيم حاكم بر مصر، كه از راهپيمايى مردم كشورش در روز قدس جلوگيرى كرد. لازم است. ما مىخواهيم كه اين انقلابمان را، انقلاب فرهنگىمان را، انقلاب اسلامىمان را به همه ممالك اسلامى صادر كنيم. و اگر اين انقلاب صادر شد، هر جا صادر بشود اين انقلاب، مشكل حل مىشود .. شما كوشش كنيد كه اينطورى كه ايران انقلاب كرد و اينطورى كه ايران الآن هم حاضر براى همه چيز است، ملتهاى خودتان را بيدار كنيد. آنهايى كه براى اسلام دلشان مىسوزد، آنهايى كه براى كشورشان دلشان مىسوزد، ملتهاى خودشان را بيدار كنند تا اين تحول الهى، كه در ايران پيدا شد، در آنجاها پيدا بشود. هر جا پيدا بشود، مسئله حل است. ديگر آن وقت نترسيد كه چهار تا فاسد بيايند مسجد الاقصى را بگيرند. آن وقت ديگر ترس نكنيد. حل است مسئله. اما وقتى يك ملتى، دو طايفه، ده طايفه، صد طايفه مىشوند و هر كدام به خلاف ديگرى هستند، و حكومتها هم اينجور حكومتها هستند، ديگر توقّع نداشته باشيد كه با اين طرز فكر و با اين طرز حكومت، بتوانيد غلبه بكنيد. بايد تعليمات اسلام را گرفت و همان طورى كه اسلام دستور داده است كه مؤمنين، همه مؤمنين در همه جا برادر هستند (1) و امر كرده است به اينكه اعتصام به حبل اللَّه بكنيد و متفرق از هم نشويد (2) و دستور داده است به اينكه تنازع با هم نكنيد والّا فَشَل مىشويد، (3) مسلمين وقتى مىتوانند از گير ابرقدرتها و از گير حكومتهاى فاسد خودشان خلاص بشوند كه اين امر خدا را اجابت كنند. اين دعوت الهى است. از صدر اسلام تا آخر، اين دعوت را اجابت كنند. اگر دعوت را اجابت نكنند و هى بخواهند بگويند كه آقا بياييد بكنيد اين كار را، تا اين دعوت اجابت نشود، كارى از ما نمىآيد. كار وقتى از ما ساخته است كه اسلامى فكر كنيم و به قرآن و اسلام گرايش پيدا كنيم و به تعليمات صدر __________________________________________________ (1)- بخشى از آيه 10 سوره حجرات: «انَّما المُؤمِنونَ اخوَةٌ»؛ جز اين نيست كه مؤمنين برادرند. (2)- بخشى از آيه 103 سوره آل عمران: «وَ اعْتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقوا»؛ به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد. (3)- سوره انفال، آيه 46: «وَ اطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاتَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ ريحُكُم وَ اصْبِرُوا انَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرينَ»؛ و همه پيرو فرمان خدا و رسول باشيد و هرگز راه اختلاف و تنازع را نپوييد كه در اثر تفرقه، سست و ترسو شده قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلكه همه بايد پايدار و صبور باشيد كه خدا هميشه با صابران است. اسلام عمل كنيم .. من اميدوارم كه شما عزيزانى كه از اطراف آمديد براى روز قدس، موفق بشويد و همه مسلمين موفق بشوند و ان شاء اللَّه يك روزى همه مسلمين با هم برادر و همه ريشههاى فساد از همه بلاد مسلمين كنده بشود و اين ريشه فاسد اسرائيل از مسجد الاقصى و از كشور اسلامى ما كنده بشود و ان شاء اللَّه تعالى با هم برويم و در قدس نماز وحدت بخوانيم .. والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۸ساعت 17:0  توسط کمک یا صاحب الزمان تا ظهور رجعت و شهادت
|
|